شفقنا رسانه- اعتراف میکنیم ما اصحاب رسانه با داشتن این نقاط قوت، دچار ضعفهای قابل توجهی هم هستیم. در رأس این ضعفها، بیتوجهی به منشور اخلاقی رسانه قرار دارد. ما گاهی به جای انتقاد کردن از مسئولین، به سراغ انتقام گرفتن از آنها میرویم. گاهی خبری را که دوست نداریم منتشر نمیکنیم و گاهی چیزی را منتشر میکنیم که اصلاً وجود ندارد!
به گزارش ایسنا، روزنامه «جمهوری اسلامی» نوشته است: از سال ۱۳۷۷ که به مناسبت شهادت خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی به دست گروه تروریستی طالبان در افغانستان، روز ۱۷ مرداد «روز خبرنگار» نام گرفت، هر ساله در ایام نیمه دوم مرداد ماه از رسانهها تقدیر میشود. هرچند در برابر تلاشهای مستمر اصحاب رسانه برای اطلاعرسانی و نقد عملکردها، این قبیل تقدیرها ناچیز است ولی همین که سالی یکبار توجه مسئولان و دستاندرکاران امور مدیریتی کشور به مجموعهای جلب میشود که اخبار عملکردهای آنها را به اطلاع مردم میرسانند و با نقد این عملکردها نقاط قوت و ضعفشان را به آنها گوشزد میکنند تا در جهت بالا بردن قوتها و کاستن از ضعفها تلاش کنند، ارزشمند و تأثیرگذار است.
تاکنون رسم بر این بود که رسانهها دیگران را نقد میکردند. قطعاً این روش باید ادامه یابد ولی چه خوب است که در مقابل نقد مستمر دیگران توسط رسانهها، سالی یک روز هم که شده دیگران رسانهها را نقد کنند و روز خبرنگار در عین حال که روز تقدیر از اصحاب رسانه است، روز نقد عملکرد آنها هم باشد.
این کار را ما شروع میکنیم تا آغازگر «نقد از خود» باشیم بدان امید که فرهنگ از خود انتقاد کردن در جامعه ما نهادینه شود. قطعاً جامعه اسلامی و انقلابی ما نارساییهایی دارد که تمام بخشها اعم از دولتی و غیردولتی را شامل میشود. اگر فرهنگ از خود انتقاد کردن در جامعه ما نهادینه شود، صفت انقلابی بودن ما یکی از مقومهای مهم خود را باز خواهد یافت. انتقاد از خود، قطعاً یکی از مقومهای هر جامعه انقلابی است بهویژه جامعه اسلامی با یک انقلاب فرهنگی و ارزشی.
متاسفانه انقلابی بودن در کشور ما به معنای مبرا بودن از نقد است! کسانی که خود را انقلابی میدانند، سطح و شأن خود را بالاتر از این میدانند که کسی حق داشته باشد از آنها انتقاد کند و نقاط ضعفشان را به آنها گوشزد نماید. این، یکی از مشکلات انقلاب اسلامی و جامعه انقلابی ما است که اگر به آن توجه نشود دچار خسرانهای زیادی خواهیم شد. ما این وظیفه انقلابی را از رسانه شروع میکنیم، بدان امید که به یک فرهنگ تبدیل شود.
اصحاب رسانه، در عین حال که از نظر مادی در تنگنا قرار دارند، با درهای بسته برای یافتن پاسخ سؤالهایشان مواجه میشوند، ناچارند کمظرفیتیها و نقدناپذیریهای عدهای از مسئولان را تحمل کنند و داغ و درفشهای موسوم به تعقیب قانونی به خاطر چاپ فلان انتقاد و یا فلان خبر را هم باید به جان بخرند، با اینهمه از انجام وظیفه اطلاعرسانی و نقد کوتاه نمیآیند و به رسالتی که برعهده دارند عمل میکنند. اینها نقاط قوت اصحاب رسانه است، هرچند به چشم دیگران نمیآید.
اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، باید بپذیریم که منافع کارکرد رسانهها برای نظام و کشور، بسیار بیش از منافعی است که از ناحیه وزارتخانهها و دستگاههای عریض و طویل فرهنگی عاید میشود درحالی که این وزارتخانهها و دستگاهها هزاران میلیارد تومان بودجه از بیتالمال میگیرند ولی رسانههای غیردولتی به پستان پرشیر بیتالمال وصل نیستند و دخل و خرجشان با خودشان است و اندک یارانهای که مجلس شورای اسلامی به منظور جبران گرانی کاغذ برای آنها در نظر میگیرد بهصورت قطرهچکانی آنهم با هفت هشت ماه و گاهی یک سال تأخیر و به صورت نصف و نیمه به دستشان میرسد و بسیاری اوقات هم نمیرسد.
با اینحال، اعتراف میکنیم ما اصحاب رسانه با داشتن این نقاط قوت، دچار ضعفهای قابل توجهی هم هستیم. در رأس این ضعفها، بیتوجهی به منشور اخلاقی رسانه قرار دارد. ما گاهی به جای انتقاد کردن از مسئولین، به سراغ انتقام گرفتن از آنها میرویم. گاهی خبری را که دوست نداریم منتشر نمیکنیم و گاهی چیزی را منتشر میکنیم که اصلاً وجود ندارد! هر دولتی را که بپذیریم به تعریف و تمجید از آن میپردازیم و هر دولتی را که قبول نداشته باشیم به بهانههای مختلف و البته واهی به باد انتقاد میگیریم.
این ضعف بزرگ، اختصاص به رسانههای مکتوب و فضای مجازی ندارد بلکه رسانه ملی نیز دچار این بیماری است و متأسفانه بدون آنکه به کسی پاسخگو باشد در نهایت بیانصافی یکطرفه عمل میکند بطوری که به جای ملی بودن در جایگاه ارگان یک حزب یا جناح قرار میگیرد. بیانصافی است اگر برنامههای مفید رسانه ملی را نادیده بگیریم و فقط به نقاط ضعف آن بپردازیم. واقعیت اینست که رسانه ملی، هم تأثیرگذاری فراوانی دارد و هم از نقاط قوت قابل توجهی برخوردار است ولی صدافسوس که ضعفهای بخش سیاسی و اطلاعرسانی این رسانه بر زحمات دستاندرکاران سایر بخشها سایه میاندازد و قضاوت درباره کلیت رسانه ملی را منفی میکند.
ضعف دیگر ما اصحاب رسانه این است که بسیار سیاستزده شدهایم. در جامعه ما کارهای مثبت فراوانی در زمینههای پزشکی، صنعت، کشاورزی، خدمترسانی، کارهای خیر، ایثارگریها، فضایل اخلاقی و برخوردهای اخلاقمدارانه صورت میگیرند که بسیاری از آنها در رسانهها منعکس نمیشوند. توجه اصحاب رسانه بیشتر به بخش سیاسی جامعه است و حتی به بسیاری از اقدامات غیرسیاسی نیز با دید سیاسی نگاه میکنیم و به آنها رنگ سیاسی میزنیم و چهبسا از رنگ سیاسی تجاوز میکنیم و به «انگ» سیاسی متوسل میشویم.
این، یعنی فاصله گرفتن از اخلاق حرفهای، خطری که بلای جان کار رسانه است. اخلاق، جان مایه کار رسانهایست. اگر اخلاق از رسانه جدا شود، باید شیپور مرگ رسانه را به صدا درآورد.
چاره کار را نباید در جایی غیر از خود رسانه جستجو کرد. اصحاب رسانه باید تدبیری برای اجرایی شدن منشور اخلاق رسانهای بیاندیشند و مانع فاصله گرفتن رسانه از اخلاق شوند. این اقدام اکنون واجبترین وظیفهایست که برعهده اصحاب رسانه سنگینی میکند و مناسبت روز خبرنگار، زمان مناسبی برای این اقدام است.
انتهای پیام
