زمان انتشار : ۹ آذر ,۱۳۹۴ | ساعت : ۰۵:۴۴ | کد خبر : 456806 |

اگر «بودریار» زنده بود می گفت «حملات پاریس رخ نداده است»؟ / یادداشتی از «حمید دباشی»

شفقنارسانه- «حمید دباشی» استاد ایران پژوهی دانشگاه کلمبیا در یادداشتی که وبسایت‌ »الجزیره» انگلیسی منتشر کرده است به مقایسه نحوه بازنمایی جنگ «خلیج فارس» در سال ۱۹۹۱ و حملات تروریستی اخیر در پاریس پرداخته است. به گزارش سرویس ترجمه شفقنا در این یادداشت آمده است:

بین ژانویه و اواخر مارس سال ۱۹۹۱، «ژان بودریار» فیلسوف برجسته فرانسوی سه مقاله در روزنامه فرانسوی زبان «لیبراسیون» منتشر کرد، که عنوان این مقالات را به ترتیب چنین گذاشت: «جنگ خلیج [فارس] رخ نخواهد داد»، «جنگ خلیج [فارس]: آیا این جنگ واقعا در حال رخداد است؟» و سرانجام، «جنگ خلیج [فارس] رخ نداد».

او بعدتر در سال ۱۹۹۱ این سه مقاله را در کتابی منتشر کرد، که ترجمه ی انگلیسی اش در سال ۱۹۹۵ با عنوان «جنگ خلیج [فارس] رخ نداد» به دست مخاطبان رسید.

تاریخ انتشار این مقالات زمانی اهمیت می یابد که حواسمان باشد آنچه اکنون «جنگ خلیج [فارس]» نامیده می شود بین ۲ اوت ۱۹۹۰ (همان زمانی که «صدام حسین» به کویت تجاوز کرد) و ۲۸ فوریه ۱۹۹۱ (زمانی که ائتلاف تحت رهبری آمریکا او را از کویت بیرون راند) رخ داد.

به عبارت دیگر، «بودریار» این مقالات را به ترتیب در سه وهله نگاشت و منتشر کرد، یعنی زمانی که جنگ در حال وقوع بود، زمانی که آمریکا و متحدانش مرگ و ویرانی بر سر عراق فرو می ریختند، و اندکی پس از پایان جنگ.

یک رخداد رسانه ای پیش رونده

وسوسه ای که «بودریار» را به نوشتن این مقالات با این عناوین تعمدا تحریک آمیز سوق می داد، این بود که چگونه رخدادهایی که منجر به جنگ «خلیج [فارس]» شد، یا در جریان و اندکی پس از آن به وقوع پیوست، نمونه ای عالی از مفاهیمی به دستش داد که پیشتر پرداخته بود، یعنی «وانموده»، «وانمایی»، و «واقعیت حاد».

او آرزو داشت این مسئله را ثبت و ضبط کند که «جنگ خلیج [فارس]» رخدادی در حال وقوع بود، یک واقعیت مجازی، که واکنش‌های وانمایی شده [یا رسانه ای شده] در اطراف آن جایگزین تجربه ی واقعی انسانها از بودن در جنگ شده است. در میانه ی این «واقعیت حاد» یا «فرا واقعیت»، خود واقعیت جنگ عراق غرق شده بود.

لب کلام در فراست بی نظیر «بودریار» نسبت به وانموده ها و واقعیت حاد، عجز و لابه ای است برای امر واقع، و ترس از این که ما توانایی ابراز یک ترس واقعی، ناامیدی واقعی، و رنج واقعی را، برای خود و برای دیگران، کاملا از دست داده باشیم.

با گذشت حدود ۲۵ سال از اولین تجاوز آمریکا به عراق و انتشار آن مقالات که اکنون جایگاهی خاص یافته است، «واقعیت حاد» بودن جنگ عراق هم اکنون در واقعیت حملات پاریس در کشور خود «بودریار» تجسم یافته است. طنز ماجرا نباید در میانه دهشت آن حملات پنهان بماند.

موطن فیلسوف در تب و تاب

اگر «بودریار» هنوز زنده بود، آیا هم اکنون نیز مقاله‌ای مشابه با عنوان «حملات پاریس رخ نداد» می نوشت؟ آیا این امکان برای او وجود می داشت که وقتی تروریسم بر خود او، محله اش، و مردمانش هجوم آورد، به همان اندازه در ابراز فراست و هوش سرخوش و طناز باشد؟

شاید آری، شاید نه. اما در یک مسئله شکی نیست: فراست های ماندگار «بودریار» نسبت به طبیعت «وانمایی» و «واقعیت حاد» به همان اندازه در پاریس تجسم یافتند که در جریان «جنگ خلیج [فارس]» و تئوری پردازی های او آشکار بودند.

زمانی که حملات پاریس رخ داد، سرویس اخبار جهانی «بی بی سی» (به عنوان بهترین نمونه از رسانه های جهانی شده) به گواهی ایده آل برای اثبات درستی درک «بودریار» از طبیعت و کارکرد «واقعیت حاد» بدل شد.

بی بی سی چنان شدید بر حوادث پاریس متمرکز شد بود که گزارشش از این حوادث آشکارا کسل کننده، فرمولی، مطلقا پوچ و چرند، و سراسر غوطه ور در تصاویر بی مفهوم شد، تا بدان حد که این تصاویر معنای اصلی خود را از دست دادند.

برای بی بی سی دیگر جهان وجود خارجی نداشت. و در آن فضای بدون درزی که بی بی سی در اطراف وحشت پاریس به وجود آورد، دیگر کسی از جامعه جهانی نبود که به ثبت و تحلیل حوادث تروریستی در پاریس مشغول باشد؛ به عبارت دیگر، اثری از غیر اروپاییانی نبود که گستردگی این تروریسم را به طور انسانی درک کنند و بفهمند.

بی بی سی لحظه به لحظه از پاریس جدا می شد تا مثلا به بخش «تمرکز بر آفریقا»یش برود، اما فقط بدین منظور که از گزارشگرانش بخواهد بروند و کلمات و جملات حاکی از همدلی آفریقایی ها برای پاریس را جمع آوری کنند؛ اما نه بدین منظور که آفریقایی ها از تروریسمی که دامنگیر خودشان است حرف بزنند، و در نتیجه باعث می شد گزارش بی بی سی صرفا بر حملات پاریس تاکید بورزد.

گزارش بی بی سی چیزی درباره حملات تروریستی داعش که مشابه پاریس در لبنان اتفاق افتاد می گفت، اما اول این مقدمه را مطرح می کرد که چگونه لبنانی ها پیام تسلیت و همدردی خود را نثار پاریس می کنند.

تمرکز بر پاریس چنان شدید بود که پاریس واقعیت خود را به عنوان یک شهر در فرانسه، در اروپا، روی این سیاره، از دست داد، و با فروپاشی از درون به وانموده ای بی معنی از خودش تبدیل شد.

یک عصر فلسفی جدید

پاریس باید در یک نمای گسترده ی جامع و جهانی به تصویر کشیده می شد تا رنج و تعبش معنابخش بشود، اما تهیه کنندگان، گزارشگران، و تصویربرداران بی بی سی (این بار هم به عنوان بهترین نمونه از رسانه های جهانی اروپامحور) بسیار مصمم بودند پاریس و نه هیچ چیز دیگر را در نمایی بسته ثبت و ضبط کنند، و در نتیجه آن را از دیگر اجزای جهان انسانی ما جدا ساختند. گزارش بی بی سی از پاریس به یک فتوشاپ دیجیتالی شده از خودش بدل شد.

«بودریار»، فیلسوف زیرک فرانسوی، در گور خود همزمان برای شهر زیبایش می گریست و به گزارش بی بی سی می خندید.

اما، معضل اصلی همین جا نهفته است: دنیا منتظر بی بی سی نمی ماند که از دلبستگی های عصبی اش به یکی دو مسئله ی اروپایی به هوش آید. اندکی بعد، حملات تروریستی در هتلی در «مالی» رخ داد، و پیش از آن که آن جنایت به پایان برسد‌ «بروکسل» تحت محاصره قرار گرفت، و بعد جت جنگنده روسی هدف حمله ترکیه قرار گرفت و سقوط کرد.

حالا بی بی سی به دامی گرفتار می شد که خودش پهن کرده بود، و به نمونه ای استاندارد از مفهوم «وانموده» بودریار تبدیل می‌شد. کاری که بی بی سی با پاریس کرد و ماهیت واقعیت آن را به یک «واقعیت حاد» بی معنا تبدیل کرد، حالا همچون مرضی لاعلاج شده بود که از عضوی به دیگر اعضا گسترش می یافت.

نظریه پردازان «جنگ حاد واقعی» و فلاسفه ی «وانموده ها»ی هراسان، دیگر در حریم و آرامش خانه هایشان امنیت ندارند. دیوارها و مرزها فرو پاشیده اند؛ شرق در غرب است، و غرب پیش از این هم در شرق بود.

این طلوع یک عصر فلسفی جدید است، که در این عصر، فیلسوف اروپایی دیگر خاطرش از پیامدهای نظریات خودش آسوده نیست. امروز وظیفه فلسفه دیگر نمی تواند در راستای بخش بندی های کاذب تمدنی تقسیم شود.

جت های جنگنده ای که بر فراز مدیترانه پرواز می کنند تا عراق، سوریه، لیبی، یا مالی را بمباران کنند و پناهجویانی که سوار بر قایق می شوند و سپس پا به خاک اروپا می گذارند، حالا یک جغرافیای واقعی کاملا متفاوت را خلق کرده اند که توهم استبدادی «غرب و شرق» را باطل می کند.

حملات دهشت بار پاریس بی شک رخ داد، کاملا مستقل از «حاد واقعیت» بی بی سی که دهشت این رخداد را در هم شکست و به پوچی بدل ساخت، همانطور که حملات لبنان، مصر، عراق، سوریه، ترکیه، و افغانستان رخ داده است.

زمانی که «بودریار» اظهار داشت «جنگ عراق رخ نداد» انعطاف وانموده ی این واقعیت ترسناک را پیش بینی و تئوریزه کرد، مدتها قبل از آن که شهر خودش پاریس، در میان دود و آیینه های تمام حاد واقعیت ها و وانموده ها، واقعا هدف حمله قرار بگیرد.

انتهای پیام

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here