شفقنارسانه- اکبر نصراللهی، مدرس ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در نشست «نقش رسانه ها در شکل دهی افکار عمومی با تأکید بر پوشش خبری در شرایط بحران» گفت: من معتقدم رسانه ها باید ستاد دائم بحران داشته باشند. به عبارتی اصول کار و تکلیف کار را بدانند و متناسب با نوع بحران تصمیم گیری کنند. بنابراین باید حساسیت های سیاسی، قومیتی و نوع رسانه را در نظر گرفت.
به گزارش شفقنا رسانه، نصراللهی در ابتدای سخنان خود در این نشست با اشاره به تعریفی قدیمی از افکار عمومی از نظر وزیر دارایی لویی شانزدهم گفت: افکار عمومی قدرت ناپیدایی است که بی گنج و بی محافظ و بی ارتش برای شهر و دربار و حتی قصر قانون وضع میکند؛ جایزه میدهد؛ تاج بر سرها مینهد؛ شهرت ها را افزایش یا کاهش میدهد. به عبارتی در ساخت افکار عمومی رادیو و تلویزیون نقش اساسی دارند اما با تغییر رسانه ای مردم، این نقش در حال کمرنگ شدن است.
نقش رسانه ها در ایجاد، هدایت و تقویت افکار عمومی
او در ادامه سخنان خود به بیان دیدگاههای مختلف دربارهی نقش رسانهها پرداخت و گفت: دسته اول، نقش رسانه را مطلق میدانند؛ دسته دوم، معتقد به تأثیر محدود هستند و دستهی دیگر نقش رسانه را مطلق نمیداند ولی قدرتمند میداند. با هر کدام از این دیدگاهها به نقش رسانهها نگاه کنیم، به این نتیجه میرسیم که رسانهها یا ایجادکننده و مولد افکار عمومی هستند یا افکار عمومی را تقویت یا آن را هدایت می کنند. به عبارتی آنچه مسلم است، نقش رسانهها در ایجاد، هدایت و تقویت افکار عمومی بسیار قابل توجه است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. به نظر من در حال حاضر کشور ما کارگاه بزرگ ارتباطات سیاسی و کارگاه بزرگ علمی رسانه است. بنابراین با شرایط موجود و با آرایش رسانهای موجود نقش رسانههای رسمی در حال کمرنگ شدن است. به بیان سادهتر اپلیکیشنهای موبایل و فضای مجازی افکار عمومی را شکل میدهند و رسانههای رسمی معمولا عقب میمانند.
رویکرد رسانهها سنتی و راهبرد آنها واکنشی است
این مدرس ارتباطات با ذکر مثالهایی دربارهی نقش فضای مجازی در شکل دهی افکار عمومی گفت: گاهی این فضا رسانهها را مجبور به واکنش میکند، از جمله ماجرای مرحوم پاشایی، ماجرای لباس المپیک، ماجرای درگیری مأموران شهرداری و دستفروشان. بنابراین رویکرد رسانهها سنتی و راهبرد آنها واکنشی و انفعالی است. به عبارتی با تغییر مصرف و آرایش رسانهای نقش رسانههای مسلط مثل رادیو و تلویزیون در ایجاد و هدایت و تقویت افکار عمومی کمرنگ میشود. بنابراین اگر کانالهای رادیو، تلویزیون و خبرگزاریها، فکری به حال این مسئله نکنند و خود را با شرایط جدید انطباق ندهند دچار بحرانی بیش از آنچه در حال حاضر با آن مواجه هستیم، میشوند.
ویژگیهای افکار عمومی
نصراللهی توضیح داد: عدهی زیادی از افراد موضوعات و مباحث افکار عمومی را به زبان میآورند، به اشتراک میگذارند و از همه ظرفیتها بهویژه فضای مجازی استفاده میکنند. این موضوعات و مباحث از اهمیت خاصی برخوردار هستند یا به گونهای مطرح میشود که دیگران فکر میکنند این مسأله مهم است. این مسائل چون موضوع مردم است، به مشارکت مردم منجر میشود و افکار عمومی بیشتر قدرت معنوی و غیرمادی دارد.
رسانه؛ یکی از ابزارهای مدیریت بحران
او دربارهی مصرف رسانهای موبایل و تلویزیون در ایران و جهان گفت: میدان در حال حاضر در دست اپلیکیشنهای موبایل و فضای مجازی است و کشورهای مختلف همواره در معرض انواع بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار دارند. هر جا بحران وجود دارد، ابزار مدیریت آن یعنی رسانه هم نیاز است. به عبارتی رسانهها نقش دوگانه در بحران دارند و به دلیل توانایی در جهتدهی به افکار عمومی، نقش اساسی در بروز، فراز و فرود و مراحل مختلف بسیاری از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایفا میکنند. به بیان سادهتر باید گفت رسانهها بر بحرانها اثر میگذارند.
این مدرس ارتباطات با اشاره به ضرورت مدیریت اخبار در بحران به وسیله رسانه بیان کرد: یکی از مهمترین شاخصهای موفقیت رسانه با چگونگی اداره و قابلیت مهار بحران سنجیده میشود و در بحرانها توجه مردم به انواع رسانه بیشتر میشود. به عبارتی رسانهها میتوانند بحرانها و تهدیدهای ناخواسته ناشی از آنها را به فرصت تبدیل کنند، در غیر این صورت خود دچار بحران میشوند. به بیان سادهتر رسانهها از بحران اثر می پذیرند.
طبقهبندی نقش رسانهها در بحران
او نقش رسانهها در بحران را به سه دسته طبقهبندی کرد و گفت: نقش رسانهها بر بحران شامل مدیریت بحران به وسیله رسانه، مدیریت بحران در سازمانهای رسانهای و بحران در خود سازمان رسانهای است و بحث اصلی من در این نشست مدیریت بحران به وسیله رسانه است. بحران نسبی است و این تعریف در کشوری به کشور دیگر متفاوت است.
نصراللهی ادامه داد: بحث مدیریت بحران هم نسبی است و میتواند طیف گستردهای از اقدامات و تدابیر قبل، حین و بعد از بحران را دربرگیرد و حتی بحثها و جلسات آموزشی برگزار شده برای مرور بحرانهای مختلف و ایجاد آمادگی زمان بحران هم جزو مدیریت بحران است.

مدیریت بحران به وسیله رسانه
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی گفت: سازمانهای خبری هم تأثیر منحصر به فردی در بحران دارند و هم در مراحل مختلف بحران از آن اثر میپذیرند. به عبارت دقیقتر، اثرگذاری رسانه بر بحران و اثرپذیری از آن به اتخاذ نوع رویکردها، راهبردها و جهتگیریها و همچنین از میزان تبعیت و باور به عوامل متعدد دیگر «ایدئولوژی، رقبا، تجربه و سوابق، مالکیت و …» وابسته است. به عبارتی وقتی رویکرد یک رسانه به بحران ها سنتی؛ راهبرد آن انفعالی و واکنشی و جهت گیری آن حمایتی صرف باشد، کارکرد آن در خروجی رسانه و عملکرد آن مطلوب نیست.
به گزارش شفقنا رسانه، او رویکردهای رسانه به بحران را معرفی و بیان کرد: دسته اول، رویکردهای سنتی است که نگاه منفی به بحران دارد و آن را انکار می کند و معمولا با سکوت، غفلت و بیبرنامگی همراه است. دسته دوم شامل رویکرد قانون طبیعی است که نگاه منفی به بحران دارد ولی در نهایت با اکراه آن را میپذیرد. دستهی سوم، شامل دیدگاه تعاملی است که نگاه مثبت به بحران دارد. به عبارتی بحران را فرصتی برای جذب مخاطب میداند.
حذف معنوی رسانه
این مدرس ارتباطات در ادامه گفت: اگر در زمان بحران، رسانه حرفهای باشد، میتواند این بحران را به فرصت تبدیل کند. اگر رسانه خصوصی باشد، باعث افزایش مخاطب، افزایش آگهی و افزایش سود میشود. اگر رسانهی خصوصی در بحران خوب عمل نکند، مخاطب و به تبع آن آگهی کاهش مییابد و به عبارت سادهتر نمیتواند هزینههای ثابت و متغیر رسانه را تأمین کند و حذف میشود. اگر در این شرایط رسانه دولتی باشد، حذف فیزیکی نمیشود بلکه حذف معنوی میشود.
نصراللهی با توضیحاتی دربارهی راهبردهای بحران در رسانه ادامه داد: ما راهبردهای دوگانه و چهارگانه در رسانه داریم. رسانه بسته به نوع مالکیت و میزان حرفهای بودن و سابقهاش در بحران میتواند یکی از این راهبردها را اتخاذ کند.
این مدرس ارتباطات با ارزیابی عملکرد رسانهها در زمان بحرانهای مختلف تشریح کرد: میتوانیم ببینیم در این بحرانهای مختلف هر یک از رسانههای ما چه وظایفی را ایفا کردهاند و چه قدر در هدایت افکار عمومی یا واگذاری آن به رسانههای رقیب نقش داشتند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره به برخی رویدادها مثل ماجرای تعرض مأموران سعودی به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده، فاجعه منا، شهادت آیت الله نمر، حمله به سفارت عربستان در ایران و کنسولگری عربستان در مشهد گفت: در این مسئله نقش رسانهها در جهت دهی به افکار عمومی بسیار مهم بوده است. من نقش پیک بامدادی و رادیو را بسیار غیرمسئولانه و نادرست میدانم؛ چون هشت روز بعد از حادثه، در ۱۰ دقیقه ماجرای تعرض به دو نوجوان ایرانی را برجسته کردند. در صورتی که این وقایع قبلا کم و بیش در کشور ما اتفاق میافتاد. به عبارتی اگر چه غیر قابل تحمل است ولی این نوع پرداختن به اخبار زمانی که مردم حساس هستند، درست نیست.
او ادامه داد: در این زمینه حجم پوشش خبری به اندازهای بود که انتظار واکنش به اندازه آن حجم خبری نمیرفت. به عبارتی وقتی پرحجم پوشش داده میشود و آن را برجسته میکنند، مردم احساس نمیکنند تعرض به دو نوجوان بوده است. همه احساس میکنند تعرض به خودشان بوده است. بنابراین وقتی پوشش خبری بالا میرود و انتظار واکنش متناسب با آن حجم پوشش داده نمیشود، باعث ایجاد بحران میشود. این مسئله و فاجعه منا باعث ایجاد یک جو در بین مردم و حمله به سفارتخانه عربستان میشود.
رسانه مطالب را سلیقهای نشر میدهد
نصراللهی گفت: خطیب نماز جمعه تهران صراحتا در نماز جمعه حمله مردم به سفارت عربستان و انگلیس را محکوم و جرم اعلام میکند ولی این مسئله را رسانهی ما منتشر نمیکند. به عبارتی آنچه باب میل خودشان است، منتشر میکنند و این باعث میشود افکار عمومی خلاف جهت امنیت ملی شکل بگیرد.
حادثه شهران؛ تعارض در بیان اخبار
به گزارش شفقنا رسانه، او با بررسی آتش سوزی لوله اصلی گاز شهران در ۲۸ تیرماه ۹۵ بیان کرد: در این زمینه اپلیکیشنهای موبایلی، تلگرام و فضای مجازی فضا را به حدی سنگین کرده بود که رسانه رسمی مجبور به واکنش شد. به عبارتی در ساعت ۴:۴۷ بامداد انفجار شهران اتفاق افتاد که این حادثه همه ارزشهای خبری را دارا بود و بر اثر این انفجار گاز ۱۳ هزار مشترک و آب ۶۰ هزار مشترک و نیز برق ۲۵۰ هزار مشترک و همچنین ۳۵۰ هزار خط تلفن ثابت قطع و یک نفر کشته شد.
نصراللهی ادامه داد: آمار رسمی در روزهای اول یک کشته و حدود یک هفته بعد دو کشته اعلام شد اما در برخی از رسانهها و کانالهای تلگرامی به استناد اظهارات مردم و برخی کارگران مترو ناپدید شدن ۱۲ کارگر منتشر شد و ارتفاع شعلههای آتش در برخی منابع پنج متر و بسیاری از منابع و اظهارات مردم تا ۲۰ متر و حتی ۶۰ متر اعلام شده است. عمر و وسعت گودال را در آمارهای متعددی اعلام کردند که از ۵۰ متر تا ۱۰۰ متر متنوع بود در واقع در این اخبار تعارض به وضوح دیده میشود.
بررسی حادثه شهران در سه مقطع
این مدرس ارتباطات تشریح کرد: من مقطع ۲۴ ساعت اول، دوم و سوم رسانهها از این حادثه را بررسی کردم که از مجموع ۲۷ دقیقه و ۳۶ ثانیه اخبار پخش شده دربارهی شهران در ۲۴ ساعت اول در شبکههای یک تا پنج سیما فقط حدود ۲۰ ثانیه سهم مسئولان شرکت ملی گاز بوده است. خبر ۱۴ اولین بخش خبری سیما است که حدود ۱۰ ساعت بعد از حادثه، این موضوع را بعد از قتل یک زن انگلیسی پخش کرد. به عبارتی مجبور شد به این خبر بپردازد و هر چقدر زمان میگذشت، با توجه به این که فضا در حال سنگین شدن بود و باعث شکلگیری افکار عمومی شده بود، این خبر در اولویت اخبار قرار میگرفت.

او ادامه داد: به عبارتی تصاویر خبری خوب است و حضور خبرنگار آقای شکوری راد در اولین دقایق حادثه در تاریکی هوا را نشان میدهد. با این وجود گزارش ایشان در خبر ۱۴ کامل پخش نشد و آقای حاجی زاده فقط از برخی تصاویر و مصاحبههای آن استفاده کرد. این تصاویر باید از صبح پخش میشد، اما در بخشهای مختلف از جمله ۱۸:۳۰ شبکه تهران پخش شد و عملکرد بهتری داشت و شبکه پنج قبل از آن، پخش خبری نداشت ولی شبکه یک داشت. اگرچه به لحاظ ساختاری این مسئله غلط است و باید ساختار آن قدر انعطاف پذیر باشد که بتواند اگر حادثهای اتفاق افتاد، در لحظه آنتن، قطع و خبر گفته شود. در شبکه پنج هم فرماندار حضور پیدا کرد و هم گزارشهای مفصلی در این زمینه ارائه شد، به عبارتی یک پرونده کامل از ماجرا را بیان کرد.
اولویت دهی به اخبار در مقایسه با اخبار خاص آن روز
نصراللهی گفت: سیاستگذاری و مدیریت، کاری هوشمندانه و عمدی است. به عقیده من این که اخبار قتل و کشتار کشورهای دیگر را برجسته میکنیم و با توجه به اتفاقات خاصِ همان روز، اخبار را اولویت دهی و پخش نمیکنیم یک عادت است نه کاری هوشمندانه. به عبارتی اگر در خبر هفت صبح، از ۱۰ خبر هفت خبر درباره قتل و کشتار آمریکا و ضدآمریکایی است، سیاستگذاری نیست. این یک نگاه غیرحرفهای است که از ۲۰ سال قبل وجود داشته و ادامه دارد. انعطاف پذیری در اینجا بسیار مهم است و اولویت اخبار را باید در مقایسه با اخبار خاص آن روز تعیین کرد.
اصول ثابت برای همهی بحرانها وجود ندارد
به گزارش شفقنا رسانه، او دربارهی وجود دستورالعمل یا آییننامهای در انتخاب چینش پوشش اخبار مربوط به بحران بیان کرد: محیط خبر متفاوت است و عوامل اثرگذار آن بسیار است. به همین خاطر نمیتوان اصول ثابت قابل اجرا در همه بحرانها در نظر گرفت. من معتقد نیستم ستاد بحران بعد از بحران باید ایجاد شود بلکه رسانهها باید ستاد دائم بحران داشته باشند. به عبارتی اصول و تکلیف کار را بدانند و متناسب با نوع بحران تصمیمگیری کنند. به طور کلی نمیتوان یک دستورالعمل ثابت را در نظر گرفت بلکه باید حساسیتهای سیاسی، قومیتی و نوع رسانه را در نظر گرفت.
اشتباه رسانه در زلزله اهر- ورزقان
این مدرس ارتباطات به بررسیهای خود درباره زلزله اهر-ورزقان اشاره کرد و گفت: من دربارهی زلزلهی ورزقان با چند روش کار کردم و به عقیده من رسانه در این زمینه خوب عمل کرده است. به عبارتی وقتی زلزله در ساعت ۱۶:۵۳ اتفاق میافتد، ساعت ۱۷ خبر منتشر میشود که این فاصله زمانی بیسابقه است. اما اشتباه رسانه این بود که بحث قومیتی و پسزمینههای آن را در نظر نگرفت و رسانههای دیگر قویتر عمل کردند تا افکار عمومی را به گونهای دیگر شکل دهند.
ایجاد ابهام و پاسخ ندادن به آن
او با اشاره به حادثه بیمه و سوخته شدن پروندهها توضیح داد: رسانه گاهی ابهامی در ذهن مردم ایجاد میکند ولی پاسخی برای آن ندارد و دیگران شایعات و مسائلی ایجاد میکنند و افکار عمومی را شکل میدهند. به عبارتی رسانه یک نیاز در مردم ایجاد میکند ولی به آن پاسخ نمیدهد. یکی از مصاحبه شوندگان دربارهی پرونده هایی صحبت کرد که باید ارسال میشد ولی سوخت اما در خبر درباره چگونگی حل این موضوع و تکلیف مردم بحثی نشد.
برای حل این مسأله نصراللهی معتقد است، باید نگاه حرفهای را تقویت، آرایش جدید رسانهای را درک و به محیط پیرامون رقبا توجه کرد و وقتی بحران اتفاق میافتد کلام و نگارش قلم باید مقاوم باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی توضیح داد: در بررسیهای من، مشخص شد آتش نشانی و شهرداری خیلی زود وارد ماجرا شدند. سرعت آتشنشانی به دلیل وظایف خود قابل انتظار بود و شهرداری برای متهم نشدن به صورت فعال وارد صحنه شد ولی شرکت گاز و آب حضور فعالی نداشتند.
پوشش خبری حادثه شهران در شبکه خبر
نصراللهی همچنین دربارهی بررسی پوشش خبری از شبکه خبر در حادثه شهران گفت: خبر این حادثه در شبکه خبر در قالب خبر فوری، ساعت ۵:۷ صبح، به مدت ۲۳ دقیقه درج شد و در بخش های خبری، نخستین بار با تأخیر یک ساعت و ۲۳ دقیقه در بخش خبری ساعت ۶ بامداد به مدت ۳۰ ثانیه پخش شد. در مجموع شبکه خبر خوب عمل کرد ولی بحث اینجاست که شبکه خبر همیشه مجری دارد و باید در همان لحظه حادثه را اعلام میکرد. حضور فعال خبرنگار شبکه خبر را نخستین بار در خبر ساعت ۱۶ روز دوم میبینیم و در ساعتهای قبل شاهد حضور فعال خبرنگار نیستیم.
عملکرد رادیو پیام در حادثه شهران
او دربارهی عملکرد رادیو پیام در این حادثه توضیح داد: نخستین بخش خبری رادیو یعنی بخش خبری ۶:۳۰ دقیقه با حدود دو ساعت تأخیر، آن هم طبق روال شرایط عادی، گوینده بعد از گفتن تقویم روز و معرفی خود گفت: خط لوله انتقال گاز شمال غرب تهران منفجر شد. این خط در محل حفر تونل مترو در تقاطع بلوار کوهسار، خیابان یکم شهران دچار حریق شد. بخش خبری بعدی رادیو پیام یعنی ساعت ۷، خبر مهار آتش سوزی را با سابقه خبر پخش کرد اما چهار بخش بعدی رادیو پیام به جای ارتباط با مسئولان مختلف، هیچ خبری دربارهی انفجار پخش نکردند. این در صورتی است که هنگام وقوع بحران مجری باید لحن و ادبیاتی متفاوت با روزهای معمولی داشته باشد.
به گزارش شفقنا رسانه، پروانه پیشنمازی، عضو کمیته اطلاعرسانی انجمن مخاطره شناسی ایران، سخنران بعدی این نشست بود و گفت: این بحث جای کار زیادی دارد. متأسفانه سالهاست به خاطر فضای محافظه کاری سعی میشود از خیلی مسائل، ساده گذشت اما موضوع رسانه موضوعی نیست که بتوان از آن راحت گذشت.
پیشنمازی با اشاره به پوشش خبری زلزله بیان کرد: ما در کشور زلزلهخیزی زندگی میکنیم و این موضوع مانند واقعیت تأثیر رسانه بر افکار عمومی بدیهی است. همه به این واقعیت رسیدهاند که ایران کشوری زلزله خیز است و در یک سال گذشته حدود ۱۳۰ زلزله شدید تجربه کردهایم.
ضرورت اطلاع رسانی در مدیریت بحران
او با اشاره به ضرورت مسئله اطلاع رسانی در مدیریت بحران تاکید کرد: برای کاهش آثار منفی زلزله، نیازمند مدیریت بحران هستیم. به عبارتی ارتفاع سطح دانش و افزایش سطح اطلاعات مردم و مسئولان در رابطه با موضوع زلزله و مسائل مرتبط به آن میتواند تا حد مطلوب به مدیریت کاهش اثرات زلزله کمک کند و تلفات و خسارات ناشی از آن را کاهش دهد. لذا توجه به اطلاعات و موضوع اطلاعرسانی یکی از شالودههای اصلی در مدیریت بحران زلزله است.

تعامل بحران، جامعه و رسانه
پیشنمازی به تعامل بحران، رسانه و جامعه اشاره کرد و گفت: رسانهها به دلیل قابلیتهای گسترده در جذب مخاطب انبوه و توانایی شکل دهی به افکار عمومی نقش مهمی در ایجاد یا کنترل مدیریت بحرانها دارند، به نحوی که به جزء جداییناپذیر بحرانها تبدیل شدهاند. به این ترتیب میتوان به مثلث بحران، رسانه و جامعه اشاره کرد که در آن تعامل بین این سه میتواند بیانگر نتیجه کار باشد.
نقش دوگانه رسانه در کنترل بحران
او به بیان ابزارهای کنترل بحران پرداخت و گفت: یکی از مهم ترین ابزارهای کنترل بحران رسانه است که میتواند نقش متضاد و دوگانه داشته باشد. یعنی هم میتواند بحران را کنترل کند و آثار منفی آن را کاهش دهد، هم میتواند بحران را افزایش دهد و حتی به بحرانهای دیگر دامن بزند. به عبارتی در دل یک بحران، بحران دیگری ایجاد کند که در مسئله ورزقان این اتفاق افتاد.
نقش رسانه در مرحله قبل، حین و بعد از وقوع زلزله
پیشنمازی به نقش رسانه در مرحله قبل، حین و بعد از وقوع زلزله پرداخت و گفت: قبل از وقوع زلزله رسانهها می توانند از طریق آموزش، امکان پیشگیری از بحران و نیز مواجهه با آن را برای شهروندان فراهم کند و در حین وقوع زلزله باید اطلاعات دقیق را به مردم و مسئولان ابلاغ کنند تا بتوانند یک برنامه ی مدیریتی جامع و متناسب با آن بحران را داشته باشند. به عبارتی نقش رسانه در حین بحران نقش حساسی است. در مرحله بعد از وقوع زلزله، نقش رسانه بیشتر پیگیری وعدههای مسئولان است.
او ادامه داد: رسانه در دو بخش میتواند نقش خود را در حین بحران ایفا کند. ابتدا اطلاعات مربوط به وقوع زلزله را بیان کند و بعد اطلاعات مربوط به اثرات زلزله را در اختیار مردم و مسئولان قرار دهد.
پیشنمازی توضیح داد: پس از وقوع زلزله لازم است اطلاعات مربوط به بزرگی، محل، شدت و گستره آن بلافاصله تحلیل و به مراجع ذی ربط اعلام شود. چنین اطلاعاتی را میتوان از طریق شبکههای لرزه نگاری و شتاب نگاری و بانکهای اطلاعاتی پشتیبان آنها یا از طریق تماسهای تلفنی مسئولان محلی ارسال کرد. رسانهها در نشر بهموقع این اطلاعات نقش مهمی دارند و هر گونه تأخیر یا خطا در این امر میتواند منجر به از دست رفتن زمان و در نتیجه کاهش شانس زنده ماندن افراد محبوس در زیر آوار شود.
او در ادامه به بررسی اطلاع رسانی رسانه در زمینه سه زلزله در ایران «رودبار و منجیل، بم، اهر- ورزقان» پرداخت.
زلزله رودبار و منجیل
پیشنمازی با بیان اطلاعات مربوط به وقوع زلزله رودبار و منجیل گفت: این زلزله در نیمه شب رخ داد و متأسفانه نقطه وقوع زلزله از طرف مراجع علمی درست ارزیابی نشده بود. منطقه رخ دهی وقوع زلزله را منطقه دیلمان اعلام میکنند. بر همین اساس شورای فرماندهی و مدیریت بحران تصور میکنند بیشترین خسارت در شهرهای رشت، صومعه سرا و لاهیجان ایجاد شده است، در صورتی که شش هفت ساعت طول میکشد تا کانون واقعی زلزله یعنی منطقه رودبار و منجیل شناسایی شود. این موضوع باعث تأخیر شانزده ساعته نیروهای امداد در رسیدن به منطقه زلزله زده میشود و یکی از دلایل از بین رفتن ساعات حیاتی در زلزله رودبار و منجیل، تشخیص اشتباه نقطه وقوع زلزله بود.
زلزله بم
او در ادامه با اشاره به اطلاعاتی از زلزله بم گفت: این زلزله ۱۲ سال بعد از زلزله رودبار اتفاق افتاد و دقیقا همین اشتباه دوباره تکرار شد. به عبارتی موسسه ژئوفیزیک پس از وقوع زلزله محل آن را ابتدا به اشتباه در جازموریان اعلام کرد و بعد از دو ساعت به طور رسمی محل وقوع زلزله در بم توسط این مؤسسه اطلاع داده شد.
زلزله اهر-ورزقان
پیشنمازی ادامه داد: زلزله اهر- ورزقان از زلزلههای مهم اخیر بود و در این زلزله وضعیت بهتر شده بود. کانون وقوع زلزله تقریبا با اشتباه کوچکی اعلام شد ولی این اشتباه در تصمیم گیری و تشکیل شورای مدیریت بحران تأخیر ایجاد نکرد.
او با معرفی مراکز مختلف لرزه نگاری زلزله اهر- ورزقان گفت: کانون وقوع زلزله در این مراجع علمی تقریبا نزدیک به هم ارزیابی شده است که این نشان میدهد شبکههای لرزهنگاری ما به نسبت دهههای پیشین پیشرفت کرده است.
پیشنمازی سپس به بیان بعد دوم اطلاعرسانی یعنی اثرات زلزله در زلزله رودبار و منجیل، بم و اهر- ورزقان پرداخت.
اختلاف آمار؛ رسانهها فقط مقصر نیستند
او در زمینه اطلاع رسانی دربارهی زلزله رودبار و منجیل گفت: متأسفانه آمارها و اطلاعات و موضوع مطرح شده در رسانههای تأثیرگذار کشور کاملا متفاوت و این تفاوت، معنی دار بوده است. به طور مثال زلزله رودبار در ۳۱ خردادماه ۶۹ اتفاق افتاد و در بررسی های من بر روی بعضی از روزنامهها در روز بعد از وقوع زلزله، روزنامه اطلاعات در ۲۱ تیرماه ۶۹ تلفات این زلزله را حدود ۳۵ هزار نفر، روزنامه ابرار نزدیک ۲۹ هزار نفر و کیهان ۵۰ هزار نفر اعلام میکند. متأسفانه این اختلاف آمار فقط مربوط به رسانهها نیست. به عبارتی رسانهها هم خیلی مقصر نیستند چون این اطلاعات را از مسئولان دریافت میکنند.
اطلاعرسانی متناقض؛ بی اعتباری رسانه
این پژوهشگر همچنین به اطلاع رسانی رسانهها دربارهی زلزله بم اشاره و بیان کرد: ۱۲ سال بعد از زلزله رودبار و منجیل زلزله بم اتفاق افتاد که همین اتفاق در بحث اثرات زلزله تکرار شد. به طور مثال یک روز بعد از زلزله یعنی روز ۶ دی ماه شبکه یک گزارشی را منتشر میکند مبنی بر این که در منطقه زلزله زده بم دچار کمبود خون هستیم و مجروحان زیاد هستند و نیاز به اهدای خون است. دقیقا دو ساعت بعد از این گزارش، شبکه پنج طبق گزارش دیگری اعلام میکند منطقه از خون بی نیاز است و لزومی به اهدای خون نیست. این نحوه اطلاع رسانی باعث میشود رسانه اعتبار خود را از دست دهد.
به عقیده پیشنمازی شاید در این مسئله رسانه زیاد مقصر نباشد ولی روحیه پرسشگری و تحقیق در بخش خبری در رسانه افت کرده و رسانه صرفا به نقل قول از مسئولان میپردازد. بنابراین لازم است تحقیقات بیشتری انجام شود و به مسئولان و شاهدان عینی رجوع شود و اطلاعات بهتری دریافت کنند.
او همچنین دربارهی اطلاع رسانی رسانه دربارهی زلزله اهر- ورزقان گفت: در اطلاع رسانی دربارهی این زلزله جای سؤال و ابهام زیاد وجود دارد. اگرچه نقیصه مشخصات زلزله رفع شده است ولی عملکرد رسانه تأسف انگیز است. در این زلزله اطلاعرسانی صحیح با تأخیر مواجه شد. به طوری که در همان لحظات اولین وقوع زلزله یکی از مسئولان استانی، زلزله را فاقد خسارت و تلفات دانست و این موضوع سبب شد عملکرد سازمان صداوسیما زیر سؤال برود.
این پژوهشگر توضیح داد: ویژگی بارز زلزله اهر- ورزقان دوگانه بودن آن بود که دو زلزله به فاصله ۱۱ دقیقه از هم، بالای سه هزار مجروح داشت؛ ۸۰۰ هزار میلیارد تومان خسارت به بار آورد و ۳۰۷ کشته داشت. در بخش اول خبری ساعت ۱۷ در حد یک تیتر این خبر با عنوان «زلزله هایی با قدرت ۲/۶ و ۰۳/۶ ریشتر آذربایجان شرقی را لرزاند» اعلام میشود. بخش بعدی خبری با توجه به فرصت برای ارائه اطلاعات تکمیلیتر و جزئیات بیشتر باز در حد تیتر باقی ماند و این زلزله را با زلزله چهار ریشتری در کهنوج -که هیچ گونه خسارتی نداشت- در یک رده قرار داد. متأسفانه روز بعد از زلزله تلویزیون ایران طنز خنده بازار را پخش میکند و این واقعا عمق فاجعه است.
پیشنمازی ادامه داد: اگر قرار بود در رسانههای ملی اصول حرفهای روزنامهنگاری رعایت شود، باید زلزله اهر- ورزقان با ۲/۶ ریشتر و ۰۳/۶ ریشتر با ارزش خبری مجاورت در نظر گرفته می شد و جزو اولویت های اول برای پخش بود. لذا حداقل کار این بود که برنامه طنز پخش نکنند.
او تصریح کرد: در این زمینه فضا چندان مطلوب نبود. بسیاری از روزنامهها در روز بعد حتی یک تیتر کوچک هم به این موضوع اختصاص ندادند و این باعث شد احساسات قومی در منطقه آذربایجان خدشه دار شود. رسانه با عملکرد نامطلوب خود از دل یک رویداد، بحران جدید دیگری دامن زند که آن خدشه دار شدن غرور ملی در آن خطه و فعالیت گروههای سیاسی بود. بنابراین این مسئله که رسانه میتواند بحران را کنترل کند یا بحران دیگری را به وجود بیاورد، در اینجا کاملا مشهود است. این مسئله باعث شد نماینده مجلس به رفتار رسانهها اعتراض کند و نیز رهبری به آنجا سفر کند تا جو کنترل شود.
رسانههای محلی؛ یاریگر مدیریت بحران
او با اشاره به نقش رسانههای محلی در این زلزله گفت: تحقیق دیگری دربارهی رسانههای محلی نشان داد، رسانههای محلی بهتر عمل کرده بودند. به عقیده من، ما میتوانیم از وضعیت رسانههای محلی در مواقع بحران استفاده کنیم و لزومی ندارد رسانه ملی همه بار خبری بحران را بر عهده بگیرند.
پیشنمازی در ادامه به مدل هارولد لاسول در ارتباطات اشاره کرد و گفت: بر اساس مدل هارولد لاسول ارتباط دارای پنج عامل «چه کسی»، «چه میگوید»، «برای چه کسانی»، «با چه وسیلهای» و «با چه تأثیری» است. در واقع بحران در عامل پنجم نمود پیدا میکند و بالفعل میشود. یعنی تأثیر وسایل ارتباطی و محتوای اطلاعاتی آنها بر روی مخاطبان را از بازخورد پیامها میتوان متوجه شد که باعث بروز بحران جدید شده است یا آن را کنترل میکند.
این پژوهشگر نتیجهگیری کرد: اطلاعرسانی بهموقع از مکان و بزرگی زلزله در هر سه مورد بررسی شده و با ضعف مواجه بوده است و این امر بر لزوم تقویت شبکههای لرزهنگاری صحه میگذارد. همچنین اطلاعرسانی صحیح و سریع از تلفات و خسارات در هر سه زلزله ضعیف بوده است و این امر نشان دهنده لزوم توسعه سامانه برآورد سریع خسارات و تلفات است. نکته بعدی نحوهی اطلاع رسانی از اثرات هر سه زلزله است که ضعیف بوده و این امر لزوم کسب و پخش اطلاعات بحران از مجاری واحد و معتبر را میطلبد. مسئله بعدی گسترش شایعات در هر سه زلزله بود. این شایعات زیاد بود و این امر بر لزوم اطلاع رسانی شفاف و رفع ابهامات مردم به صورت دقیق و مستدل تأکید دارد.
پیشنمازی گفت: ارکان اساسی خبر و اطلاع رسانی یعنی «سرعت»، «دقت» و «صحت» در اطلاع رسانی زلزلههای مذکور دچار نقصان بوده است. یعنی اطلاعرسانی بهموقع از مکان و بزرگی زلزلههای مذکور در هیچ کدام به طور قابل قبولی صورت نگرفته که این امر یکی از عوامل افزایش تعداد تلفات و مصدومان بوده است. از سوی دیگر، نحوه اطلاع رسانی از اثر زلزله و ارائه آمار صحیح تلفات و خسارات در رسانههای مختلف بسیار متناقض و متفاوت بود و این امر حاکی از عدم رعایت اصل دقت و صحت در ارائه اخبار است. نتیجه چنین رویکردی در رسانهها گسترش شایعات و عدم اعتماد و اطمینان به اخبار ارائه شده و نهایتا عدم پاسخگویی صحیح و متناسب به بحران است و میتواند تصمیمگیری، برنامهریزی و مدیریت بحران را با ابهام همراه کند.
در بخش دیگری از این نشست، نصراللهی گفت: با توجه به تحقیقات من صداوسیما به لحاظ تصویر و پوشش خبری بد عمل نکرد بلکه اشکال کار، تأخیر در حضور میدانی خبرنگاران رسانه ملی و بیتوجهی به بحث قومیت و بحث سیاسی بود. ما نباید یک ماجرای محلی را به کل کشور تسری دهیم. اگرچه لازم است از هر بهانهای مثل سیل و زلزله استفاده کنیم تا ضعفهای قبلی رسانه را یادآوری کنیم و رسانه حالت هشداردهی و آموزشی خود را حفظ کند.
یکی از مهمانان نشست اما با این گفتهی نصراللهی مخالفت کرد و با اشاره به بعضی اتفاقات سیاسی در زمان زلزله اهر-ورزقان تاکید کرد: با توجه به تعداد آذریزبانهای ایران دربرگیری زلزله ورزقان محلی نیست. ضمن این که در این زمینه فقط رسانه مقصر نیست و در ایجاد این بحران ابعاد سیاسی هم مهم بود.
پیشنمازی هم بیان کرد: رسانه ملی ما بارها در مسائل پیشپا افتادهتر کشور را به فضای عزاداری رسانده است. آیا نیاز نبود که بیشتر به این حادثه توجه شود؟ به عقیده من واکنش رسانه ملی ما منفعلانه و سنتی بود. در واقع روز بعد از حادثه فضای مجلس شورای اسلامی به آشوب کشیده می شود و رئیس مجلس در روز ۲۳ مرداد اعلام می کنند که رسانه ملی با منطقه زلزله زده با ملاطفت بیشتری برخورد کند. این نشانه غفلت بوده و درست به این حادثه پرداخته نشده است.
نصراللهی در پاسخ به سخنان پیشنمازی گفت: این مسئله طبیعی است که نماینده برای بهرهبرداری سیاسی از این ظرفیت استفاده کند. ما نباید منافع ملی را به بحث های سیاسی و جناحی تبدیل کنیم و من معتقدم پوشش دادن این حادثه در رسانه واقعاً در حد تیتر نبود.
نشست «نقش رسانه ها در شکل دهی افکار عمومی با تأکید بر پوشش خبری در شرایط بحران» ۲۸ مرداد در کتابخانه حسینیه ارشاد برگزار شد. سخنرانان این نشست اکبر نصراللهی، مدرس ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و پروانه پیشنمازی، عضو کمیته اطلاع رسانی انجمن مخاطره شناسی ایران بودند.
گزارش از زهرا حکیمی
انتهای پیام
