• فارسی
  • آینده
  • اقتصادی
  • ورزشی
  • زندگی
  • آذربایجان
  • افغانستان
  • اردو
  • العربی
  • العراق
  • لبنان
  • Pakistan
  • India
  • English
  • French
  • Spanish
  • Russian
  • Turkish
  • نیوزمانیتور
شفقنا رسانه | مهم‌ترین اخبار و تحلیل‌های رسانه، ارتباطات و فضای مجازی
رســانـه
  • خانه
  • ارتباطات
  • روزنامه نگاری
  • فتوژورنالیسم
  • رسانه های جدید
  • مطالعات رسانه
  • روابط عمومی
  • تبلیغات
  • تیتر یک
  • همه اخبار
  • تماس با ما
  • مرامنامه
  • نسخه قدیمی

شفقنا رسانه- هادی خیری: گفت‌وگوهای فیلم درباره‌ی چاپ یک مطلب است، و گاهی نماهایی از یک تحریریه نشان داده می‌شود. اینها چکیده‌ای از مهمترین عناصر فیلم‌های ایرانی است که به روزنامه‌نگاران پرداخته‌اند. کیوان کثیریان، روزنامه‌نگار و منتقد سینمایی می‌گوید عدم شناخت سینماگران از این حوزه دلیل اصلی توجه نکردن آنها به روزنامه‌نگاران به عنوان یک سوژه‌ی اصلی است. کثیریان در گفت‌وگو با شفقنا رسانه البته تفاوت‌های روزنامه‌نگاری ایرانی با سایر کشورها را نادیده نمی‌گیرد و معتقد است این تفاوت‌ها یکی از دلایل قصه‌های متفاوت فیلم های ایرانی با فیلم‌های دیگر کشورهاست. اگرچه به نظر او قصه‌های خوبی هم وجود دارد که سینماگران به آن توجه نکرده‌اند یا همیشه به خاطر در دسترس بودن دوستان روزنامه‌نگار خود را بی‌نیاز از مشاوره‌های رسانه‌ای برای فیلم‌های خود دانسته‌اند. آنچه در ادامه می‌خوانید به نقد این فیلم‌ها می‌پردازد و دلایل کمرنگ بودن روزنامه‌نگاران را در سینمای ایران بررسی می‌کند.

با توجه به قابلیت‌های عرصه روزنامه‌نگاری، چرا تا کنون به عنوان سوژه سینمایی چندان به این حوزه توجه نشده است؟ آیا به دلیل عدم علاقه سینماگران بوده است یا دلایل دیگری می تواند داشته باشد؟

به نظر من عدم شناخت سینماگران از این حوزه دلیل اصلی می‌تواند باشد. همچنین شکل روزنامه‌نگاری در ایران با روزنامه‌نگاری در کشورهای دیگر دنیا هم کمی متفاوت است، از این بابت که فضای آزاد روزنامه‌نگاری و انتقاد و فضای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری در بسیاری از کشورها شکل دیگری داشته است و در ایران نیز شکل متفاوتی دارد. آزادی بیان برای روزنامه‌نگار در ایران با کشورهای دیگر متفاوت است و به همین دلیل تأثیر روزنامه نگار و تأثیر تیتر اخبار در ایران خیلی کمتر است. در خیلی از فیلم ها ما می بینیم که فرد برای مواجه نشدن با روزنامه نگاران از در پشتی سازمان خارج می‌شود یا از ترس اینکه تیتر روزنامه ها نشوند، بسیاری از کارها را محتاطانه انجام می‌دهند. یا حتی مشاهده کردیم که سماجت روزنامه‌نگار در پیگیری یک مسئله باعث کشف حقیقت و تغییر بسیاری از مسائل می شود. کار روزنامه نگار کشف حقیقت است و در کشورهای دیگر این مسئله در حوزه های جنایی، سیاسی و اقتصادی بازخورد وسیعی دارد، یعنی روزنامه نگار به همین دلایل عنصر مهمی در جامعه محسوب می شود. بخشی از قدرت رسانه از تیراژ آن ناشی می شود و تیراژ بالا نشان از خوانده شدن و تأثیرگذاری روزنامه است و بخش دیگر قدرت رسانه از تأثیری است که در افکار عمومی می‌گذارد. به همین دلیل رسانه برای همه مهم می‌شود و  رسانه را جدی می گیرند چراکه رسانه قابلیت تأثیر بالا در افکار عمومی را دارد یعنی با افشای مثلا یک اختلاس به یکباره چند میلیون نفر مطلع می شوند. ولی اینجا چون رسانه برای هیچ کس اعم از مسئول و افکار عمومی مهم نیست، برای همین نسبت به محتوای رسانه هم بی تفاوت هستند. فایل صوتی توهین مثلا فلان مسئول به خبرنگار رسانه منتشر می شود ولی برای هیچ کس مهم نیست در حالی که این گونه مسائل در کشورهای دیگر بازتاب و تبعات  دارد. یعنی اهمیتی برای جایگاه رسانه قائل نیستند. اگر روزنامه نگار وظیفه خود را کشف و افشای حقیقت تعریف کرده است باید برای همه مهم باشد و این به معنای عدم درک اهمیت رسانه است و ریشه این مسئله به عدم استقبال افکار عمومی از رسانه ها به ویژه از رسانه های مکتوب بر می گردد. رسانه‌هایی که تیراژ و برد بیشتری دارند در بین افکار عمومی و حتی مسئولان جدی تر گرفته می شوند مثلا تلویزیون و خبرنگاران آن هم جدی تر گرفته می شوند و هم اولویت هایی نسبت به بقیه دارند. در کشور ما این فرمول‌ها کمی متفاوت است، گاهی رسانه‌ها تلاش می‌کنند برخی مسائل را افشا کنند که نتیجه لازم را نمی‌دهد و این به دلیل طرز تلقی آدم‌های مختلف در جایگاه‌های مختلف از رسانه است.

شما در صحبتهای خود به عدم شناخت و درک افکار عمومی از جایگاه رسانه اشاره کردید، در این عدم شناخت چقدر سینماگران ما را سهیم می دانید؟ آیا سینماگران ما هم در این وضعیت سهیم هستند؟

هنرمندان سینما یا به طورکلی هنرمندان وظیفه ندارند که رسانه را بشناسانند، رابطه هنرمند و رسانه هم یک رابطه دو طرفه است. به هرحال رسانه‌ها تلاش زیادی در شهرت هنرمندان داشته اند و به نظر من خیلی از هنرمندان شهرت خود را مدیون رسانه‌ها هستند. اما وظیفه اصلی رسانه این نیست که کسی را معروف کند، هرچند در فرایند اطلاع رسانی این اتفاق رخ می‌دهد. زمانی رسانه در کار خود گیر می‌کند که وظیفه اصلی آن یعنی کشف و افشای حقیقت فراموش شود و به نظر من گاهی فراموش می شود. رسانه مدیر تبلیغات یا روابط عمومی مراسم و همایش نیست که از کسی حمایت یا او را تخریب کند؛ ولی متأسفانه وضعیتی به وجود آمده که بعضی رسانه‌ها در خدمت برخی از افراد یا سازمان‌ها قرار می‌گیرند و به همین دلیل در جامعه ما رسانه‌ها با کمترین هزینه قابل خریداری هستند. مسائلی مثل هدیه گرفتن و به نوعی دست پایین گرفتن رسانه و همچنین موضع پایین در برابر هنرمند این وضعیت را به وجود آورده است، در حالی که هنرمند محتاج و مدیون رسانه است. ولی دوستان و همکاران رسانه‌ای من به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی دیدن فلان هنرمند باعث افتخار است در حالی که این شکل درست رابطه هنرمند و رسانه نیست. البته من درباره افراد باسابقه و استخوان‌دار رسانه‌ای حرف نمی‌زنم، مخاطب من برخی همکاران جوانی هستند که گاهی پله‌ها را دو تا یکی بالا آمده‌اند و احساسشان این است که هنرمند ستاره است و ما خادمین آنها هستیم. برخوردهایی هم که گاهی شاهد هستیم از همین نگاه هنرمندان به اهالی رسانه نشأت گرفته است. بنابراین در مجموع برآیند برخورد ما با هنرمندان طوری بوده که ما را افرادی محتاج آنها و بسیار پایین‌تر از سطح خود تلقی می‌کنند. درحالی که از رسانه توقع دارند همیشه و در همه مواقعی که هنرمند دچار خطا یا اشتباهی شد هوای آنها را داشته باشیم ولی وقتی رسانه می خواهد از آنها کوچکترین استفاده‌ای کند، گرفتار می‌شود. هر شغل و حرفه‌ای شأن و منزلت حرفه‌ای خود را دارد، شمای هنرمند وقتی به آهنگر نیاز دارید باید خواهش کنید و منت او را بکشید و مزد پرداخت کنید تا به شما خدمات ارائه دهد، اما متأسفانه وقتی بحث به رسانه می رسد ما یک سری آدم بی ارزش می‌شویم و دوستان هنرمند می‌شوند آدم با ارزش. مشکل این است که ما در حرفه خود شأن حرفه‌ای خود را رعایت نمی‌کنیم ولی آهنگری که مثال زدم شأن حرفه‌ای خود را رعایت می کند و این طور نیست که چون مشتری اش فلان هنرمند است برای او رایگان کار کند. هر کسی در حرفه خود شأنی دارد که طرف مقابل موظف به رعایت آن است و باید او را در حرفه خودش به رسمیت بشناسد. ما رسانه ای ها خود را دست پایین گرفته و به رسمیت نمی‌شناسیم و وقتی دوستان ما با چهره‌های سینمایی برخورد می‌کنند کاملاً نگاه پایین به بالایی دارند و هنرمند نیز با درک این نگاه ما نگاه بالا به پایین خود را بر ما مسلط می‌کند.

پس با وجود ارتباط اهالی رسانه با هنرمندان، چرا شاهد فیلم هایی نیستیم که به نوعی دنیای روزنامه‌نگار یا خبرنگار را انعکاس داده باشد؟

باز هم معتقدم عدم شناخت فیلم سازان از یک طرف و تفاوت روزنامه نگاری ما با شکل استاندارد آن باعث این وضعیت شده است. عدم شناخت فیلم‌سازان را خیلی مؤثر می دانم و لی باید بپذیرم که شکل روزنامه نگاری ما هم با کشورهای دیگر متفاوت است. رسانه و روزنامه‌های اروپا پر از خبر و تلفن و پیگیری است ولی در رسانه ایران پر از میز است. خبرنگار و روزنامه نگار ما در عرصه تولید و کار میدانی فعال نیست و به نوعی پشت میزنشین شده است. خبرنگاران غربی مثلا وقتی در کشوری مثل سوریه جنگ رخ می‌دهد، سریع در آنجا حاضر می‌شوند چون حوزه فعالیت او است ولی در ایران وقتی سرکوچه ما آتش سوزی رخ می‌دهد حال نداریم برای تهیه خبر و آگاهی از جزئیات تا سرکوچه برویم درحالی که ما به عنوان خبرنگار هر حوزه باید اولین نفری باشیم که در محل حاضر شده و اطلاعات را می گیرد. لذا شکل خبرنگاری در ایران به این صورت است و فیلم ساز هم وقتی می‌خواهد چیزی در این باره بنویسد مطمئناً همین را می نویسد که در آن روزنامه نگار چیزی کم اهمیت و حاشیه ای است. و اگر هم شکل درست روزنامه نگاری را به تصویر بکشد با این نقد رو به رو می شود که این اصلا روزنامه نگاری ما نیست، یعنی از حالت ایرانی خود خارج می شود.

نحوه‌ی بازنمایی روزنامه‌نگار در فیلم‌های سینمای ایران مثل آقای رئیس جمهور، یک سطر واقعیت و به طور کلی فیلم هایی با موضوع روزنامه‌نگاران را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

علاوه بر فیلم‌هایی که شما برشمردید، امسال هم فیلم‌هایی مثل رسوایی۲، امکان مینا و برخی فیلم‌های دیگر نیز به این موضوع پرداخته بودند ولی به طور کلی ارزیابی من این است که این آثار عملکرد بسیار ضعیفی در این موضوع داشته‌اند. فضای روزنامه‌نگاری باید پر از خبر و تنش باشد، بخشی از سینما به خصوص سینمای پلیسی و جنایی در جستجوی واقعیت هستند که ماهیت این ژانر ها به ماهیت کار روزنامه‌نگاری نزدیک می‌شود برای همین در فیلم‌های خارجی همیشه یک خبرنگار را کنار پلیس مشاهده می‌کنید، بنابراین با نزدیک شدن این ها به همدیگر خبرنگار در سینمای پلیسی، جنایی و معمایی معنا پیدا می کند.

یعنی معتقدید ضعف این ژانرها در سینمای ایران یکی از دلایل عدم بازنمایی روزنامه نگار است؟

نه تنها ضعف وجود دارد بلکه ما اصلا این ژانرها را نداریم مثلا در جشنواره امسال فقط یک فیلم پلیسی داشتیم که اصلا خبرنگاری در آن وجود نداشت. از طرف دیگر در سینمایی که پس زمینه سیاسی دارد خبرنگار عنصر مهمی تلقی می شود مثل فیلم تمام مردان رئیس جمهور که بر محور روزنامه نگاری ساخته شده است و به نوعی نشان می دهد که روزنامه نگار در آنجا یک قدرت است در حالی که روزنامه نگار در این جا سالاد است. فیلم های ساخته شده در ایران نشان می دهند که اصلا فیلم ساز ما روزنامه نگاری را نمی شناسد و کار روزنامه نگار را نمی داند و برای همین هم نمی‌داند که روزنامه‌نگار چطور در سینما می‌تواند نمایش داده و مؤثر باشد. تمام فیلم هایی که روزنامه نگار در آنها نمایش داده شده است، بلااستثنا غلط هستند و هیچ کدام از این‌ها واقعی نیستند. نگاه دیگری هم وجود دارد و فقط دنبال این است که بازیگر فیلم شغلی داشته باشد و تفاوتی ندارد این شغل بقالی باشد یا روزنامه نگاری، مثلا در فیلم امکان مینا روزنامه نگار بودن آن فرد هیچ کارکردی در داستان ندارد و می توانست شغل دیگری هم داشته باشد؛ ولی وقتی شما چنین فیلمی می سازید و روزنامه نگار را تصویر می کنید باید روزنامه نگار بودن فرد در جایی از داستان به درد بخورد. ما در سینمای ایران تصویر واقعی و درستی از روزنامه نگار نداریم و از طرف دیگر کارکرد درست روزنامه نگار در قصه در سینمای ایران را نیز نداریم.

یعنی شما ضعف داستان نویسی و ادبیات داستانی را در این امر دخیل می‌دانید؟

بله، اولاً ما تصویر درست و مناسبی از روزنامه‌نگار در فیلم‌های خود نداریم و آنچه نشان داده می‌شود، بسیار سطحی است. چند سال پیش در یکی از این فیلم هایی که اسم بردیم، برای اینکه سعی کنند واقعی نشان دهند تصویر تحریریه و لوکیشن آن را گرفتند و استفاده از آن در این حد بود که شخصیت خانم روزنامه نگار دیالوگی مبنی بر چاپ یک مطلب را به کار برده است. فیلم سازان ما این فضا را ندیده‌اند و برای همین شناختی هم ندارند و حتی حاضر نیستند برای آشنایی بیشتر از افراد مطلع و کارشناس راهنمایی و مشاوره بگیرند. فیلم های ما از مشاوران مختلفی مثل مشاور پزشکی و … استفاده می‌کنند ولی مشاور رسانه‌ای و کسی را ندارند که این فضا و تحریریه را بشناسد و اگر هم داشته باشند عملاً  تبدیل به روابط عمومی شده است. نکته دوم هم این است که ما کارکرد ویژگی های شغل روزنامه نگاری در قصه را هم هیچ موقع نداریم، یعنی قصه‌ای نداریم که یک روزنامه‌نگار در آن مؤثر باشد و گره‌ای از فیلم باز کند یا نقش عمده ای در فیلم داشته باشد و در پیشبرد قصه و کشف حقیقت نقش مؤثری داشته باشد و دلیل آن هم همان عدم شناختی است که ابتدا گفتم. هرچند من معتقدم روزنامه نگاری ما متفاوت با کشورهای دیگر است ولی باید بپذیریم ما روزنامه‌نگاران نه تنها در مسائل کلان حتی در مسائل جاری کشور هم نقشی نداریم؛ هرچند روزنامه‌نگاران معدودی هم داشته‌ایم که در برخی مسائل و حوزه‌ها موفق بوده‌اند ولی در مجموع همه ما پشت‌میزنشین شده‌ایم. از سوی دیگر فیلم سازان ما هم از این سرمایه اندک و وضعیت متفاوت روزنامه‌نگاری در کشور هم هیچ شناختی ندارند و هرچه در فیلم‌ها نشان داده می‌شود باسمه‌ای و تقلبی است یعنی فضای غیرواقعی و کاملا پرتی از روزنامه‌نگاری دارند. هرچند در برخی از کارها مثل کار آقای فتحی یا کیف انگلیسی که شما از آقای دری مثال زدید به آن پرداخته شده است ولی به نظر من خیلی با جزئیات نیست و از طرف دیگر روزنامه نگار معاصر را هم نشان نمی‌دهد در حالی که من این پتانسیل را در قصه‌های معاصر می‌بینم که به فیلم تبدیل شوند. به طور کلی آنچه در فیلم های اخیر مثل رسوایی ۲ یا زندگی خصوصی یا موارد دیگر نشان داده می‌شود به نوعی توهین آمیز و پرت است و بیشتر شبیه یک شوخی است. هیچ کدام از فیلم سازان برای آشنایی بیشتر با تحریریه و فضای آن وقت نگذاشته اند تا ببینند که در تحریریه چه فعالیتی انجام می‌شود درحالی که مثلاً برای ایفای نقش گدا طرف ادعا می‌کند دوماه با گداها زندگی کرده است، ولی وقتی می‌گویی دو روز هم با روزنامه نگار زندگی کن، پاسخشان این است که نه من خودم رفیق روزنامه‌نگار دارم؛ برای همین این فیلم‌ها غیر واقعی و در نتیجه غیرقابل باور می شوند و مخاطب هم حس نمی کند باید این را باور کند. ما در فیلم ها با قهرمان مواجه هستیم و خیلی از افراد و بچه‌ها دوست دارند شبیه قهرمان فیلم باشند ولی هیچ موقع قهرمان فیلم یک روزنامه نگار نبوده است در حالی که اگر درست معرفی می‌شد و قهرمان داستان بود شاید خیلی ها دوست داشتند که روزنامه نگار شوند.

به نظر شما دلیل عدم شناخت جامعه و افکار عمومی از روزنامه‌نگاری و همچنین جایگاه و منزلت شغلی نامناسب روزنامه‌نگاران هم به این مسئله برنمی‌گردد؟

بله، واقعاً روزنامه‌نگاری در جامعه ما جایگاهی ندارد و بخشی از این وضعیت تقصیر خودمان است و بخشی دیگر مربوط به طرف مقابل است، یعنی تقصیر سیستم کلی ما است که روزنامه‌نگاری را به عنوان یک شغل با ارزش نپذیرفته است و فقط توانسته‌ایم از روزنامه‌نگاری در راستای اهداف خود استفاده کنیم. مثلا چرا رئیس جمهور ما با یک رسانه داخلی گفت‌وگو نمی‌کند؟ به جز رادیو و تلویزیون، کی با یک رسانه داخلی مصاحبه کرده‌اند؟ اما وقتی یک رسانه خارجی پیشنهاد گفت‌وگو می‌دهد، با روی باز استقبال می‌کنند و مهم هم نیست چه رسانه‌ای و کدام خبرنگار است، فقط مهم این است که خارجی است. البته در قشر هنرمند هم همین وضعیت حاکم است، همکاران و بچه های رسانه های داخلی  اگر از هنرمند سوال بپرسند متهم به بی‌سوادی و «دوزاری» بودن می‌شوند ولی رسانه‌های خارجی هرسوالی بپرسند، بدون استثنا جواب می‌دهند. چرا وقتی به رسانه‌های خارجی می‌رسید مثل بلبل جواب می‌دهید ولی به خبرنگاران داخلی می‌گویید این چه سوالی است می پرسید؟! لیدرهای جامعه‌ی ما به رسانه‌ی داخلی بها نمی‌دهند ولی شما اوباما را ببینید که با روزنامه‌ها و رسانه‌های داخلی به گفت‌وگو می‌نشیند و با این کار به نوعی به رسانه و روزنامه‌نگار کشور خود بها می‌دهد. نگاه مسئولان به ما روزنامه‌نگاران هم در حد این است که بیمه ما را درست کنند و به نوعی دستی بر سر ما بکشند یعنی ما روزنامه‌نگاران هنوز حداقل‌های خود را نداریم و برای تأمین حداقل‌هایمان و بیمه شغلی‌مان در تکاپو هستیم در حالی که جایگاه روزنامه‌نگار بسیار فراتر از این مسائل است و باید برای افشای حقیقت و انجام وظیفه ذاتی خود در تکاپو باشد. اگر من رئیس جمهور کشور بودم، حداقل این کار نمادین یعنی گفت‌وگوی مستقیم با یک رسانه و روزنامه‌نگار داخلی را انجام می‌دادم، ما روزنامه‌نگاران و افرادی داریم که توانایی گفت‌وگو و جدل با رئیس جمهور را داشته باشند. بنابراین نگاه حاکمیتی، هم روزنامه‌نگاری را جدی نمی‌گیرد.

انتهای پیام

0 FacebookTwitterLinkedinWhatsappTelegramEmail
خبر قبلی
داستان یک هکر انتخاباتی
خبر بعدی
بازتاب روزنامه‌ای گفته‌های عراقچی بدون تحلیل

خبرهای پیشنهادی

یک روزنامه نگار پیشکسوت: وقتی روزنامه‌نگار فضایی مناسب...

09:06 | پنجشنبه 17 مرداد، 1398

فراخوان شفقنا به «نوروز مهربانی و همدلی»: عید...

00:37 | چهارشنبه 15 اسفند، 1397

معاون وزارت ارتباطات: دولت کاری به داده‌ها ندارد/...

10:22 | یکشنبه 10 دی، 1396

تیترهای محیط زیستی به صفحه اول آمدند

07:25 | یکشنبه 30 مهر، 1396

تجهیز اسپیکرهای هوشمند گوگل به صفحه نمایش

10:58 | شنبه 29 مهر، 1396

تدابیر امنیتی گوگل برای اکانت‌های کاربران

10:56 | شنبه 29 مهر، 1396

حمل لپ‌تاپ به هواپیما ممنوع می‌شود؟

10:55 | شنبه 29 مهر، 1396

هشتگ، شکلک و روزنامه‌نگاری در تلگرام

10:45 | شنبه 29 مهر، 1396

پرسشی در برابر خود و آیندگان/یادداشتی از ابوالفضل...

09:03 | شنبه 29 مهر، 1396

نظر خود را ثبت کنید لغو پاسخ

ذخیره نام و ایمیل برای ثبت نظرات بعدی

آخرین اخبار

  • مذاکرات ایران و آمریکا؛ پاکستان درحال صدور ویزا برای روزنامه‌نگاران است

  • سوژه های منتخب هفته/ روایت امدادگران از دل آوار جنگ، مذاکرات ایران و آمریکا، هزینه های روان درمانی و جریان زندگی در تهران

  • بیانیه انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران درباره وضعیت رسانه‌ها و معیشت روزنامه‌نگاران

  • آمریکا به دلیل افشای قاچاق مواد مخدر، قتل و فساد در یک پایگاه نظامی علیه یک کهنه‌سرباز اقامه دعوی کرد

  • ویترین روزنامه ها/ بررسی «دنیای اقتصاد» درباره امکان عبور از فاز درگیری به فاز توافق/گزارش «شرق» از بالارفتن هزینه‌های مشاوره و روان‌درمانی در زمان جنگ

  • ساخت دومین مرکز داده‌ میلیارد یورویی تیک‌تاک در فنلاند

  • نخست وزیر یونان: از سال ۲۰۲۷ استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای افراد زیر ۱۵ سال ممنوع خواهد شد

  • شمس‌الواعظین: رسانه‌ها در جنگ رمضان بهتر از جنگ ۱۲روزه عمل کردند

  • همه عکس‌های «آرتمیس ۲» از ماه با «آیفون» گرفته شده‌اند

  • مدل جدید هوش مصنوعی «آنتروپیک» رونمایی شد

  • کارمند فیس بوک ۳۰هزار عکس خصوصی کاربران را دانلود کرد

  • یوتیوبرها شاکی جدید اپل شدند

  • ویترین روزنامه ها/ نگاه کارشناسانه «دنیای اقتصاد» به وضعیت بورس در شرایط جنگ/ روایت «اعتماد» از جریان زندگی در پایتخت/ گزارش «شرق» از وضعیت بیکاری و اخراج کارگران و کارمندان بخش‌های مختلف

  • الجزیره: کتائب حزب‌الله روزنامه‌نگار آمریکایی را آزاد خواهد کرد

  • یک عکاس: در تمام دنیا حاکمیت‌ها از نقش عکس، بهره می‌برند

  • روزنامه‌نگاری تحقیقی، قاچاق جنسی کودکان در فیس‌بوک و اینستاگرام را آشکار کرد

  • آیفون تاشوی اپل با مشکلات مهندسی مواجه شد

  • لینکدین از کاربران جاسوسی می‌کند

  • چرا هنگام استفاده از هوش مصنوعی احساس گناه می‌کنیم؟

  • ویترین روزنامه ها/ گزارش میدانی «شرق» از پل بمباران‌شده کرج/ روایت «پیام ما» از افرادی که در روزهای دشوار جنگ به هلال‌احمر پیوستند

  • آخرین اخبار شفقنا از حوزه فناوری و هوش مصنوعی؛ از دقت در شناسایی سلول‌های سرطانی تا استفاده اسرائیل از هوش مصنوعی در جنگ با ایران

  • چین روبات‌های کارآموز را در کارخانه به کار می‌گیرد

  • ایتالیا اعتیاد به شبکه های اجتماعی را با یک قانون جدید هدف می گیرد

  • از رسانه ها/ تعدیل و بیکاری برخی از خبرنگاران و تعطیلی رسانه‌ها در سال جدید

  • فعالیت برنامه پیامک سامسونگ متوقف می‌شود

پربازدیدترین ها

  • رونمایی از گوشی های Tribute 2 و Volt 2 ال جی

  • آخرین اخبار شفقنا از حوزه فناوری و هوش مصنوعی؛ از آینده نامشخص پروژه‌های هوش‌مصنوعی آمریکا در منطقه تا شناسایی رانندگان پرخطر با هوش‌مصنوعی

  • اندونزی شبکه های اجتماعی را برای زیر۱۶ سال ممنوع کرد

  • تیک تاک فیلترهای زیبایی را مسدود می‌کند

  • نوروزپور: رسانه‌های کشور با روایت هم‌زمان «مظلومیت» و «اقتدار ملی» نقش تعیین‌کننده در انسجام ملی داشتند

  • راز «جهش ارزی» در تحلیل‌ روزنامه‌های سیاسی

  • اتحاد جهانی روزنامه نگاری، ترور خبرنگاران المنار و المیادین را محکوم کرد

  • مذاکره سامسونگ برای کاهش قیمت گوشی‌های تاشو

  • کاربران گوشی های هوشمند چطور اطلاعات خود را نگه دارند؟

  • محکومیت ترور خبرنگاران شبکه‌های المنار و المیادین در لبنان توسط یونسکو

  • اتریش شبکه‌های اجتماعی را برای زیر۱۴ سال ممنوع می کند

  • فرار اپل از تنش‌های تجاری چین و آمریکا با مهاجرت به ویتنام

  • رئیس جمهور لبنان حمله اسرائیل به روزنامه‌نگاران را «جنایت آشکار» خواند

  • «شورش علیه حقیقت»: ابوالفضل فاتح

  • دفتر شبکه قطری «العربی تی‌وی» در تهران در حمله اسرائیل آسیب دیده است

  • هوش مصنوعی گوگل با یک ویژگی کاربردی آپدیت شد

  • ۲ خبرنگار شبکه های المنار و المیادین  لبنان در حملات اسرائیل به شهادت رسیدند

  • در اتاق گفتگوی شفقنا مطرح شد؛ دکتر اجاق: شبکه‌های اجتماعی در حوزه سلامت ظرفیت و خطر را هم‌زمان دارند/ آگاهی سلامت بدون سواد رسانه‌ای امکان‌پذیر نیست/ اعتماد به متخصصان در ایران نیازمند ترمیم نهادی و ارتقای سواد عمومی سلامت و رسانه‌ای است

  • ChatGPT و عنان‌گسیختگی اخبار جعلی

  • در اتاق گفتگوی شفقنا مطرح شد؛ نوروزی: شرایط الان کشور به گونه‌ای نیست که فعلاً بازنگری در قانون مطبوعات را بطلبد/ به‌طور مطلق باید حق توقیف یا لغو پروانه رسانه‌ها از نظام حقوقی ایران حذف شود/ جرم مطبوعاتی یک جرم غیرعمد است/ پوربابایی: الفاظ و عبارت به کار برده شده در قانون مطبوعات کشدار و مبهم هستند/جرم‌انگاری روزنامه نگاران باید محدود شود/توقیف ناگهانی مطبوعات ظلمی آشکار است

  • در اتاق گفتگوی شفقنا مطرح شد؛ چگونه می‌توان با «شبه علم» در فضای مجازی مقابله کرد؟

  • وزیر آموزش و پرورش: اینترنت شاد رایگان است/توزیع سیمکارت منتفی شد، اینترنت امن می شود

  • ویدئو/ رییس سازمان صدا و سیما در گفت و گو با شفقنا: سختگیری ساترا در صدور مجوز تولید افزایش یافته است/ ضوابط تولید نمایش خانگی به‌روزرسانی می‌شود

  • گزارش تصویری: روایتگران تصویر زندگی

  • عکاس فلسطینی در غزه، برنده جایزه ریاست‌جمهوری ترکیه شد + تصاویر

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری شفقنا بلامانع است. شفقنا مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد.


بالا
  • خانه
  • ارتباطات
  • روزنامه نگاری
  • فتوژورنالیسم
  • رسانه های جدید
  • مطالعات رسانه
  • روابط عمومی
  • تبلیغات
  • تیتر یک
  • همه اخبار
  • تماس با ما
  • مرامنامه
  • نسخه قدیمی