شفقنا رسانه- روزنامههای اروپا در چند روز گذشته، با دو اتفاق مهم روبهرو بودند، یکی تعلیقِ ممنوعیت استفاده از بورکینی (لباس شنای اسلامی) در فرانسه با نزدیک به ۵ میلیون مسلمان و دیگری زلزله در ایتالیا سوگ و نزدیک به سیصد قربانی. برای بررسی، چند روزنامه از فرانسه و ایتالیا انتخاب شدند.
شهرداران سه شهر ساحلی در فرانسه تصمیم گرفتند بنا به آنچه به دلایل امنیتی می دانستند، استفاده از بورکینی را در این سواحل، ممنوع کنند. بعد از واکنشهای مثبت و منفی اما دیوان عالی اداری فرانسه این ممنوعیت را به تعلیق درآورد. روزنامه لیبراسیون هم مانند دیگر روزنامهها، پس از به تعلیق درآمدنِ این ممنوعیت، به آن پرداختند. لیبراسیون موضعش هواداری از آزادیهای بنیادین در فرانسه است؛ و عکس بسیار سادهای از دریا را کار کرد و بخش کوچکی از تصویر را هم به ساحل سنگی، اختصاص داد و در تیتر، از توقف حرکت ضدبورکینی نوشت. لیبراسیون در زیرتیتر هم نقل قولی از شورای امور خارجه را آورد که رأی به تعلیق این ممنوعیت داده بود: چنین ممنوعیتی، حرکتی غیرقانونی و خلاف آزادیهای اساسی کشور است. متن گزارش را هم بیشتر به اظهارات این شورا اختصاص داد که از شهرداران و نیروی پلیس خواسته بود در چارچوب قانون و با احترام به آزادی همه، امنیت را برقرار کنند.

روزنامه فرانسوی دیبِش هم چندان موافق آن ممنوعیت نبود چراکه در زیرتیتر، فقط به پوشش دستور شورای امور خارجه پرداخت و نوشت این شورا، به شهرداران اخطار داد و از آنها خواست تا حقوق قانونیِ افراد را رعایت کنند. تیتر هم بازی با کلمه «ممنوعیت» بود، از «ممنوع شدنِ ممنوعیت» نوشت.

لوموند اما در تیتر، از مذاکره و گفتوگو سخن به میان آورد و تقریبا تلاش کرد خود را به هیچ کدام از دو طرفِ این ماجرا نزدیک نکند، به همین خاطر هم به شکلی خنثیتر، تیتری بدون عکس به این موضوع اختصاص داد و از اظهارنظر مانوئل والس، نخست وزیر فرانسه نوشت. والس، در نظراتی که رسانهای شد به طور مشخص از این ممنوعیت حمایت کرد. روزنامه اما شاید برای دامن نزدن به این اختلاف ترجیح داد تیتر را نقل قولی انتخاب نکند و فقط نوشت که «والس، باب تازهای را برای گفتوگو درباره بورکینی گشود».

زلزله ۶.۲ ریشتری که مرکز ایتالیا را لرزاند، ویرانیهای بسیار و تصاویر دردناکی از خود به جا گذاشت اما روزنامههای ایتالیا، تصمیم گرفتند بیش از آن که تریبونِ خرابیهای این حادثه باشند، نگاه رو به آینده داشته باشند و در سوگ باقی نمانند و از بازسازی و محکمسازی بناها بنویسند. به همین خاطر هم هیچیک از روزنامهها، حتی یک روز پس از زلزله، تن زخمی و خونآلود قربانیان را به نمایش نگذاشتند و بیشتر بناهای ریخته شده را جایگزین آن کردند.
پس از زلزله، عکس روزنامه یونیتا اگرچه در نگاه اول، هیچی جز ویرانی را نشان نمیدهد اما وقتی چشم مخاطب به تیترِ «قهرمانانِ ما» میخورَد، تازه تیم امدادرسانی را در میانه سنگهای خُردشده میبیند که درحال عملیات جستوجو و نجات هستند.

ریپابلیکا عکسی تأثربرانگیز از سوگواری مردم ایتالیا را انتخاب کرد و در زیرتیتر هم اطلاعاتی درباره تعداد کشته شدگان و آسیبدیدگان را قرار داد اما در تیتر، موضوع مهمتری را مطرح کرد و آن، بررسی ساختمانها و کاخهای ایتالیا از نظر معماری و مصالح بود. روزنامه، زلزله را عاملی میداند که مشخص کرده است این ساختمانها بیش از سیمان، شن و ماسه در ساختشان به کار رفته و به همین دلیل میزان ویرانی و تلفات، تا این حد زیاد بوده است.

روزنامه گازتینو هم تنها عکس کوچکی را به خرابیها اختصاص داد و از امید نوشت و تیتر را براساس سخنان امیددهنده دولت ایتالیا، این گونه انتخاب کرد: «ویرانی و بازسازی». اشاره روزنامه به ۵۰ میلیون یورویی است که دولت برای بازسازی مناطق زلزلهزده اختصاص داده است. یکی از شهرهایی که آسیب بسیار در این زلزله دید، شهر آمارتیس بود و حالا در زیرتیتر روزنامه، نقل قولی احساسی از شهردار این شهر آمده که میگوید: «فریولی (نام منطقهای در ایتالیا) را دوست دارم».

این میان، روزنامه ایتالیاییِ استامپا رویکرد دیگری داشت و در تیتر خود، از بینام و نشان بودنِ مرگ در زلزله نوشت؛ به این معنا که گاهی ممکن است در یک حادثه طبیعی از جمله زلزله، میزان آسیبدیدگی صورت و بدن چنان زیاد باشد که حتی جسدها هم قابل شناسایی نباشند. روزنامه، به آمار تلفات هم اشاره کرد و در تائیدِ تیترش، از ۴۳ جسدی نوشت که پیدا شدند اما شناسایی نشدند. عکس هم فقط سکانسی از این تراژدی ایتالیایی را نشان داد که آن را میتوان در «همدردی» خلاصه کرد.

انتهای پیام
