زمان انتشار : ۲۷ شهریور ,۱۳۹۵ | ساعت : ۰۳:۵۹ | کد خبر : 454999 |

سانسور فقط سیاسی نیست

شفقنا رسانه- گوئل کهن، نویسنده کتاب «تاریخ سانسور در مطبوعات ایران» در گفت‌وگو با «شاهرخ تندروصالح» به بازشناسی تاریخی و تئوریک سانسور پرداخته است. این گفت‌وگو با نام «ساختارشناسی یا بازشناسی مؤلفه‌های سانسور ایرانی» در قالب یک کتاب برای انتشار در نشر نگاه در حال آماده شدن است که قسمتی از این مصاحبه در شماره هفدهم دوره جدید مجله کرگدن چاپ شده است. بخشی از این گفت و گو را در ادامه می‌خوانید:

مطبوعات در کشور ما همراه و همسو با تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی تغییرات بسیار زیادی را به خود دیده است. بی‌تردید سانسور در رسانه‌های همگانی-به‌خصوص در مطبوعات-نیز دگرگونی هایی را شاهد بوده است. آیا مؤلفه‌های سانسور تغییر کرده است؟

نباید دچار این اشتباه شد که ابعاد اثرگذار یا عوامل تحمیلی بر فرایند سانسور فقط سیاسی یا عقیدتی است؛ با صراحت و بدون رودربایستی باید اذعان کنیم که گاهی نادانی یا بلاهت، گاهی خرافه گرایی و تأُسف زدگی جامعه و چه بسا منافع تنگ اقتصادی و یا واماندگی فرهنگی و حتی خود بزرگ بینی است که-به عنوان اهرم غالب یا عامل تعیین کننده- فرایند سانسور را جهت می‌دهد، یعنی مولد سانسور می‌شود. این غلبه می تواند بر اثر یکی یا مجموعه‌ای از این عوامل صورت پذیرد. البته افزون بر این که دو عامل اصلی سیاسی یا عقیدتی نیز می‌توانند نقش غالب خود را داشته باشند. سانسور از یکسو با «اندیشه و بیان» حرکت کرده و از سویی دیگر همواره با «قدرت» همراه و وابسته بوده است. هر اندازه جامعه‌ای پیشرفت کرده و به طور زیربنایی توسعه یافته و رو به جلو متحول شده، این وابستگی‌ها کمتر، آزادی اندیشه و بیان بیشتر و سطح استقلال رسانه‌های همگانی بالاتر رفته است. ما این گونه جوامع را آزاد و توسعه‌یافته می‌دانیم که در ایجاد خلاقیت‌ها و تحولات رسانه‌ها نیز نقش آفرین است. در مقابل، مجموعه بزرگی از کشورها را مشاهده می‌کنیم که در مدار توسعه‌یافتگی قرار نگرفته‌اند و به موازات آن، نه از نظام دموکراتیک و مطبوعات آزاد برخوردارند و نه در نوآوری و ایجاد تحول در ارتباطات جمعی سهمی دارند.

شوربختانه حتی در دوران پسامدرن و در آستانه قرن بیست و یکم نیز فشار بنیادگرایان عقیدتی و دامنه حاکمیت سانسور بر مطبوعات در برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی به حدی است که محدودیت و فشار بر نویسندگان مطبوعات و دست‌اندرکاران ارتباط جمعی در آن کشورها نه تنها موجب توقف کار مطبوعاتی و یا افزایش خودسانسوری شده، بلکه ضمن تهدید جانی و وارد آوردن فشار روانی، تعداد بسیاری از نویسندگان و روزنامه‌نگاران در این راه کشته شدند. به عنوان مثال حدود ۲۰ سال پیش در الجزایر طی کمتر از دو سال ۵۸ نفر از سردبیران، روزنامه‌نگاران و نویسندگان شاغل در رسانه‌های همگانی-به اصطلاح- اعدام شدند. در جریان انتشار پیام‌آوران آزادی، گروه‌های مسلح متعصب با شعار «آنهایی که با قلم زندگی می‌کنند، با شمشیر کشته خواهند شد» به جنگ با آزادی قلم و بیان پرداختند تا از این طریق وحشت و سانسور مطلق را بر فعالیت های ارتباطات جمعی و روزنامه نگاری تحمیل کنند. زیر لوای همین فشارها و کشتارها بود که مقامات دولتی، با عنوان حفظ امنیت ملی، سانسور عبوس و شدیدی را در مطبوعات اعمال کردند و تمام گزارش ها و اخبار غیررسمی درباره ترورها و کشتارهایی را که توسط این گروه های متعصب علیه خبرنگاران و نویسندگان انجام می گرفت، پیش از انتشار تابع سانسور کردند. در حال حاضر نیز هنوز هم هر سال شمار بسیاری از روزنامه‌نگاران و نویسندگان، برای انجام وظایف حرفه‌ای و حفظ و حراست از حق آزادی قلم و پایداری مطبوعات آزاد به دست تاریک‌اندیشان و مخالفان آزادی مطبوعات کشته می‌شوند. در این زمینه بر پایه آخرین گزارش «سازمان مستقل و بین المللی گزارشگران بدون مرز»، در سال ۲۰۱۵ میلادی ۱۱۰ روزنامه نگار در جهان کشته شدند که بالاترین رقم طی ۱۰ سال گذشته است. ۶۷ تن از آنان به عمد و به دلیل پایبندی به حرفه و انجام وظیفه و بیشتر توسط گروه های افراطی ترور شده اند.

انتهای پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here