• فارسی
  • آینده
  • اقتصادی
  • ورزشی
  • زندگی
  • آذربایجان
  • افغانستان
  • اردو
  • العربی
  • العراق
  • لبنان
  • Pakistan
  • India
  • English
  • French
  • Spanish
  • Russian
  • Turkish
  • نیوزمانیتور
شفقنا رسانه | مهم‌ترین اخبار و تحلیل‌های رسانه، ارتباطات و فضای مجازی
رســانـه
  • خانه
  • ارتباطات
  • روزنامه نگاری
  • فتوژورنالیسم
  • رسانه های جدید
  • مطالعات رسانه
  • روابط عمومی
  • تبلیغات
  • تیتر یک
  • همه اخبار
  • تماس با ما
  • مرامنامه
  • نسخه قدیمی

شفقنا رسانه- هادی خیری: فیلم‌ها و سریال‌های کمی هستند که به روزنامه‌نگار و رسانه پرداخته‌اند. «کیف انگلیسی» شاید یکی از مهمترین آثار تلویزیونی باشد که به روزنامه‌نگار پرداخته است و این روزنامه‌نگار بودن در روند فیلم نقشی داشته است، اگرچه شخصیت روزنامه‌نگار به سال‌های تولید آن هم مرتبط نیست و در گذشته‌ای دور زندگی و کار می کند. ضیاءالدین دری کارگردان این سریال در گفت‌وگو با شفقنا رسانه می‌گوید: در کیف انگلیسی چون شخصیت ساخته من بود پس متعهد به پاسخگویی به مردم و تاریخ دان ها نیستم ولی اگر همین الان من از مؤید السلام صحبت کنم به تعداد کافی کارشناس در مملکت وجود دارد که از جزئیات این شخص اطلاع داشته باشد. او به صورت کلی معتقد است وقتی شاکله یک شغلی در بهترین شرایط خود در پایتخت و روزنامه‌های مهم مملکت نارسایی‌های عجیب و غریبی در درون خود دارد و جایگاه اجتماعی مناسب خود را پیدا نکرده است بنابراین وضعیت آن در سینمای ما هم به این صورت می شود.آنچه در ادامه می‌خوانید به دلایل توجه نکردن سینماگران به روزنامه‌نگاران، بررسی «کیف انگلیسی» و … می‌پردازد.

به نظر شما چرا با توجه به قابلیت‌های عرصه‌ی روزنامه‌نگاری، روزنامه‌نگاران به عنوان سوژه‌ی سینمایی این حوزه چندان مورد توجه قرار نگرفته است؟ آیا عدم علاقه سینماگران دلیل اصلی است یا دلایل دیگری دارد؟

روزنامه‌نگاری اتفاقاً شغل بسیار خوبی برای سینما است. کاراکتر یک روزنامه‌نگار در سینمای آمریکا بسیار زیاد و در سینمای اروپا هم تا حدودی در فیلم ها حضور داشته و نقش اول داستان‌ها بوده است. وقایع زیادی برای خبرنگاران اتفاق افتاده که این وقایع به صورت فیلم درآمده است. ولی در درجه اول در ایران به نظر من علت این وضعیت عدم شناخت فیلم سازان از این مدیوم است، یعنی این مدیوم را نمی‌شناسند و با شکل موجود در کشور هم خیلی مأنوس نیستند. به عنوان مثال نمی‌دانند الآن در فضای ژورنالیسم ما چه اتفاقاتی می‌افتد و روزنامه‌نگاران با چه چیزهایی مواجه هستند؟ جامعه با روزنامه‌نگاران چگونه برخورد می‌کند؟ و تعامل آنها با روزنامه‌نگاران چگونه است؟ چگونه سوژه‌یابی می‌کنند؟ آیا سوژه‌یابی درستی دارند یا نه؟ آیا سوژه‌هایی که در فضای ژورنالیستی مطرح می‌کنند از اولویت لازم  برخوردار است یا نه؟ لذا پارامترهای زیادی مانند این موارد وجود دارد که ابتدا باید این‌ها روشن شود. کسی که می‌خواهد فیلم‌نامه بنویسد، اول از همه باید به این مسائل اشراف داشته باشد.

از طرف دیگر مثل خیلی از مضامین دیگر ما باید این مضمون را در ادبیات نیز داشته باشیم. آیا در ادبیات ما شما یک نمونه پیدا می‌کنید که درباره‌ی یک ژورنالیست نوشته شده باشد؟ درحالی که ما در اروپا و آمریکا داستان‌های زیادی اعم از داستان‌های جنس زرد تا داستان‌های جدی وجود دارد که درباره خبرنگاران و حتی چهره‌های مؤثر حوزه ژورنالیسم مثل سردبیر یا مفسر یا تیترزن به عنوان تخصص‌های مختلف در ژورنالیسم نوشته شده است. به عنوان مثال در روزنامه‌های کشورهای اروپایی و آمریکایی بعضی از روزنامه‌نگاران مانند جاسوس سعی دارند از زندگی افراد و هنرمندان و این که با چه کسانی بیرون می‌روند یا ناهار می‌خورند، اطلاع یابند. یعنی به نوعی خبر جمع کن است که کم کم رشد پیدا می‌کند و در حد گزارش‌نویس مطرح می‌شود. در مرحله بعد به تحلیل و کم کم به تفسیر می‌رسد و بعد از همه این‌ها تیترزن قرار دارد که در واقع غولی در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری محسوب می‌شود یعنی هیچ کاری نمی‌کند و در اتاقش می‌نشیند، مطالب را می‌خواند، تیتر انتخاب می‌کند و بالاترین حقوق را هم می‌گیرد. چون از طریق تیتر است که مخاطب تصمیم به خرید و مطالعه روزنامه می‌گیرد. بنابراین همه این موارد از منظر نویسندگان ما شناسایی نشده است و کسانی که فیلم‌نامه می‌نویسند این عرصه را نمی‌شناسند و موضوعات‌شان مسائل دیگری است. به نظرم از مضامین دیگر هم غفلت شده است و تنها بحث ژورنالیسم و کاراکتر روزنامه‌نگار نیست.

در واقع شما معتقدید چون در ادبیات ما به این مضمون توجه نشده، در ادامه سینما هم به آن بی‌توجه بوده است؟

هر شخصیتی را که ما بخواهیم در درام بیاوریم، چه تئاتر باشد چه سینما یا حتی نمایش‌های رادیویی، طبیعی است که معمولاً شخصیت‌ها ابتدا از طریق داستان‌نویس‌ها و رمان‌نویس‌ها باید در جامعه نشر پیدا کند، مردم بخوانند و احساس و باور کنند که این هم یک شغل و صنف است، شغل مهمی است و باید به آن توجه شود. مورد بعدی در واقع نگرش حاکمیت نسبت به این مقوله است. آنها چقدر برای این شغل ارزش و اعتبار قائلند، آیا روزنامه‌نگاری یک شغل مهم است؟ آیا برای این جایگاه شغلی امتیاز و اعتباری قائل هستند؟ یا به عنوان یک شغل مزاحم نگاه می‌کنند؟ و شغلی است که خیلی برایشان جذاب نیست و هرچه کوچکتر و محدودتر باشد، بیشتر به آن راغب هستند. آیا شما می‌توانید به خواستگاری بروید و بگویید خبرنگار هستم؟ بابای دختر خانم چه می‌گوید آیا حاضر است دخترش با یک خبرنگار ازدواج کند؟ خیلی‌ها هم وقتی می‌گویید خبرنگار هستم، نمی‌دانند در واقع شما چه کار می‌کنید و شغل خبرنگاری چیست و سریع سراغ درآمد شما می‌روند؛ بنابراین متوجه نیست و نمی داند که آیا این شغل را باید به عنوان یک شغل جدی در جامعه نگاه کرد یا یک شغل تفننی. آیا خبرنگاری و ژورنالیسم در جامعه ما از پایتخت که یک شهر ۱۲ میلیونی است فراتر رفته است؟ آیا ژورنالیسم در سطح کشور و در شهرستانهای دیگر رسوخ لازم را دارد؟ آیا خود را اثبات کرده است؟ آیا به رسمیت شناخته شده است؟ به نظر من هنوز این اتفاق نیفتاده است.

ضیاءالدین دری، کارگردان/عکس شفقنا رسانه

شما گفتید ارتباط سینماگران با روزنامه‌نگاران کم است و برای همین نمی‌دانند فعالیت آنها به چه نحوی است ولی این در حالی است که در موارد بسیاری سینماگران شهرت خود را از کار روزنامه‌نگاری می‌گیرند و ارتباط زیادی با روزنامه‌نگاران دارند. این وضعیت را چگونه توضیح می‌دهید؟

ارتباط دارند ولی از جزئیات کار روزنامه‌نگاری آگاه نیستند و در حد مواجهه است. آیا این فیلم ساز داخل این حوزه رفته است؟ آیا این حوزه را می‌شناسد؟ سابقه کار در این حوزه داشته است؟ آیا از فعالیت روزنامه‌نگاران آگاه است؟ آیا رسانه‌های امروز اعم از مکتوب و مجازی و صوتی تصویری، سازماندهی یک رسانه حرفه‌ای را دارند؟ به جز چند مورد که وضع مالی خوبی دارند و روزنامه‌های بزرگی هم هستند، مابقی این شرایط را ندارند. به‌جز روزنامه‌های اطلاعات و کیهان که از روزنامه‌های باسابقه کشور هستند، بقیه‌ی روزنامه‌ها در دوره‌ای آمده‌اند و بعد بسته شده‌اند.

در شهریور ۱۳۲۰ هم کلی روزنامه داشته‌ایم که بعد از چند مدت بسته شده‌اند. بعد از انقلاب روزنامه جمهوری‌اسلامی هم به آنها اضافه شده و جزء روزنامه‌های بزرگ کشور قرا گرفته است ولی شما مطالب‌شان را بخوانید و ببینید چه قدر به مسائل اصلی و مهم جامعه می‌پردازند که در واقع به نظر من اصلا به آنها نمی‌پردازند. سوژه‌های روزنامه‌های ما مشخص است. اولا تیتر اخبار سیاسی روز و مقداری از مطالب هم به تقابل جناحی می‌پردازد و از سوی دیگر صفحه حوادث و صفحه ورزشی داریم که آنها هم به صورت کلیشه‌ای هستند ولی در همان صفحه وقایع آیا ما به وقایع موجود در جامعه می‌پردازیم؟

شما بیشتر فضای رسانه‌ای را نقد کردید و به نظرم خارج از موضوع ما است…

نه، من نمی‌خواهم فضای ژورنالیسم را نقد کنم. من می‌گویم وقتی شاکله یک شغلی در بهترین شرایط خود در پایتخت و روزنامه‌های مهم مملکت نارسایی‌های عجیب و غریبی در درون خود دارد و هنوز رسمیت یافتن این شغل در جامعه در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته و پذیرش و رسمیت یافتن آن در جامعه با چالش‌هایی مواجه است و جایگاه اجتماعی مناسب خود را پیدا نکرده است، بنابراین وضعیت آن در سینمای ما هم به این صورت می‌شود.

آقای دری آیا بخشی از این عدم شناخت مردم از روزنامه‌نگاران و نداشتن جایگاه اجتماعی مناسب شغل روزنامه‌نگاری به ضعف و کم‌کاری اهالی سینما مربوط نیست؟

بله، این مسئله هم وجود دارد که سینماگران ما مانند سوژه های امروز سینما به این حوزه نپرداخته‌اند و سینماگران ما باید بدانند جامعه و مخاطب سینما نیاز دارد تا خود را در سینما ببیند. بنابراین اگر من قهرمان داستان را یک ژورنالیست گذاشتم به معنای این نیست که من در واقع یک روزنامه‌نگار و فعال عرصه مطبوعاتی را برجسته می‌کنم. این افراد در جامعه هستند و زندگی می‌کنند ولی وقتی نویسنده‌ای نمی‌داند و اطلاع ندارد مطمئناً به فیلم هم تبدیل نمی‌شود یعنی بلد نیست و همان ابتدا هم گفتم کارگردان و فیلمنامه‌نویس ما این عرصه را نمی‌شناسند و اگر هم بخواهد انجام دهد تقلیدی از فیلم‌های آمریکایی است. یعنی روزنامه‌نگار یا خبرنگار او، معادل و مابه‌ازای داخلی ندارد چون می‌خواهد اکشن و تحرک ایجاد کند و داستان پرحادثه‌ای داشته باشد و برای همین از واقعیت فاصله می‌گیرد و ممکن است حتی خود شما هم معترض شوید که این تصویر ما نیست.

در واقع شما معتقدید روزنامه‌نگاران بازنمایی شده در سینما با واقعیت جامعه ایران متفاوت بوده‌اند؟

من نمی‌گویم متفاوت بوده‌اند. به صورت کلی می‌گویم. شما می‌گویید چرا وجود ندارد که من اعتقاد دارم در وهله اول سینماگر ما نمی‌داند، ثانیاً تحقیق و پژوهش هم نکرده است، ثالثاً باید یک سال در این شغل کار کند تا بفهمد شرایط این عرصه چگونه است، سیاست روزنامه‌نگاری چیست و با چه هدفی روزنامه تولید می‌شود که متاسفانه فیلمنامه‌نویس ما این مسائل را نمی‌داند و وقتی یک شخصیت فیلم را برای هیجان بیشتر و جذاب شدن فیلم با نقش روزنامه‌نگار درگیر می‌کند چون تحقیق و پژوهش نکرده است و فضای ژورنالیسم فعلی کشور را نمی‌شناسد و با چالشهای این حوزه آشنا نیست، مجبور می‌شود الگوی آمریکایی روزنامه‌نگار را در فیلم پیاده کند. در حالی که ممکن است این تصویر از خبرنگار و روزنامه‌نگار ایرانی فاصله داشته باشد و طرز رفتار بازیگر اصلاً به روزنامه‌نگار ایرانی شبیه نباشد و همین مسئله باعث می‌شود خود شما هم اعتراض کنید. پس برای این که این اتفاق بیفتد، باید مطالعه و پژوهش کند تا با فضای مورد نظر آشنا شود و بداند چه اتفاقاتی در این فضا می‌افتد و زبان و گرامر مورد استفاده این صنف چیست و چه خصوصیات شخصیتی دارند. بنابراین وقتی سینماگر ما برای دانستن این مسائل وقت نمی‌گذارد، فیلم هم نخواهد ساخت.

با این وضعیتی که ترسیم کردید، بازنمایی روزنامه‌نگاران در سینمای ایران را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

من در سینمای ایران فیلمی در این حوزه ندیده‌ام. من نمی‌توانم فیلمی را الآن به ذهن بیاورم که قهرمان آن یک روزنامه‌نگار بوده است و این قهرمان روزنامه‌نگار منشأ کاری در فیلم شده باشد. بنابراین من سراغ ندارم، شما اگر موردی دارید بگویید.

در برخی از فیلم‌های دهه هفتاد مثل پارتی و  آقای رئیس جمهور شخصیت روزنامه‌نگار را نشان می‌دهد که به نوعی درگیر مسائلی شده و مشکلاتی برای او ایجاد می‌شود.

خب از نظر شما این بازنمایی‌ها درست و خوب بوده است. به نظرم به جز این دو سه مصداق که شما گفتید، چیزی در این حوزه نداریم که این‌ها هم محصول آن مقطع زمانی یعنی دهه هفتاد بودند.

یعنی تحت تأثیر شرایط زمانی این فیلم‌ها تولید شده است؟

نه، به نوعی هر موقع نیازشان بوده است، انجام داده‌اند ولی این که چه قدر واقع گرایانه، درست و تآثیرگذار بوده را شما باید بگویید. من راجع به کار خودم می‌توانم صحبت کنم درباره‌ی کار افراد دیگر نمی‌توانم اظهار نظر کنم.

ضیاءالدین دری، کارگردان/عکس شفقنا رسانه

فضای کلی این معدود فیلم‌ها را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

من معتقدم در این حوزه فیلم چندانی وجود ندارد که ارزیابی شود مگر این که تعداد این فیلم‌ها به اندازه‌ای باشد که بتوان درباره‌ی آنها صحبت کرد. اصلاً یکی از مسائل موجود در سینمای ایران اهمیت ندادن به مشاغل است مگر مشاغل دیگر در سینمای ما وجود دارد؟ ما فقط بلدیم چند پلان از مهندس ساختمان نشان دهیم انگار که مهندس دیگری به غیر از مهندس ساختمان وجود ندارد. تمام مشاغل دستور زبان و گرامر دارند.

شما در سریال‌های تاریخی که ساخته‌اید، به نوعی به طور مشخص به روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاری پرداخته‌اید. با توجه به این پیشینه تا کنون دغدغه ساخت فیلمی درباره‌ی شخصیت‌های واقعی روزنامه‌نگاران ایرانی مثل جهانگیرخان صوراسرافیل و … را داشته‌اید؟

بله. ولی پول ساخت این نوع فیلم ها نیست. ما برای ساخت فیلم جدی پول نداریم.

فقط مسائل مالی مانع این کار بوده است؟

بله، طبیعی است. به عنوان مثال شما جهانگیرخان صوراسرافیل را مثال زدید. خب این شخص زندگی و اعتقاداتی داشته است. اگر اعتقادات صوراسرافیل را الان نشان دهیم مطمئناً آنچه خود می‌خواهند، به فیلم تحمیل می‌کنند یا روزنامه قانون که ملکم خان منتشر می‌کرده است، به نوعی به فراماسون بودن متهم است یا روزنامه کلکته که به نظر من هرکدام از این ها حداقل سه چهار میلیارد تومان هزینه می‌خواهد. بنابراین به دلیل مسائل مالی و مشکلات دیگر اعم از سانسور و محدودیت‌های دیگر، پرداختن به این روزنامه‌نگارهای قدیمی که نامی در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری برای خود داشته‌اند، به نوعی ضایع کردن نام آنهاست.

به همین دلیل شما در کیف انگلیسی سراغ شخصیت نمادین از روزنامه‌نگار رفتید؟

من به خاطر خیلی از مسائل دیگر به آن پرداختم. شخصیت روزنامه‌نگار در کیف انگلیسی خیلی هم نمادین نیست و واقعی بوده است ولی من اسامی را تغییر داده‌ام یا از مکان نام نبرده‌ام. در کیف انگلیسی چون شخصیت ساخته من بود پس متعهد به پاسخگویی به مردم و تاریخ‌دان‌ها نیستم ولی اگر همین الان من از مؤیدالاسلام صحبت کنم، به تعداد کافی کارشناس در مملکت وجود دارد که از جزئیات این شخص اطلاع داشته باشد. نقش پژوهش اینجا معنا پیدا می‌کند، باید این مسائل را تحقیق کنیم. بنابراین برای تحقیق هر یک از موارد باید حداقل یک سال وقت گذاشت تا به آن مسلط شد و بعد از تسلط آن را دراماتیزه کنیم تا جذابیت پیدا کند. درام دارای گوشت، پوست و استخوان است یعنی همه چیز باید داشته باشد.

روزنامه‌نگار با عرصه‌های مختلف جامعه در ارتباط است مانند عرصه سیاست و حوزه‌های دیگر که شما در کیف انگلیسی به تصویر کشیدید ولی اینجا هم به نظر می‌رسد شما روزنامه‌نگار را جدای از بستری تصور می‌کنید که در آن فعالیت می‌کند.

در کیف انگلیسی شکل کامل آن برای دهه بیست ارائه شده است. امکان ندارد روزنامه‌نگار دهه بیست خارج از آن چیزی باشد که من در کیف انگلیسی نشان داده‌ام. شخصیت اصلی کیف انگلیسی، تحصیل کرده‌ی خارج بود و از روزنامه برای مبارزه سیاسی استفاده می‌کرد. آدم ایده‌آلیستی است و فکر می‌کند از طریق روزنامه می‌تواند خدمت کند، تا مدتی هم خدمت می‌کند ولی تمام هدف این شخصیت استفاده از روزنامه برای بیان مطالب خود است تاجایی که دختر خانمی از وابستگان قدرت، عاشق این شخصیت می‌شود و افکار خود را وارد این روزنامه می‌کند و چون اطلاعات سیاسی از جانب پدرش را به روزنامه‌نگار و روزنامه‌اش می‌دهد لذا شخصیتی مثل قوام را هم به نوعی به معامله می‌کشاند. از آنجا روزنامه اهرمی برای رسیدن به قدرت می‌شود نه عامل تنویر افکار عمومی. در دو مسئله این اتفاق افتاده است که هر دو را من در کیف انگلیسی گفتم. هم مشروطه و پارلمان و هم رکن چهارم مشروطه یعنی مطبوعات. مجلس به جای این که جایی برای احقاق حق ملی باشد، تبدیل به سکوی پرش و نزدیک شدن به رده‌های بالای قدرت می‌شود. در دهه بیست که دوباره بعد از دوره استبداد رضاخان، مجلس تشکیل می‌شد فراکسیون‌هایی به وجود آمد که قدرت‌های بیگانه با پول و پوند این‌ها را می‌خریدند و کیف انگلیسی نماد آن بود.

در واقع معتقدید چکیده روحیات روزنامه‌نگاری آن دوره را در کیف انگلیسی نشان داده‌اید؟

چکیده‌ی روزنامه‌نگاری آن دوره اعم از سالم یعنی اوایل این شخصیت تا روزنامه‌نگار ناسالم یعنی اواخر شخصیت فیلم نشان داده شده و استفاده از عنصر ژورنالیسم به خوبی به تصویر کشیده شده است. حتی در حوزه پارلمان هم گفته شده و هیچ فیلمی هم بعد از این نتوانسته فراتر از این برود.

آیا تصمیم دارید درباره‌ی روزنامه‌نگاران فعلی هم فیلمی بسازید یا این که بیشتر به ساخت سریال‌های تاریخی تمایل دارید؟

تنها با علاقه و دوست داشتن نمی‌توان فیلم ساخت. فیلم باید فیلم باشد، باید روی مداری اصولی و درست حرکت کند. یک فیلم از مرحله‌ی ذهنیت تا مرحله‌ی اجرا مراحل عجیبی را طی می‌کند. ما همین الان اگر بخواهیم فیلمی درباره فضای ژورنالیسم در داخل کشور بسازیم حداقل سه چهار میلیارد خرج دارد و سرمایه گذارها هم به بهانه‌هایی مثل عدم فروش و عدم استقبال در این موضوع‌ها سرمایه‌گذاری نمی‌کنند.

شما در فیلم کلاه پهلوی از زاویه‌ دید یک فرماندار جوان به آن دوران تاریخی نگاه کرده‌اید. آیا این امکان وجود ندارد که از زاویه دید یک روزنامه‌نگار به یک دوره زمانی خاص نگاه کرد؟

اگر از این بُعد هم نگاه کنیم باز قهرمان داستان ما باید یک ژورنالیست باشد. ما این ژورنالیست را چطور باید نشان دهیم؟ پاستوریزه نشان دهیم یا خاکستری؟ اگر ما این شخصیت را خاکستری نشان دهیم یعنی کلک و دروغ و منفعت طلبی هم در کارش وجود داشته باشد، بلافاصله مورد اعتراض برخی از اهالی این صنف قرار می‌گیرد و از طرف دیگر سانسور هم اجازه نمی‌دهد تا آنچه می‌خواهیم نشان دهیم.

انتهای پیام

0 FacebookTwitterLinkedinWhatsappTelegramEmail
خبر قبلی
«پونه ندایی» معاون سازمان روزنامه‌نگاران آسیایی شد
خبر بعدی
اولویتی که برای ما اولویت نیست

خبرهای پیشنهادی

یک روزنامه نگار پیشکسوت: وقتی روزنامه‌نگار فضایی مناسب...

09:06 | پنجشنبه 17 مرداد، 1398

فراخوان شفقنا به «نوروز مهربانی و همدلی»: عید...

00:37 | چهارشنبه 15 اسفند، 1397

معاون وزارت ارتباطات: دولت کاری به داده‌ها ندارد/...

10:22 | یکشنبه 10 دی، 1396

تیترهای محیط زیستی به صفحه اول آمدند

07:25 | یکشنبه 30 مهر، 1396

تجهیز اسپیکرهای هوشمند گوگل به صفحه نمایش

10:58 | شنبه 29 مهر، 1396

تدابیر امنیتی گوگل برای اکانت‌های کاربران

10:56 | شنبه 29 مهر، 1396

حمل لپ‌تاپ به هواپیما ممنوع می‌شود؟

10:55 | شنبه 29 مهر، 1396

هشتگ، شکلک و روزنامه‌نگاری در تلگرام

10:45 | شنبه 29 مهر، 1396

پرسشی در برابر خود و آیندگان/یادداشتی از ابوالفضل...

09:03 | شنبه 29 مهر، 1396

نظر خود را ثبت کنید لغو پاسخ

ذخیره نام و ایمیل برای ثبت نظرات بعدی

آخرین اخبار

  • عرضه هوش مصنوعی «جمینای» برای مرورگر «کروم» در ۷ کشور

  • چت در پلی‌استیشن بدون تایید سن متوقف می‌شود

  • نسخه پولی واتس‌اپ آزمایش می‌شود

  • تیم کوک از مدیرعاملی اپل کنار می‌رود

  • معاون علمی خبر داد؛ «شرکت‌های دانش‌بنیان» پیشران بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده کشور

  • ویترین روزنامه ها/ اشاره «شرق» به بیکار شدن یک میلیون کارگر فاقد بیمه بعد از جنگ/ پاسخ «دنیای اقتصاد» درباره نحوه تغییر اولویت سرمایه گذاران توسط جنگ

  • آخرین اخبار شفقنا از حوزه فناوری و هوش مصنوعی؛ از تسریع در کشف مهارکننده‌های سرطان تا سانسور کلمات توهین‌آمیز در تصاویر به کمک هوش مصنوعی

  • هوش مصنوعی سکوت شما را ترجمه می‌کند

  • آژانس امنیتی آمریکا از هوش مصنوعی فهرست سیاه استفاده می کند

  • هشدار مدیر انویدیا؛ تراشه‌های چینی بازار هوش مصنوعی آمریکا را کساد می‌کنند

  • ویترین روزنامه ها/ اشاره «اعتماد» به قیمت های بالای فیلترشکن در ایام جنگ/ گزارش «شرق» درباره روایت جنگ زدگان ساکن در هتل لاله

  • مخابرات اعلام کرد؛ برای مشترکان آسیب‌دیده در جنگ صورتحساب صادر نمی‌شود

  • هوش مصنوعی کلمات توهین‌آمیز و نامناسب در تصاویر را سانسور می‌کند

  • افشای شبکه حساب‌های جعلی هوش مصنوعی در حمایت از ترامپ

  • گلکسی اس ۲۵ با ویژگی‌های هوش مصنوعی جدید نو نوار می شود

  • ویترین روزنامه ها/ اشاره « پیام ما» به پیامد جنگ بر گرمایش زمین/ گفتگوی «اعتماد» با جامعه شناسان درباره ایران پس از جنگ

  • قرارداد خدمات ابری کمیسیون اروپا به ۴ شرکت بومی رسید

  • ویترین روزنامه ها/ اشاره «پیام ما» به تبعات ۴۰ روز جنگ بر طبیعت ایران/ گزارش «اعتماد» از برتری ایران در نبرد روایت ها با ساخت انیمیشن های لگویی

  • سوژه های منتخب هفته/ از تاثیر جنگ بر اقتصاد، بیماران صعب‌العلاج و تغییر دنیای کودکی تا لزوم ترمیم آسیب های جنگ

  • گوگل رفع محدودیت شد

  • چرا کاربران چت جی‌پی‌تی ترغیب به انجام قتل می‌شوند؟

  • با تایید سازمان ملی بهره‌وری؛ برنامه ارتقای بهره‌وری خدمات وزارت ارتباطات ابلاغ شد

  • گفتگو با هوش مصنوعی در دادگاه مدرک جرم محسوب می شود!

  • تمدید اعتبار مجوزهای افتا تا ابتدای تیرماه ۱۴۰۵

  • ویترین روزنامه ها/ گزارش «شرق» درباره اثر ویرانگر جنگ ها بر زندگی مردم عادی/ بررسی «اعتماد» درباره آثار اجتماعی حمله به کشور

پربازدیدترین ها

  • رونمایی از گوشی های Tribute 2 و Volt 2 ال جی

  • تیک تاک فیلترهای زیبایی را مسدود می‌کند

  • فرار اپل از تنش‌های تجاری چین و آمریکا با مهاجرت به ویتنام

  • آخرین اخبار شفقنا از حوزه فناوری و هوش مصنوعی؛ از آینده نامشخص پروژه‌های هوش‌مصنوعی آمریکا در منطقه تا شناسایی رانندگان پرخطر با هوش‌مصنوعی

  • «شورش علیه حقیقت»: ابوالفضل فاتح

  • راز «جهش ارزی» در تحلیل‌ روزنامه‌های سیاسی

  • محکومیت ترور خبرنگاران شبکه‌های المنار و المیادین در لبنان توسط یونسکو

  • اندونزی شبکه های اجتماعی را برای زیر۱۶ سال ممنوع کرد

  • نوروزپور: رسانه‌های کشور با روایت هم‌زمان «مظلومیت» و «اقتدار ملی» نقش تعیین‌کننده در انسجام ملی داشتند

  • دفتر شبکه قطری «العربی تی‌وی» در تهران در حمله اسرائیل آسیب دیده است

  • ۲ خبرنگار شبکه های المنار و المیادین  لبنان در حملات اسرائیل به شهادت رسیدند

  • در اتاق گفتگوی شفقنا مطرح شد؛ نوروزی: شرایط الان کشور به گونه‌ای نیست که فعلاً بازنگری در قانون مطبوعات را بطلبد/ به‌طور مطلق باید حق توقیف یا لغو پروانه رسانه‌ها از نظام حقوقی ایران حذف شود/ جرم مطبوعاتی یک جرم غیرعمد است/ پوربابایی: الفاظ و عبارت به کار برده شده در قانون مطبوعات کشدار و مبهم هستند/جرم‌انگاری روزنامه نگاران باید محدود شود/توقیف ناگهانی مطبوعات ظلمی آشکار است

  • ویدئو/ رییس سازمان صدا و سیما در گفت و گو با شفقنا: سختگیری ساترا در صدور مجوز تولید افزایش یافته است/ ضوابط تولید نمایش خانگی به‌روزرسانی می‌شود

  • مذاکره سامسونگ برای کاهش قیمت گوشی‌های تاشو

  • اتحاد جهانی روزنامه نگاری، ترور خبرنگاران المنار و المیادین را محکوم کرد

  • کاربران گوشی های هوشمند چطور اطلاعات خود را نگه دارند؟

  • ChatGPT و عنان‌گسیختگی اخبار جعلی

  • عکاس فلسطینی در غزه، برنده جایزه ریاست‌جمهوری ترکیه شد + تصاویر

  • در اتاق گفتگوی شفقنا مطرح شد؛ دکتر اجاق: شبکه‌های اجتماعی در حوزه سلامت ظرفیت و خطر را هم‌زمان دارند/ آگاهی سلامت بدون سواد رسانه‌ای امکان‌پذیر نیست/ اعتماد به متخصصان در ایران نیازمند ترمیم نهادی و ارتقای سواد عمومی سلامت و رسانه‌ای است

  • در اتاق گفتگوی شفقنا مطرح شد؛ چگونه می‌توان با «شبه علم» در فضای مجازی مقابله کرد؟

  • رئیس جمهور لبنان حمله اسرائیل به روزنامه‌نگاران را «جنایت آشکار» خواند

  • گزارش تصویری: مراسم یادبود خواهر دکتر هادی خانیکی

  • چین؛ تنظیم مقررات برای انسان‌های دیجیتال و ممنوعیت خدمات اعتیادآور برای کودکان

  • گزارش تصویری: روایتگران تصویر زندگی

  • در اتاق گفتگوی شفقنا مطرح شد؛ چگونه با شایعات پزشکی در شبکه های اجتماعی مقابله کنیم؟

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری شفقنا بلامانع است. شفقنا مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد.


بالا
  • خانه
  • ارتباطات
  • روزنامه نگاری
  • فتوژورنالیسم
  • رسانه های جدید
  • مطالعات رسانه
  • روابط عمومی
  • تبلیغات
  • تیتر یک
  • همه اخبار
  • تماس با ما
  • مرامنامه
  • نسخه قدیمی