زمان انتشار : ۳ مهر ,۱۳۹۵ | ساعت : ۰۷:۰۷ | کد خبر : 454971 |

دلزدگی مردم از رسانه‌ها به خاطر بعضی ‌رفتارهای غیراخلاقی است؛ در میزگرد «رسانه و اخلاق» شفقنا مطرح شد

شفقنا رسانه- اخلاق حرفه‌ای در فضای فعلی رسانه‌های ایرانی بیشتر وابسته به ساختار رسانه‌هاست یا روزنامه‌نگاران؟ ارزیابی مدیران رسانه‌ای از نسبت اخلاق و رسانه در شرایط فعلی چیست؟ میزگرد شفقنا رسانه با حضور محمدتقی روغنی‌ها، مدیر عامل مؤسسه مطبوعاتی «ایران»؛ علیرضا بختیاری، مدیر عامل شرکت رسانه‌ای «دنیای اقتصاد» و حسین قربان‌زاده، مدیر مسئول «همشهری» تلاشی برای پاسخ به این پرسش‌هاست. آیا مرامنامه‌های اخلاقی درون سازمان می‌تواند به رعایت بیشتر اخلاق حرفه‌ای کمک کند؟ پیشنهادهای دولت در زمینه‌ی سازمان نظام رسانه‌ای و قانون انتشار رسانه‌ها تا چه حد مورد قبول آنهاست و آیا راهکاری برای حل مشکلات فعلی با همین قوانین موجود وجود دارد؟ اگر چه مهمانان میزگرد معتقد بودند ساختار نقش اساسی در ایجاد مشکلات دارد اما یکی از مهمترین راه‌حل‌ها را جلب مشارکت و همکاری صنف برای نوشتن قوانین مربوط به رسانه می‌دانستند، از قوانین مؤثر بر ساختار تا مرامنامه‌های اخلاقی مورد اجماع صنف برای بهبود وضعیت. متن کامل میزگرد شفقنا را در ادامه می‌خوانید:

برای شروع، ارزیابی شما به عنوان مدیر رسانه از فضای فعلی رعایت اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌ها چیست؟

روغنی‌ها: یکی از مشکلات در این زمینه تعابیر مختلف است. مثلا یکی از بحث‌های مطرح شده در این زمینه، بحث بی‌طرف بودن رسانه است. آیا این بی‌طرفی بخشی از اخلاق است یا خیر؟ آیا رسانه می‌تواند بی‌طرف باشد؟ اساساً بی‌طرفی به چه معناست؟ تعبیر و تفسیر این گونه واژه‌ها مستلزم این است که افراد در زمینه بحث درباره آن‌ها به یک جمع‌بندی واحد برسند. در فضای کشور ما عموماً رسانه‌ها بی‌طرف نیستند، معمولا وابسته به یک جریان و مجموعه‌ای سیاسی هستند و کم پیش می‌آید جهت‌گیری رسانه‌ای منطبق با یک مجموعه سیاسی، حزبی، گروهی، دسته و نهادی نباشد؛ بنابراین از منافع آنجا حمایت می‌کنند و اینجا تعارض بین واقعیت‌ها و منافع آن مجموعه اتفاق می‌افتد و بی‌اخلاقی‌ها خود را نشان می‌دهد.

بر اساس ارزیابی‌های من و آنچه در رسانه‌های کشور می‌بینیم، توجه به اخلاق نامشهود است. از تیتر یک صفحه اول بعضی از روزنامه‌ها و عناوین اصلی بعضی از خبرگزاری‌ها و سایت‌ها می‌توان فهمید رفتارهای اخلاقی کمتر مشهود است. این رفتارها صرفا بر مبنای منافع گروهی، جناحی و حزبی است، در نتیجه این مسئله یکی از آفت‌های روزنامه‌نگاری امروز در کشور و یکی از دلایل پس‌زدن‌های افکار عمومی نسبت به رسانه است. بنابراین رسانه‌هایی بیشتر مورد اقبال قرار می‌گیرند که مردم نسبت به آنها این نگاه را نداشته باشند. رسانه‌ای که این گونه عمل می‌کند بتدریج در گذر زمان پایگاه اجتماعی خود را از دست می‌دهد و تصور من این است که علاوه بر آموزه‌های دینی و اخلاقی در رسانه، رفتارهای رسانه‌ا‌ی ما آن طور نیست که باید باشد و گرایش‌های فردی و گروهی خیلی از اوقات باعث می‌شود در برونداد بعضی رسانه‌های ما آبروی افراد از بین برود و مطالب کذب و تشویش اذهان به معنای واقعی گفته شود. بنابراین کلیت کار را در این زمینه خیلی مطلوب نمی‌دانم.

می‌توانید در این زمینه مصداق‌هایی را بیان کنید؟

روغنی ها: مثلاً رئیس جمهور یا مقام مسئولی در کشور صحبت می‌کند و رسانه‌ها با نوشتن تیتر خبر، گزینش بخش‌هایی از مطلب و برجسته کردن بخش‌هایی که با روح حاکم بر صحبت ها منافات دارد، و بر اساس برداشت‌های متناسب با خواست خود عمل می‌کنند؛ یا نسبت به بعضی از موضوعات خبرهای دروغ منتشر می‌کنند یا گاهی تناقض‌های رفتاری انجام می‌شود، مثلاً رفتارهای مشابه این دولت و دولت بعدی به دو گونه مختلف و با یک استاندارد دوگانه ارزیابی می‌شود و نسبت به آن عکس‌العمل نشان داده می‌شود. وقتی دوره انتخابات نزدیک می‌شود و تند و تیز شدن رقابت‌های انتخاباتی به روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها و سایر رسانه‌ها می‌کشد، متأسفانه بعضی رسانه‌ها از دایره اخلاقیات حاکم بر رسانه خارج می‌شوند.

به نظر من انصاف در انتشار اطلاعات خیلی مهم است. حتی اگر چیزی با ذائقه ما انطباق ندارد، می‌توان منصفانه آن را مطرح کرد. طبیعتاً کسی که در رسانه‌ای کار می‌کند، اهدافی را دنبال می‌کند و درصدد انتقال پیام‌هایی به مخاطبان خود است که انتقال این پیام‌ها خود با سوگیری همراه است ولی می توان در انتقال پیام‌ها اخلاق حسنه را رعایت کرد. در نهایت این کار به سود رسانه‌ها است چون در بلند مدت مردم در جامعه متوجه رفتارهای غیراخلاقی می‌شوند. رویکرد منفیِ مردم به رسانه‌ها و دلزدگی از آنها -که امروزه وجود دارد- حاصل همین بی‌اعتمادی است و رسانه پایگاه خود را از دست می‌دهد.

آقای روغنی‌ها معتقد است وابستگی سیاسی رسانه‌ها باعث می‌شود در زمان تضاد منافع بعضی بی‌اخلاقی‌ها را در رسانه‌ها ببینیم. شما با این گفته موافقید؟

بختیاری: قبل از اشاره به سخنان آقای روغنی‌ها لازم است چند نکته را بیان کنم. آیا مطبوعات ایران نسبت به جهان از اصول اخلاق حرفه‌ای برخوردار هستند یا خیر؟  هم قبل از انقلاب کار اساسی در زمینه تدوین منشور اخلاقی رسانه‌ها شکل نگرفته و هم بعد از انقلاب اسلامی. به‌جز کار مرحوم معتمدنژاد با همکاری دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در سال ۱۳۷۷ عملا کار جدی در این زمینه صورت نگرفته است.

اصولا در دنیا صنف‌ها، بخش خصوصی و تشکل‌ها هستند که به سمت تدوین منشور و اصول اخلاقی حاکم بر صنوف از جمله صنف رسانه می‌روند. اما در ایران تا الان به دلایل مختلف این اتفاق نیفتاده است. یکی از دلایل آن می‌تواند این باشد که در کشورهایی مثل ایران، رسانه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار دولت و حاکمیت است. بخش خصوصی به معنای واقعی، کمتر در حوزه رسانه تأثیرگذار است. اگر این منشور اخلاقی شکل بگیرد باید حقوق افراد را هم در نظر بگیرد یعنی هم حقوق خبرنگار و فعال حوزه‌ی رسانه و هم حقوق مخاطب را.

img_7998

امیدوارم مطبوعات، صنوف و گروه‌های ما به سمت تدوین منشور اخلاقی برای رسانه‌ها بروند، این در حالی است که در دنیا از اواخر قرن ۱۸ و اوایل ۱۹ رسانه‌ها و صنوف مطبوعات در کشورهای مختلف خصوصا کشورهای اروپایی و آمریکا به سمت تدوین این گونه منشورها می‌روند و معمولا بخش خصوصی و صنوف بودند که این را در نظر گرفتند.

ما به دلیل این که متن مدونی نداریم، در تفسیر اخلاق و تعریف اصول حرفه‌ای و اخلاق حرفه‌ای اختلاف نظر داریم یا گاهی اینها با مسائل حقوقی و اخلاق به معنای عام اشتباه گرفته می‌شود. اصول اخلاق حرفه‌ای در رسانه به معنی این است که یک نظام حرفه‌ای حاکم بر رسانه تدوین شود و ما با این مسئله فاصله داریم. وقتی چنین چیزی تدوین نشده باشد به این سمت می‌رویم که آسیب‌های بیشتری مشاهده کنیم. بنابراین عدم وجود چنین منشوری منجر به بی‌اخلاقی رسانه‌ای می‌شود.

وقتی اصول حرفه‌ای و اخلاقی حاکم باشد، خبرنگار باید خیلی مسائل را رعایت کند و جامعه هم باید اقتضائات لازم را برای خبرنگاران فراهم کند، بنابراین اخلاق و کار حرفه‌ای بدون فراهم بودن گردش آزاد اطلاعات و زمینه آزادی بیان امکان‌پذیر نیست. به عبارتی این لازم است و از طرف دیگر روزنامه‌نگار باید اصول اخلاقی را رعایت کند، امانتدار باشد، تحت تأثیر قرار نگیرد و اصل خبر را مخدوش نکند که بعضی از این مسائل در رسانه‌های ما حاکم است و لازم است بر روی آن آسیب شناسی جدی صورت گیرد. باید ببینیم عوامل مختلف آن چیست، تا چه اندازه مسئول این عوامل صنف، دولت، جامعه تأثیرگذار دیگر، نوع مخاطب یا عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. به نظر من این عوامل قابل تفکیک است و هر کدام به سهم خود تأثیرگذار هستند.

فکر می‌کنید کدام نقش بیشتری دارد و بر بقیه تأثیرگذارتر است؟

بختیاری: من اعتقاد دارم ساختار اقتصادی ایران بیشتر تأثیرگذار است. چون در گذشته و حتی در حال هم عملا بخش خصوصی و صنوف در این موضوع خاص رسانه نقش جدی و اثرگذار نداشتند. وقتی رسانه دولتی می‌شود، دولت خود برای رسانه سیاستگذاری می‌کند، همه کارهای آن را انجام می دهد و نقش بخش خصوصی کاهش پیدا می کند. بنابراین، رسانه جدی و اثرگذار در بخش خصوصی شکل نمی‌گیرد. این یکی از عوامل است. عوامل دیگری هم وجود دارد که باید بررسی شود. همچنین توجه مردم به لحاظ فرهنگی به رسانه و در واقع پایگاه اجتماعی رسانه‌ها بین مردم هم عامل مهمی است چون برخی معتقدند مردم ما بیشتر شنیداری هستند تا این که اهل مطالعه و خواندن. ضمن این که بر اساس قوانین و قواعد موجود، زمینه‌ی شکل‌گیری رسانه‌های غیرحرفه‌ای، زرد و کم تیراژ به وجود می‌آید و این رسانه‌ها برای این که بقا داشته باشند، ممکن است خیلی از اصول را خود به خود رعایت نکنند.

آقای روغنی‌ها شما هم مثل آقای بختیاری عامل اصلی را ساختار رسانه‌ای می‌دانید؟

روغنی‌ها: بله، همان طور که در صحبت‌های قبلی اشاره کردم، شرایط رسانه‌ای ما به گونه‌ای است که این وضعیت را ایجاب می‌کند. رسانه‌های خصوصی و رسانه‌های حرفه‌ای باید به عنوان رسانه برای اطلاع‌رسانی بیایند و در کنار آن به پیشبرد دیدگاه‌های خود عمل کنند نه این که صرفا یک نهاد، مجموعه، سازمان سیاسی یا حکومتی یا حزبی برای انجام مقاصد خود شکل بگیرد که یکی از این مقاصد هم رسانه باشد و اکثر افرادی که عهده دار مسئولیت آن هستند، قبل از این که رسانه‌ای باشند وجوه دیگر شخصیت آنها بارز است. به نظر من این مسئله در حوزه کار رسانه‌ای کشور ما یکی از آفت‌ها است و باعث ایجاد رسانه‌های غیرحرفه‌ای شده که عملکرد مثبتی ندارند، به‌ویژه در فضای رسانه‌ای ما که مطالعه جایگاه کمتری دارد.

مسئله مهم دیگر بحث تعریف اخلاق است. آیا اخلاق همان چارچوب‌های کلی است که در رفتار فرد می‌بینیم یا این که مسئله دیگری هم هست مثل اخلاق پزشکی. برای خبرنگار و رسانه باید اصول اخلاق حرفه‌ای تعریف شود به طور مثال رسانه تحت تأثیر مراکز قدرت و اقتصادی قرار نگیرد و آزادی لازم را برای بیان دیدگاه‌های خود داشته باشد. باید بدانیم وضعیت اقتصادی حاکم بر رسانه‌های ما چیست؟ آیا رسانه می‌تواند روی پای خود بایستد یا از نظر مالی وابسته به نهادهای مختلف و دچار مضیقه‌های مالی فراوان است؟ آیا این باعث نمی‌شود از چارچوب‌های اخلاقی عبور کند؟ یا آیا خبرنگاران در رسانه‌ها به اندازه کافی دارای استقلال مالی هستند که تحت تأثیر وسوسه قرار نگیرند؟ در نتیجه این مسائل یکی از مواردی است که می‌تواند پایه‌های اخلاق در فضای رسانه را محکم کند. در غیر این صورت فقدان توانایی اقتصادی می‌تواند بر روی این حوزه اثرگذار باشد.

آقای قربان‌زاده به نظر شما وابستگی‌های سیاسی رسانه‌ها چه قدر بر عملکرد آنها تاثیرگذار است؟

قربان زاده: قطعا تأثیر ‌گذار است اما نکته‌ی مهم در همین بحث ساختار، رسانه‌هایی هستند که وابستگی دارند و این وابستگی سازمانی یا سیاسی تعریف شده است. بنابراین هر کسی در این فضا است یا باید وابستگی این رسانه را باور داشته باشد یا اگر باور ندارد طبیعتا قلم زدن در این فضای رسانه‌ای فقط برای او یک شغل است که در پایان ماه حقوق بگیرد و مطمئنا این‌ها فرد را اذیت می‌کند. اما اساسا روزنامه‌نگاری شغلی عادی نیست که صرفا به عنوان یک شغل به آن نگاه شود. افرادی که کار تحریریه انجام می‌دهند قبل از ورود به یک رسانه حتما باید چارچوب‌های رسانه را بررسی کنند و آن را پذیرفته باشند چون ما اساسا ژانر روزنامه‌نگاری حامی را داریم. یعنی بیطرفی حتما یک اصل است ولی وقتی رسانه‌ای به باوری اعتقاد دارد، طبیعتا این باور به همه‌ی حوزه‌های تحریریه سرایت می‌کند. حالا اگر کسی در تحریریه این باور را نداشته باشد، او گزینش نادرستی انجام داده است.

این باور از یک وابستگی به یک جناح سیاسی یا فرد خاصی نشأت می‌گیرد یا از یک رویکرد مستقل؟

ببینید حزبی وجود دارد که رسانه‌ای دارد و اعلام می‌کند این رسانه‌ی من است. این حزب مرامنامه‌ و باورهایی دارد که اینها را اعلام کرده است و طبیعتاً کسی که می‌خواهد در این رسانه قلم بزند، می‌داند این رسانه از این دریچه به عالم نگاه می‌کند. این متفاوت است از آنچه من فضای شخصی اخلاق نامگذاری می‌کنم یعنی از شیطنت در انتخاب تیتر و عکس گرفته تا انتشار اخبار بدون تحقیق یا بحثی در زمینه‌ی روزنامه‌نگاری تحقیقی که چگونه یک روزنامه‌نگار هم می‌تواند افشارگر باشد و هم اخلاق را نقض نکند.

شما بیشتر درباره‌ی نقش روزنامه‌نگار صحبت کردید. دوستان معتقد بودند ساختار دولتی رسانه‌های ایرانی فضای اخلاقی رسانه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد و شاید بیشتر از روزنامه‌نگار مدیران روزنامه نقش داشته باشند. نظر شما چیست؟

قربان زاده: در وضعیت فعلی ما یک چرخه معیوب داریم و در ساختار فضای صنفی روزنامه‌نگاری ایرادات مهمی داریم که نمونه‌ی آن بارها در فضای رسانه‌ای مطرح شده است. ورودی روزنامه‌نگاری در رسانه‌های ما بسیار راحت است و یک کاردانی کشاورزی می‌تواند تصمیم بگیرد و نظر مدیر را جلب کند و خبرنگار پارلمانی شود. بنابراین نظام آموزشی و نظام جذب افراد در رسانه‌ها و ساختار رسانه‌ها ایرادات جدی دارد.

برخی از دوستان معتقد هستند باید این فضای رسانه‌های منتسب به حاکمیت، به یک رسانه رسمی تبدیل شوند و احزاب و جناح‌ها اگر بحثی دارند در قالب رسانه‌های خصوصی فعالیت کنند. ولی من معتقدم وقتی در جامعه‌ای از دموکراسی صحبت می‌کنیم و دولت و اعضای شورای شهر با رأی مستقیم مردم انتخاب شده‌اند یعنی پذیرش این که مردم این نگاه را برای این حوزه نسبت به رقیب ترجیح داده‌اند. این رقابت در بالاترین سطح خود شکل گرفته و نتیجه داده است و رسانه باید رویکرد این فضا را منتقل کند. مثلا اگر در شورای شهر یک رأی جابه جا می‌شد، فرد دیگری شهردار تهران بود و من هم مدیر مسئول همشهری نبودم. همان طور که اگر شب قبل از انتخاب آقای روحانی و روز بعد از انتخاب ایشان را بررسی کنیم دو صفحه روزنامه ایران با هم متفاوت هستند و بلافاصله در یک پروسه زمانی مدیران آن هم تغییر پیدا می‌کنند و این اقتضای دموکراسی است که حوزه‌ی نگاه رسانه با این چرخه تغییر پیدا می‌کند.

به نظر شما این چرخه، چرخه سالمی است؟

قربان زاده: بله، صددرصد سالم است. عملکرد افراد تعیین کننده است. یک بحث ریشه‌ای این است که آیا اساسا باید چنین رسانه‌ای باشد یا نه. من معتقد هستم آن فضا حتما باید رسانه داشته باشد. اما عده‌ای ایراد می‌گیرند شما یک نگاه را ترویج می‌کنید. سوال من این است که مگر باید غیر از این باشد؟ مگر در چرخه‌ی دموکراسی این اتفاق نیفتاده است؟ ما بحثی درباره کفی از اصول داریم که در آنجا اخلاق و بیطرفی هم هست. اگر با جریانی مواجه شوید که نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی می‌کند و اینها تخلف هم محسوب می‌شود، این کارها را هر کسی انجام بدهد قبیح است و فرقی نمی‌کند رسانه دولتی باشد یا خصوصی. اما مگر می‌شود برای ضریب دادن و دروازه‌بانی کردن خبر مرز گذاشت؟ در واقع این مسئله در نگاه هر فرد وجود دارد. در خصوصی‌ترین یا دولتی‌ترین شکل، یک دبیر خبر وجود دارد که از همه رویدادهای عالم، پنج خبر انتخاب می‌کند و ضریب می‌دهد که یکی از آنها به عنوان تیتر یک انتخاب می‌شود.

آقای روغنی‌ها شما به عنوان مدیرعامل مؤسسه‌ی ایران آیا با آقای قربان زاده موافق هستید یا فکر می‌کنید رسانه‌ای که وابسته به یک نهاد عمومی یا دولتی است بیشتر نقش رسانه یک روابط عمومی را ایفا می‌کند؟

روغنی‌ها: الزاما می‌تواند این گونه نباشد، به عنوان مثال برای روزنامه ایران عنوان دولتی بودن جذاب نیست. در نگاه اول روزنامه‌ای که متعلق به بخش خصوصی است و وابسته به هیچ بخشی از حاکمیت نیست جذابیت بیشتری دارد تا نسبت به روزنامه‌ای که از طرف دولت و وابسته به آن است. اما چطور روزنامه ایران در ۲۰ سال گذشته با سرعت بسیار عالی تبدیل به پرتیراژترین روزنامه می‌شود؟ این به علت عملکرد حرفه‌ای مجموعه‌ای است که کار را انجام داده و توانسته است به گونه‌ای عمل کند تا اعتماد مخاطب جلب شود. من فکر می‌کنم بخش عمده این ماجرا به کار کسانی برمی‌گردد که در این مجموعه مشغول به کار هستند و این‌ها تا چه حد می‌توانند با کار خود اعتماد مخاطب را جلب و ارتباط بهتری با او برقرار کنند.

ولی به صورت کلی این که روزنامه‌ای وابسته به یک نهاد یا سازمان باشد می‌تواند بیشتر نقطه منفی باشد تا مثبت. اگر عملکردی داشته باشد که مردم به آن اعتماد کنند و رفتارهایی متناسب با منافع عمومی، خواسته‌های جمع و بر اساس چارچوب‌های پذیرفته در عرف اجتماعی و اخلاقیات جامعه باشد، به‌تدریج می‌تواند جایگاه مطلوبی پیدا کند. اما طبیعتا یکی از مشکلات این است که می‌گویند رسانه وابسته به قدرت، در رقابت با رسانه‌های خصوصی موفق‌تر است و اینها شرایطی را ایجاد می‌کند که فضا برای رسانه‌های خصوصی و مستقلی تنگ می‌شود که وابستگی به جایی ندارند. برای این مسأله باید فکری کرد و نباید این واقعیت را کتمان کرد.

از طرف دیگر اگر رسانه‌های بخش خصوصی توانایی‌های لازم را داشته باشند و حرفه‌ای عمل کنند، می‌توانند جایگاه خوبی پیدا کنند و مثال آن در کشور ما رسانه‌های خصوصی مستقلی هستند که تیراژ فوق العاده مطلوب دارند و توانسته‌اند جایگاه مناسبی در افکار عمومی داشته باشند. شاید در کشور ما برای این که بتوانند به رسانه‌ها کمک کنند کارهایی مثل سوبسید انجام شده باشد ولی این کمک‌ها و حمایت‌ها عوارضی در پی داشته و دارد. اگر یک نظام روشن و چارچوب‌داری در این زمینه داشته باشیم می‌توانیم فضای رقابتی منطقی ایجاد کنیم تا رسانه‌ها بتوانند توازن داشته باشند و صرف داشتن جایگاه و پایگاه مرکز قدرتِ حامی رسانه، تعیین کننده برای جایگاه رسانه نباشند. می‌تواند رسانه‌ای متعلق به دولت باشد ولی مسائل مردم را منصفانه بیان کند و حتی منصفانه از دولت دفاع و انتقاد کند. اگر رسانه‌ای چنین رفتاری داشته باشد مورد استقبال مردم قرار می‌گیرد.

به بحث اخلاق و رسانه برگردیم، آقای بختیاری فکر می‌کنید این بی‌ثباتی مدیریتی که آقای قربان‌زاده نشانه دموکراسی در جامعه ما می‌دانند و آقای روغنی‌ها به بعضی بخش های آن نقد دارند، چه طور می‌تواند در تعریف ثابت از اخلاق که مورد اجماع اکثر افراد باشد، نقش داشته باشد؟

بختیاری: من در ادامه‌ی بحث دوستان در زمینه آسیب شناسی بحث اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ها نکته‌ای را اضافه می‌کنم. بحث ساختار وابسته رسانه‌ها مقدمه‌ای دارد، در کشور ما خلأ احزاب وجود دارد و احزاب به صورت جدی در کشور ما هیچ وقت شکل نگرفته‌اند یا نوسان بسیار زیادی داشته‌اند. شاید یکی از دلایل وارد شدن رسانه‌ها به این فضاها این بوده که نقش احزاب را بازی کنند. اگر احزاب جدی وجود داشته باشند، روزنامه و رسانه حزبی داشته باشیم، دلیلی ندارد سایر رسانه‌های حرفه‌ای هم کار حزبی انجام دهند.

 

img_7919نکته دوم این که قانون اساسی و اصل ۴۴ این قانون، راه را برای ورود بخش خصوصی در حوزه‌های مختلف هموار کرده است، اما آیا بخش خصوصی با بخش دولتی (به معنای عام) قابل رقابت است؟ آیا رسانه‌هایی که وابستگی دولتی عام دارند، کار حرفه‌ای خود را انجام می‌دهند؟ آیا روزنامه ایران صرفا کار سیاسی انجام می‌دهد یا روزنامه همشهری صرفا به کار خدمات اجتماعی و شهری می‌پردازد؟ اگر بنا باشد فضا برای دولت آن قدر باز باشد که رسانه‌های متعدد داشته باشد آیا اصلا امکان رقابتی بین بخش خصوصی و دولتی وجود دارد؟ آیا تضامین آنها را بخش خصوصی دارد؟

اگر بنا باشد که دولت به معنی عام رسانه داشته باشد و این محدودیت ایجاد نشود، به نظر من هیچ فضایی در آینده برای فعالیت بخش خصوصی ایجاد نخواهد شد البته این تنها عامل نیست. عوامل دیگری هم وجود دارند. ما می‌توانیم سراغ قانون مطبوعات یا قوانین بالادستی و پایین‌دستی برویم و بحث‌های دیگر را هم ببینیم. وقتی ساختار دولتی در رسانه‌ها حاکم باشد خودبه‌خود آنها به یک طرف گرایش پیدا می‌کنند و این یک آسیب جدی برای رسانه است.

اگر رسانه «ایران» را در این دوره با دوره قبل و نیز با دوره اصلاحات مقایسه کنیم، آیا این رسانه طبق عملکرد می‌تواند مخاطب پایدار داشته باشد؟ طبق گفته آقای قربان زاده اگر بنا باشد روزنامه همشهری رویکرد سیاسی داشته باشد با تغییر شهردار رویکرد این روزنامه هم تغییر می‌کند و این باعث می‌شود مخاطب نتواند رسانه باثباتی را به لحاظ اصول فکری انتخاب کند. به طور کلی بخش خصوصی در کشوری مثل ایران که بیش از ۸۰ درصد اقتصاد آن در اختیار دولت و شبه دولت است، به هیچ وجه قادر رقابت با دولت نیست و نخواهد بود.

نکته بعدی این که آیین‌نامه و اخلاق حرفه‌ای مقدمات و لوازمی دارد. یکی از لوازم آن آموزش است. در حال حاضر شاید بتوانیم بگوییم نسبت به قبل بهتر شده است ولی این که یک نفر بدون سابقه کاری و صرفا با دوره‌ی یک ماهه خبرنگار رسانه مؤثر می‌شود، ایراد جدی است. به عبارتی از این فرد که آموزش حرفه‌ای ندیده توقع داریم کار حرفه‌ای انجام دهد.

در کشور بیش از حدود هشت هزار نشریه داریم که این خود یک آسیب جدی در مطبوعات است. اگر بخواهیم آسیب‌شناسی کنیم یکی از دلایل آن منع ورود است یعنی برای داشتن یک نشریه نیاز به مجوز است، و این، افراد را حریص می‌کند تا دنبال مجوز بروند. نکته دوم، ساختار اجتماعی و اقتصادی ما ایجاب می‌کند هر کدام از این نشریات به نهادی متصل شوند و نتیجه این سیستم می‌شود این که تیراژ روزنامه‌ها به نهصد هزار و فروش آنها هم به چهارصد پانصد هزار هم نمی‌رسد. در حال حاضر با گسترش فضای مجازی نیاز است که بخش خصوصی، تشکل‌ها و صنوف به این بخش وارد شوند تا رسانه‌ها یک آئین‌نامه‌ی اخلاق حرفه‌ای داشته باشند.

قربان زاده: آقای بختیاری دو نکته فرمودند که اگر باز شود بهتر است. اول، در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که وضعیت احزاب و رقابت بخش خصوصی و دولتی آن به این شکل است، و همان طور که کاملا ایرانیزه در ابعاد مختلف زندگی می‌کنیم، خب نمود آن در حوزه‌ی رسانه هم وجود دارد. به عبارتی توقعی نداریم رسانه‌ها در همه ابعاد، حرفه‌ای با هم رقابت داشته باشند و از منافع و بهره یکسانی برخوردار باشند. چون این اتفاق در حوزه‌های مختلف هم به این شکل نمی‌افتد. این‌ها نکته‌های قابل پذیرشی هستند.

اما نکته دیگر این که کار حزبی، یک ژانر در کنار کار اقتصادی، رسانه‌ی عمومی و رسانه‌ی ورزشی نیست، بلکه حزب در اقتصاد، سیاست، فرهنگ، اجتماع، ابعاد سیاست خارجی و … صاحب نظر است و طبیعتا در رسانه‌اش نظر خود را در حوزه‌های مختلف در قالب نقل و تحلیل اخبار، نرم خبر و سخت خبر بروز و ظهور می‌دهد.

وقتی انتخابات برگزار می‌شود چه در کشورهایی که کار حزبی به بلوغ نرسیده چه در کشورهایی که به بلوغ رسیده است، در یک چرخه دموکراسی جایی می‌رسد که یک حزب یک مجموعه‌ی دولتی یا حاکمیتی را در دست می‌گیرد و این نگاه در ابعاد مختلف از جمله رسانه‌ی منتسب به آن قابل تسری است. یا باید قائل باشیم اساسا داشتن رسانه برای این مجموعه‌های حاکمیتی و دولتی کلاً مذموم است و اینها نباید رسانه داشته باشند یا اگر قائل هستیم که بخش دولتی می‌تواند رسانه داشته باشد، این بخش دیگر قابل نقد نیست که چرا نگاه سیاسی بر این رسانه حاکم است.

این کلمه «نگاه سیاسی»، هم آن قدر کلمه قابل تفسیری است که معلوم نیست منظور ما سیاست زده بودن آن است یا همه موضوعات را از دریچه سیاست می‌بیند یا این که این رسانه باید فقط به حوزه خود که خدمات دولتی و شهری است، بپردازد و به موضوعات دیگر نپردازد. این‌ها همه تفسیرهای مختلف از یک عملکرد سیاسی است. من دبیر کل یکی از احزاب هستم و در ایام انتخابات مجلس با بسیاری از شخصیت‌های سیاسی دیدار داشتم و در عین حال مدیر مسئول روزنامه همشهری هم بودم اما هیچ‌کدام از این اخبار دیدارها را در همشهری نمی‌بینید. ممکن است بگویید اینها به شخص برمی‌گردد و در موقعیت‌های دیگر یا افراد دیگر این نگاه دیگر حاکم نباشد. من هم می‌گویم بله، اتفاقا موضوع اخلاق در اینجا کاملا شخصی است.

وقتی ساختاری به این شکل در چرخه دموکراسی ایجاد می‌شود و شخصی به سمت سردبیر انتخاب می‌شود، نگاه او بر رسانه مرز اخلاق را تعیین می‌کند و تشخیص می‌دهد اگر در این حوزه مطلب بنویسد منصفانه است یا خیر؟ اینها در حوزه‌ی اخلاق شخصی است ولی درباره‌ی این که در کلیت یک رسانه‌ای بگوییم چرا این رسانه به دلیل مرتبط بودن با دولت به موضوع سیاست خارجی می‌پردازد یا چرا همشهری به خدمات شهری فقط نمی پردازد، چند نکته قابل طرح است. یک- باید ببینیم که رسانه ملی است یا نیست؟ به هر حال همشهری بولتن شهرداری که نیست. باید درباره‌ی موضوعات دیگر هم بنویسد. دو- عملکرد آن سیاسی است یا خیر؟ و سه- این عملکرد چه تأثیری می‌گذارد؟ به نظر من اگر قدیس‌ترین و بی‌طرف‌ترین فرد را هم در این فضا بگذاریم با نگاهی که فرد دارد، اخبار دروازه‌بانی می‌شود و خروجی عملکرد او در رسانه قابل نقد است و می‌توانیم بگوییم شما بی‌طرفانه قضاوت نکردید. ولی نمی‌توانید به صرف این که به موضوعات کلی یا موضوعات دیگری غیر از خدمات شهری وارد شد بگویید کار سیاسی انجام شده است، چون این لزوما کار سیاسی نیست.

 

img_7867همچنین در زمینه‌ی بخش خصوصی رسانه‌ای به دلیل همان نکته که متأسفانه ما در کشور مرزبندی شفافی نداریم، بخشی از رسانه‌های خصوصی ما هم خصوصی‌نمایی است. به عبارتی انتساب این افراد در مجموعه‌هایی باعث می‌شود که این رسانه‌ها سرپا باشند. می توان این چرخه را معیوب یا ناقص دانست اما لزوما آنچه در کشور ما به عنوان رسانه‌های غیرمنتسب به دولت نام دارد، به این معنا نیست که این رسانه، رسانه خصوصی تمام عیار است. بلکه بخشی از این رسانه‌ها خصوصی‌نمایی می‌کنند.

در مورد آیین‌نامه اخلاق حرفه‌ای هم شاید لازم است این موضوعات بیش از حد تکرار شود تا در فضایی قرار بگیرد که همه به اجماع برسند این آیین نامه یک نیاز است. ما در مجموعه همشهری، که روزنامه و مجلات آن شاید نصف کاغذ مطبوعات کشور را استفاده می‌کند، آیین‌نامه اخلاق حرفه‌ای را تنظیم و ابلاغ کرده‌ایم و هر که جذب همشهری می‌شود از نحوه‌ی پوشش در حوزه خبری تا مناسباتی که باید رعایت کند را می‌داند، ولی این مربوط به یک رسانه است. ما باید در کلیت فضای رسانه‌ای چنین چیزی را داشته باشیم تا همه از آن تبعیت کنند.

تغییر مدیریت در روزنامه‌هایی مثل همشهری چقدر می‌تواند بر روی فضای پایداری اخلاقی رسانه‌ها تأثیر بگذارد؟

قربان زاده: من نسبت این قضیه را من وجه می‌دانم، یعنی این گونه نیست که طیفی را بی‌اخلاق بدانیم و اگر آنها سر قدرت آمدند این رسانه را هم بی‌اخلاق بدانیم و بالعکس. نحوه عملکرد هر طیفی وقتی وارد رسانه می‌شود از این منظر که منطبق بر اخلاق و اصول اخلاقی عمل می‌کند یا نه، قابل نقد است. به همین جهت من معتقد هستم این نسبت، نسبت مستقیمی نیست که اگر این طیف بر سر کار بیاید حتما بی اخلاق عمل می کند. ما دوستانی را داریم که در فضای تحریریه‌ای در حال رفت و برگشت هستند و اینها در همین فضاها کار می‌کنند.

بختیاری: ما نمی‌توانیم با این استدلال که همه‌ی بخش‌های ما دولتی هستند، بگوییم رسانه هم باید متناسب با آنها و مثل آنها باشد. رسانه یک جریان پیشرو است. اگر بنا باشد تغییری هم صورت بگیرد، رسانه‌ها باید اولین گروهی باشند که این تغییر را عملیاتی می‌کنند. نکته دوم، در حال حاضر در دولت و معاونت مطبوعاتی برای دادن مجوز به بخش دولتی محدودیت وجود دارد. اگر بخواهیم فضا را باز بگذاریم و دولت به معنای عام آن هر چه قدر می‌خواهد رسانه راه بیندازد که دیگر کسی نمی‌تواند با این بخش‌ها رقابت کند. ولی یک بار بحث سر موجودین است که دولت یک، دو یا سه رسانه می‌خواهد و اینها برای آن کافی است. ضمن این که اگر رسانه بخش خصوصی شکل بگیرد به این معنی نیست که مخالف سیستم، دولت یا مجموعه می‌شود. اگر اصول اخلاقی و حرفه‌ای حاکم شود و در طرف دیگر احزاب هم حرفه‌ای باشند، رسانه هم باید کار حرفه‌ای خود را انجام دهد. بحث ما این است که نواقص موجود را نقد می‌کنیم. همان طور که آقای قربان زاده اشاره کردند، وقتی نیمی از کاغذ مطبوعات در همشهری و رسانه‌های وابسته به آن مصرف می‌شود. با این شرایط چگونه می‌توان با همشهری رقابت کرد؟ آیا اصلا امکان رقابت وجود دارد؟ اصلا وجود ندارد.

با این قوانین حاکم بر مطبوعات ما کدام بخش خصوصی حاضر است سرمایه گذاری کلانی انجام دهد و با همشهری یا ایران رقابت کند؟ چنین فضایی موجود نیست. آیا ما نباید به طرف بخش خصوصی حرکت کنیم؟ اگر بخواهیم حرکت کنیم به نظر شما امکان چنین رقابتی وجود دارد؟ یا به این سمت برویم که یک روزنامه شبه دولتی ایجاد کنیم؟ به نظر من این روند در حال حاضر وجود دارد و رسانه‌های دولتی و شبه دولتی در حال فربه شدن هستند و امکان رقابت را از بخش خصوصی حداقل در فضای پرینت کاملا گرفته‌اند، بنابراین باید راهی پیدا کنند که زمینه‌ی فعالیت بخش خصوصی فراهم شود.

فعالان بخش خصوصی که به بنگاه‌شان درازمدت نگاه می‌کند و روزنامه‌نگاری که با عوض شدن دولت و شهردار لازم نیست رسانه خود را عوض کند، و به عبارتی پایدارتر فکر می‌کند؛ این افراد باید اصول اخلاق حرفه‌ای را تدوین کنند. مراد از اخلاق در اینجا اصول اخلاقی است و بحث اخلاق شخصی نیست. اصول اخلاقی یعنی این که یک رسانه باید در همین قالب حرکت، موضع گیری و نقد کند.

این فضای ناپایدار موجود در رسانه‌ها که آقای قربان‌زاده هم به آن اشاره می‌کند و آن را نشانه‌ی دموکراسی می‌داند، چه قدر می‌تواند بر بحث انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تأثیرگذار باشد؟

بختیاری: شرایط ناپایدار در دو بخش است. در بخش دولتی و شبه دولتی تغییر مدیران موجب ایجاد این ناپایداری است، به طور مثال با عوض شدن شهردار، مدیر همشهری هم عوض می‌شود. با عوض شدن دولت، مدیر ایران عوض می‌شود. به نظر من خبرنگاری که با فضای دولت سابق در روزنامه ایران کار می‌کرد، اگر در این دولت جدید هم کار کند، ایرادی وجود دارد. چون یک خبرنگار اصول فکری و اندیشه‌ای دارد و اگر در هر دو دولت کار کند، دیگر خبرنگار نیست بلکه کارمند است. این مسئله باعث می‌شود خبرنگار حرفه‌ای در این رسانه‌ها کمتر در آینده دوام داشته باشد و پایدار باشد.

 

img_7782اما ناپایداری موجود در بخش خصوصی، تهدیدی است از ناحیه قانون مطبوعات که متوجه رسانه‌هاست. با توجه به این که در رسانه‌های ما ثبات وجود ندارد، ناپایداری شکل می‌گیرد. بنابراین تشکل قوی، انجمن قوی و صنف قوی در اینجا شکل نمی‌گیرد. در دنیا به دلیل نوع پایداری برای ایجاد بخش خصوصی، انجمن‌ها و صنوف، این بخش به دنبال تدوین و نظارت اصول اخلاق حرفه‌ای، دفاع از حقوق خبرنگار، دفاع از آزادی و… رفتند. بنابراین اگر این پایداری نباشد، اصولی یا تدوین نمی‌شود یا اگر تدوین شود، ضمانت اجرایی ندارد.

آقای روغنی‌ها، شما چه قدر با آقای بختیاری موافق هستید و نه به عنوان نماینده‌ی دولت که به عنوان مدیر رسانه فکر می‌کنید عملکرد دولت توانسته بر بیشتر شدن این پایداری اثرگذار باشد؟

روغنی‌ها: ساختار ما در حوزه‌های اداری و سیاسی تحت تأثیر عوامل حاشیه‌ای و جوانبی است که شاید قضاوت این گونه به مشکل می‌خورد. اگر فردا شما بگویید کسانی که می‌خواهند رسانه‌دار شوند، نیاز به مجوز ندارند، آیا این مسئله از طرف افراد و مراکز مختلف در کشور ما قابل پذیرش است؟ به نظر من در حوزه مطبوعات، این شیوه‌ی مجوز دادن همان طور که گفته شد حرص و ولع نسبت به این موضوع ایجاد کرد و همین باعث شد مقداری فضا غیرحرفه‌ای و در کنار آن غیراخلاقی هم شود.

قربان زاده: این مسئله فقط محدود به رسانه نیست. موانع کسب و کار در حوزه‌های مختلف برای مشاغل مختلف وجود دارد و جلوی رقابت را گرفته است. تا جایی که دولت برای رفع موانع در کسب و کار، کمیته‌ای تشکیل داده است تا فضای آزاد رقابتی شکل بگیرد و افراد به کسب و کار بپردازند. در حوزه نشریات هم این گونه است.

روغنی ها: این نکته‌ای است که حواشی سیاسی هم دارد. گرفتن مجوز نشریه، پایگاه، خبرگزاری یا هر چیز دیگری تبعات دیگری از جاهای دیگر ایجاد می‌کند که آیا درست است یا خیر؟ آیا همه چیز رها خواهد شد؟ و تصوراتی که در این زمینه وجود دارد. صرفا بحث قانون نیست بلکه یک سلسله حواشی هم وجود دارد. به نظر من زمینه‌های فرهنگی هم باید مهیا شود. اما این تعداد بسیار زیاد هم قابل بحث است. در هیچ جای دنیا اندازه‌ی ایران این تعداد خبرگزاری وجود ندارد. آمریکا دو و انگلیس یک خبرگزاری دارد ولی در ایران بیشتر از سی یا چهل خبرگزاری دارای مجوز ثبت شده است و همچنین صدها پایگاه اطلاع رسانی که مجوز ندارند و این نشان می‌دهد که کار اشکالی دارد. این فضا باعث شده بعضی رسانه‌ها بی‌هویت باشند. یعنی پایگاه مردمی آنها مشخص نیست و مردم نمی‌دانند اینها چه کسانی هستند و چه می‌خواهند بگویند.

از طرف دیگر هم ورود افراد غیرحرفه‌ای از لحاظ آموزه‌های رسانه‌ای و خبرنگاری سبب شکل‌گیری رسانه‌هایی با عملکرد غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی شده که صرفا بر مبنای منافع است. رسانه برای این افراد امکانی است تا در ازای آن قدرت و پول به دست بیاورند و این همان زمینه‌های بروز بی‌اخلاقی است.

یکی از مشکلات موجود در کشور این است که به این امکان رسانه‌ای به عنوان وسیله کسب و کار و دریافت پول، قدرت و امکانات نگاه می‌شود تا اطلاع رسانی؛ این باعث شده تا اخلاقیات و چارچوب‌های اولیه کار رسانه‌ای نادیده گرفته شود. در بسیاری از کشورها که به لحاظ اعتقادی و فرهنگی شعارها و ادعاهای ما را ندارند، قوانینی را رعایت می‌کنند که ما به آن پایبند نیستیم و این عدم پایبندی به رفتارهای اخلاقی را توجیه می‌کنیم و یکی از نتایج آن رویکرد منفی، دلزدگی و پشت کردن مردم به رسانه‌ها است.

این بی‌هویتی رسانه‌ها می‌تواند عامل مؤثری برای پا نگرفتن انجمن‌های صنفی در ایران باشد؟

روغنی‌ها: این یک بحث دو طرفه است، به عبارتی اگر تشکل‌های صنفی مستحکم و پایداری داشته باشیم و خیلی از کارها را به آن‌ها واگذار کنیم، می‌توانستند بهتر این حواشی را حل کنند و موانع را بردارند. ولی وقتی همه این‌ها از دولت خواسته می‌شود، به‌سرعت موضوع سیاسی می‌شود. باید تشکل‌های رسانه‌ها ضوابط و چارچوب‌ها را مشخص کنند. متأسفانه کم‌توجهی، بی‌اعتنایی یا مانع‌تراشی برای کار انجمن‌های صنفی در حوزه رسانه یکی از عوامل ایجاد شرایطی است که تمام تصمیم‌ها در حوزه‌ی دولتی انجام شود و طبیعتاً با ده‌ها مانع مختلف مواجه می‌شوند و ملاحظاتی در نظر گرفته می‌شود که اگر در دست بخش خصوصی و صنف رسانه بود، وجود نداشتند.

آقای قربانزاده، شما فکر می‌کنید چرا انجمن‌های صنفی که می‌توانند پایه‌گذار بحث‌های اخلاق در رسانه باشند، در ایران پا نگرفته‌اند؟

قربان زاده: دو جمله درباره‌ی صحبت‌های قبلی بگویم و بعد از آن به سؤال شما جواب می‌دهم. منظور من از این که اخلاق اشخاص تعیین کننده است، به معنای اخلاق شخصی نیست. منظور من از اخلاق؛ تواضع، فروتنی، مراودات و معاشرت آدم‌ها با هم نیست. بلکه منظور اخلاقی است که در عملکرد حرفه‌ای در روزنامه منعکس باشد. حرف من این است که این اتفاق توسط اشخاص به این شکل رعایت می‌شود یا خیر؟ و اینجاست که تأثیرگذار است. ای کاش دقیق‌تر به این حوزه بپردازیم و نمونه‌هایی در این حوزه را بیان کنیم که کجا اخلاق رعایت نمی‌شود.

من در اینجا مرز قانون را جدا می‌کنم و معتقدم آنچه قانون جرم و تخلف می‌داند مشخص است. وضعیت مطلب کذب مشخص است اما منطقه‌ای که قانون آن را منع نکرده است ولی ما آن را غیراخلاقی می‌دانیم، کجاست؟ اگر درباره‌ی اخلاق صحبت می‌کنیم باید در این حوزه عمیق شویم که دست و دل یک روزنامه‌نگار کجا باید بلرزد و بگوید درست است که قانون من را به خاطر این کار مؤاخذه نمی‌کند، اما این کار غیراخلاقی است که من ترکیب این تیتر و عکس را به کار بگیرم یا قبل از رفتن به سراغ نهاد متولی، گزارش بنویسم.

البته مدیریت رسانه است که بیشترین دروازه‌بانی را انجام می‌دهد و ممکن است بعد از تهیه خبر هم اتفاقاتی برای مطلب بیفتد.

قربان زاده: در حقیقت ما آن قدر درگیری داریم که مطالب صفحات را نهایتاً مقداری کج و راست کنیم، ظرف پر می‌شود. البته افراد انتخاب شده هستند و … اما شخصی که مستقیم با نماینده مجلس صحبت می‌کند و می‌خواهد موضوعی را از میان پنج موضوع انتخاب کند، می‌تواند سراغ موضوع دیگری برود ولی به این موضوع پر و بال می‌دهد. اینجا باید گفت آیا این کار اخلاقی است یا غیراخلاقی؟ به نظر من در حال حاضر این مسائل رعایت نمی‌شود.

خیلی‌ها فکر می‌کنند روزنامه همشهری سوبسید می‌گیرد، درحالی که از سال اول تا الان یک ریال سوبسید از مدیریت  شهری نگرفته است چون همشهری درست اداره شده است و به من هم ربطی ندارد. بنیان آن، این گونه است. خیلی از نهادهای ثروت و قدرت هستند که برای شروع حاضرند تیراژ بالایی بزنند ولی فروش نمی‌رود. باید فضای رقابتی را درست دید. ببینیم در مناسبات‌ نهادهای دولت و رسانه چه اتفاقی افتاده است؟ به عبارتی در آنجا هم رقابت اتفاق افتاده است و رقابت سختی هم هست.

یک روز که همشهری به خاطر یک آگهی تعطیل شد، از همان روز سازمان‌ها و نهادهای مختلف با مجموعه‌های دیگری که با این روزنامه همکاری می‌کردند، تماس گرفتند و گفتند از فردا حاضریم با شما همکاری کنیم و در این زمینه تخفیف می‌دهیم. از همان روز فضای رقابتی در این حوزه شروع شد، چون آگهی در این فضا تأثیرگذار است. حرف من این است که این روزنامه با پول مدیریت شهری و شهرداری همشهری نشده است بلکه با اداره درست مدیران و رفتار حرفه‌ای در حوزه‌های مختلف به اینجا رسیده است. اگر می‌خواست در دوره‌های مختلف سیاسی برخورد کند، وضع فرق می‌کرد. سیاسی عمل کردن هم درجاتی دارد. ما با باور خودمان این فضا را اداره می‌کنیم ولی این که هر روز عکس چند نفر را در رسانه می‌بینیم «سیاسی کردن» است. این فضا، فضای رویداد و خبر و معضلات حاد مردم نیست. بلکه فضای اظهارنظر است که در فضای رسانه سیاسی ما برجسته شده است. این فضا از قدیم در همشهری شکسته شده است.

بختیاری: اینجا بحث ما ارزیابی عملکرد همشهری نیست. به نکته اول آقای قربان‌زاده «بحث اخلاق» می‌خواهم اشاره کنم، اتفاقا درست گفتند. ولی اخلاق حرفه‌ای وقتی قابلیت اجرا دارد که یک ضمانت اجرایی داشته باشد، ما نمی‌توانیم بگوییم این فرد اخلاق حرفه‌ای را رعایت کرد و دیگری رعایت نکرد. وقتی می‌توانیم این کار را انجام دهیم که نظام حرفه‌ای مورد پذیرش اعضای صنف داشته باشیم یعنی من وقتی می‌خواهم به این صنف وارد شوم و به عنوان خبرنگار یا هر بخش دیگری اینجا مشغول شوم که ۱-اصول حرفه‌ای را بپذیرم و ۲-قابل پایش و بازخواست باشم. یعنی همان گونه که روندی در بحث‌های حقوقی وجود دارد و اگر کسی تخلف قانونی یا حقوقی انجام دهد در جای دیگر مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد، تخلف غیرحرفه‌ای یا کار غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی در رسانه انجام دادن هم باید در جایی پایش شود. این امر نمی‌تواند مختص به یک رسانه باشد، اگر هم باشد که باز این امکان وجود دارد به دلیل جابه‌جایی‌ها و عدم فضای کلی حاکم بر رسانه‌ای که اخلاق حرفه‌ای داشته باشد، فردی می‌شود. من معتقدم این نظام حرفه‌ای صرفا توسط صنف می‌تواند شکل بگیرد و ضمانت اجرایی داشته باشد.

قربان زاده: من نمی‌گویم که انجمن صنفی را ندیده بگیریم. انجمن صنفی با این عنوان، به دلیل سابقه‌ی آن در فضای رسانه‌ای ما و اتهاماتی که به آن زده شد، مناسباتی رقم خورد که نهایتا آن اتفاق افتاد. به هر حال ما یک نظام صنفی نیاز داریم این نظام صنفی باید توسط افراد اهل فن تشکیل شود. حتما باید اصولی تنظیم شود و افرادی بتوانند بر آن نظارت کنند. حرف من این است که با این کار، تیتر و عکسی که قانون را رعایت کرده ولی اخلاق را رعایت نکرده قابل بازخواست نیست چون روزانه این اتفاق می‌افتد.

img_7989

البته انجمن صنفی می‌تواند واسط بین مدیران و روزنامه‌نگاران باشد و رجوع به دادگاه را کمتر کند…

قربان زاده: این علت محدثه است ولی علت مبقیه نیست.

یعنی به نظر شما، انجمن صنفی نمی‌تواند مؤثر باشد؟

قربان زاده: من نمی‌گویم نمی‌تواند، معتقدم می‌تواند یک نظارت کلی و عملکردی از فرد در چند ماه یا یک موضوع خاص داشته باشد، اما روزانه با حجم عظیمی از این فضا درگیر هستیم که خودبه‌خود به شما می‌گوید این فرد آموزش دیده را اینجا بگذارم. این اتفاق می‌افتد در غیر این صورت دیگر امکان ندارد روزانه فرد را مؤاخذه کنید که این کار اخلاقی بود یا غیراخلاقی.

بختیاری: من یک نکته اضافه کنم. اتفاقا، دقیقا بحث اینجاست. شما یک مثال زدید و حتما مثال درستی است و آن نظام صنفی هم باید دقیقا جلوی این کار را بگیرد. ممکن است الزاما مورد به مورد نباشد ولی اگر یک نظام صنفی شکل بگیرد و عملکرد افراد و رسانه‌ها را ارزیابی کند، خود به خود من و شما که از قشر رسانه هستیم، خود را با آئین‌نامه حرفه‌ای آرام آرام تطبیق می‌دهیم. ممکن است مورد به مورد به سراغمان نیاید اما همین الآن اگر مرجع مشاوره‌ای وجود داشت و بگویید آن روزنامه با من یک رفتار غیرحرفه‌ای انجام داده است، در ارزیابی عملکرد و تغییر رویکرد آن رسانه در یک دوره‌ی زمانی نه الزاماً فقط آن مورد خاص می‌تواند مؤثر باشد و روند را اصلاح کند. به عنوان مثال روزنامه‌ای تیتری می‌زند که با روح متن فرق دارد، طرف نمی‌تواند شکایت کند. اگر این نظام صنفی شکل بگیرد می‌تواند در بستر زمان آن را انجام دهد و رسانه حرفه‌ای را ارزیابی کند، و چون در ارزیابی کارنامه و عملکرد خبرنگاران می‌تواند مؤثر باشد، خبرنگاران هم موظف می‌شوند رعایت کنند.

روغنی‌ها: من در این زمینه نکته‌ای عرض کنم؛ همان طور که دوستان اشاره کردند، اگر روح حاکم بر اخلاق در جامعه نباشد طبیعتا به خبرنگار، مدیر مسئول، سردبیر و … تسری پیدا می‌کند. به عبارتی ما خیلی از اوقات تحت تأثیر فضایی هستیم که در آن زندگی می‌کنیم. اگر انصاف و اخلاق در کلیت جامعه دچار اغتشاش شود و آن چنان که باید حاکم نباشد، طبیعتا بر رسانه‌ها هم تأثیر خواهد داشت. اگر رفتار مسئولان، مقامات و دستگاه‌های مختلف که باید مجری عدالت و قضاوت‌کننده درباره‌ی عدالت و … این گونه تلقی شود که آن طور که باید نیست، پس تأثیر نخواهد گذاشت.

نکته دیگر این است که ما دیگران را خوب نقد می‌کنیم ولی در نقد دیگران مشکل داریم. باید ببینیم آیا خودمان هم این به اخلاق گفته شده عمل می‌کنیم؟ آیا از فحوای کلام دیگران تیتر نمی‌زنیم که متفاوت با متن است و مثال‌هایی از این قبیل؟ پس باید انصاف داشته باشیم و همان طور که دیگران را نقد می‌کنیم خود را هم نقد کنیم. خیلی اوقات ما به دلیل شدت گرایش به حزب، گروه، دیدگاه و نگاه رفتارهایی را انجام می‌دهیم که اگر این رفتارها از دیگران سر بزند زود متوجه می‌شویم، آن را نقد می‌کنیم و درباره‌ی خود کمتر به این آسیب‌ها توجه داریم.

مرامنامه‌های اخلاقی که در سازمان‌ها می‌تواند وجود داشته باشد، برای تلطیف کردن این فضا چقدر کمک‌کننده است؟

روغنی‌ها: تا این بایدها و نبایدها در عرصه عمل تأثیری بر رفتار و جایگاه من نداشته باشد، طبیعتا نمی‌تواند اثرگذار باشد. نوشتن این مرامنامه‌ها کار ساده‌ای است اما این که چه کسی و چگونه اجرا می‌کند، مشکل است. دوره زمانی را در نظر بگیریم و با ابزارهایی نه الزاما قضایی بلکه با همین انجمن‌های صنفی، سندیکاها و … به‌تدریج آن را تبدیل به روح حاکم کنیم. این کار نه یک شبه و نه صرفا با یک سری تحکم‌ها و بایدها و نبایدها امکان پذیر است و باید به تدریج این گونه شود و کسانی ارزش پیدا کنند که این مسائل را رعایت می‌کنند. به عبارتی انجمن‌ها و سندیکاها و مراکز صنفی ابزارهایی را به کار بگیرند که این بایدها و نبایدها بتوانند در عمل نمود و ظهوری داشته باشند. صرف نگارش و زدن آن بر روی دیوار و سایت الزاما ضامن اجرایی ندارد.

قربان زاده: ضمن تأیید سخنان آقای روغنی‌ها، من به این موضوع خیلی فکر کردم که در فضای تحریریه چه ساز و کارهایی می‌تواند باشد تا به لحاظ ساختاری درون تحریریه کارها با رعایت اخلاق انجام شود. نهایتا به این نتیجه رسیدیم و فایلی را آماده کردیم. تعریفی در زمینه این که مهم‌ترین معضلات فراگیر و حاد جامعه چه درون شهرداری، چه دولت و … کجاست و اینها را با عنوان سوژه ستاره‌دار فهرست، و به دبیر سرویس‌ها ابلاغ کردیم و از آنها مشورت گرفتیم. این افراد به جای این که سراغ موضوعی علیه یک جناح بروند، باید سراغ موضوعات جایگزین بروند که بیش از صد سوژه هستند.

اگر تیترها را ببینید غالبا در این موضوعات سیر می‌کنند و طبیعتا فرد باید در یک چرخه به فرضیه‌ای برسد. او می‌داند در پیگیری گزارش‌ها در مسیر کار هم باید فضای اخلاقی را رعایت کند. به عبارتی ما ابلاغ کردیم یا باید زلزله بم باشد یا حمله به سفارت عربستان و … که خبر یک بزنیم. در غیر این صورت باید به سوژه‌های ستاره‌دار پرداخت. به عبارتی باید به معضل حاد یا فراگیر مردمی توجه کرد که در کوتاه مدت قابل حل باشد و اینها فهرست شده است.

بخشی از صحبت‌های آقای روغنی‌ها در زمینه انتخاب تیتر و عکس است که ممکن است با صحبت‌های فرد انطباق نداشته باشد.

قربان‌زاده: وقتی سراغ فضای جنجالی و حاشیه‌ای برویم، طبیعی است هر تیتر و عکسی که بگذاریم، در همان فضاها است. به عبارتی وقتی خشت اول در این فضا غیراخلاقی است برای تیتر و عکس معلوم است چه اتفاقی می‌افتد. اول باید سراغ این بنیان رفت و وقتی اصلاح شد اگر مسیر درست است بعد در زمینه تیتر و عکس باید تصمیم گرفت.

به نظر شما پیشنهادهای دولت درباره سازمان نظام رسانه‌ای که هنوز نسخه نهایی آن آماده نشده و لایحه‌ی قانون انتشار رسانه‌ها، چه قدر می‌تواند به بحث رسانه‌ها و اخلاق کمک کند؟ آیا این متون بر حل مسائل ساختاری رسانه‌ها و بخش‌های دیگر مطبوعات تأثیرگذار است؟

بختیاری: تصور من این است که خیلی مشارکتی در زمینه تدوین این نظام جامع رسانه‌ای هنوز شکل نگرفته است. بخشی از آن از طرف دولت بوده که خوب اطلاع رسانی نکرده و افراد را با این مسئله درگیر نکرده است. بخش دیگر به اهالی دیگر این صنف برمی‌گردد که فعالانه مشارکت نکردیم و نظراتمان را ندادیم. این نظام جامع رسانه‌های همگانی را من دیدم و نواقص زیادی دارد که نیاز به اصلاح دارد. در جاهایی من نظرات خودم را گفتم ولی به نظر من نیاز به بازنگری و اصلاح جدی دارد. بعضی از مطبوعاتی‌های ما به این مسأله ورود کردند و اجمالا هم آن را نقد کردند که تصویب چنین نظام‌نامه‌ای می‌تواند محدودیت را برای رسانه‌ها افزایش دهد و مشکلات بعدی را ایجاد کند.

به نظر من نیاز به یک فراخوان دیگری دارد که افراد فعال این صنف در این میزدگردها کار کارشناسی دقیق انجام دهند که اگر بنا است خروجی داشته باشد، باعث ارتقاء مطبوعات کشور و تقویت اخلاق حرفه‌ای شود، ولی این که فکر کنیم چنین نظام نامه‌ای (حتی اگر عیب‌های آن رفع شود) خودبه‌خود باعث می‌شود نظام اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌ها حاکم شود، الزاما چنین تلازمی وجود ندارد. این کار می‌تواند کمک کند ولی لازم و ملزوم یکدیگر نیستند. آنچه شما در حال حاضر دنبال آن هستید باید در یک نظام اخلاق حرفه‌ای و یک آئین‌نامه اخلاقی تدوین شود و خلأ آن وجود دارد. نظامی عملکرد فعالان این حوزه را پایش می‌کند و حقوق اهالی رسانه و مخاطبان را در نظر می‌گیرد که این صرفا با مشارکت اعضا و صنف روزنامه‌نگاران می‌تواند شکل بگیرد.

روغنی ها: به نظر من هم باید خبرنگاران و مسئولان رسانه‌ای خود درگیر تهیه، کنترل، تدوین و اصلاح آن شوند. به عبارتی پیش نویس اولیه را دولت انجام دهد و ادامه کار را به مسئولان رسانه واگذار کند و اگر سندیکا یا صنفی در حال حاضر وجود ندارد، تشکلی ایجاد شود که این افراد دور هم جمع شوند و برونداد آن، نگاه و نظر گردانندگان رسانه‌ها باشد. این گونه است که می‌توان امید داشت تا در یک دوره زمانی بتدریج اجرا شود.

img_7847

یکی از نکات مهم منتقدان دربارۀ پیش نویس لایحه‌ی قانون انتشار رسانه‌ها این است که محدودیت‌های رسانه‌ها بیشتر شده، سیستم مجوزدهی جدی‌تر در حال پیگیری است و عده‌ای معتقد هستند این لایحه مناسب فضای فعلی رسانه‌ای نیست. به نظر شما اگر صنف مشارکت کند، آیا این احتمال وجود دارد که در زمینه مجوز تغییرات عمده‌ای اتفاق بیفتد؟

روغنی‌ها: باید این اتفاق بیفتد، به عبارتی شرایط الآن رسانه‌ها با شرایط سه سال پیش هم یکسان نیست، چه برسد به ۲۰ سال پیش. تغییر در حوزه رسانه سریع‌ترین تغییر در حوزه‌های دیگر است، بنابراین طبیعتا باید قواعد، ضوابط، مقررات و چارچوب‌های طراحی شده برای این حوزه متناسب با این دوره باشد و یک قابلیت سیال بودن و تغییر متناسب با شرایط فضای عمومی هم داشته باشد. قاعدتا باید تغییراتی در زمینه مجوز رسانه‌ها و قانون مطبوعات و مسائل بسیار زیادی که در عمل در فضای رسانه‌ای وجود دارد، به صورت یکپارچه مورد توجه قرار بگیرد که اگر این طور نباشد یک موجود ناقص‌الخلقه‌ای شکل خواهد گرفت.

قربان زاده: طبیعتا این نواقص وارد است، ولی به نظر من باید بیشتر سراغ این برویم که اهالی رسانه کنار هم بنشینند و چنین کاری اتفاق نمی افتد. این یک کار فشرده‌ای توسط اهل فن می‌طلبد. وقتی می‌گوییم این مسئله باید اصلاح شود. اصلاح شدن آن طول می‌کشد، بنابراین باید با همت اهل فن در عرض یک ماه اصلاح شود.

دوستان نکاتی درباره‌ی پیش‌نویس گفتند اما به نظر من فراتر از آن موضوعات، اصلاحاتی است که باید ریشه‌ای اتفاق بیفتد. به طور مثال کارگر چاپخانه ما به راحتی شغل خود را به خاطر اشتباه من از دست می‌دهد. چون ما در مجازات اصل را بر شخصی بودن می‌دانیم و معتقدیم هر کسی باید بر اساس فعل خود مجازات شود ولی اگر من اشتباه کنم او بیکار می‌شود. تا وقتی این چرخه وجود داشته باشد هر چقدر ما درباره اخلاق صحبت کنیم فایده ندارد. هر جرم باید محدود و مشخص باشد که اگر این فعل را انجام داد مجازاتش مشخص باشد.

به نظر من باید مقداری فراتر از نظام صنفی به این موضوع نگاه کرد و مجلس را وارد این فضا کرد. شاید برخی از افرادی که در رسانه عضو هیچ جناح سیاسی نیستند و کاملا در این فضا نگاه حرفه‌ای دارند، بتوانند این مسئولان را توجیه کنند تا زودتر این اشتباهات اصلاح شود. بنابراین تا این اصلاحات انجام نشود ما به مسئله‌ی بعدی یعنی موارد اخلاقی نمی‌رسیم.

در زمینه‌ی اخلاق حرفه‌ای در رسانه، به نظر من افرادی که سالیان سال در این حرفه کار کردند باید یک نقشه راه جزئی‌تر بکشند. ما با عقل خود در فضای داخلی به ۱۰ اصل رسیدیم که باید ساده، کوتاه، صریح، مستند، یکپارچه و … مطلب را نوشت. اگر این امکان وجود ندارد به سراغ نهاد متولی برویم باید در انتشار مطلب دست نگه داشت چون رعایت اینها خودبه خود رعایت اصول اخلاقی را به دنبال دارد، ولی اگر فقط بگوییم وجدان ما بیطرفی را رعایت کند استدلال خود را بی‌طرفی می‌داند و نمی‌توانید او را قانع کنید در حالی که بیطرفی یعنی وقتی گزارشی از یک نهاد دادیم از خود نهاد هم جوابیه آن را داشته باشیم. ما غیر از مرامنامه دفترچه‌ای داریم که اسم آن ۱۰ اصل است که این اصول را با ادبیات ساده ذکر کردیم و به گونه‌ای نقشه راه تنظیم شده که خودبه‌خود خیلی از این اصول اخلاقی رعایت می‌شود.

با توجه به ساختار فعلی برای این که شرایط بهتر شود، چه پیشنهادی دارید؟

روغنی‌ها: جواب این سوال مقداری مشکل است و من فکر می‌کنم شاید نتوان نسخه آنی پیچید. یک مجموعه باید دست به دست هم دهد شاید اگر یک بحث سازمانی و صنفی شکل بگیرد و به نقطه‌ای برسد که مورد نظر است، مدت‌های بسیار طولانی نیاز باشد تا به نقطه مطلوب برسد. به نظر من برگشتن به خود و نقد کردن خود می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد و رفتارهای رسانه‌ای خود را با اصول اخلاقی که باید در رسانه حاکم باشد انطباق دهیم. شاید ساده‌ترین، عملیاتی‌ترین و قابل دسترس‌ترین در کوتاه مدت این باشد.

در میان مدت باید آنچه تدوین می‌شود با جلب مشارکت همه رسانه‌ها و صاحب نظران این حوزه و با برگزاری نشست‌هایی به نقطه مطلوبی برسیم. انتظار نداشته باشید در کوتاه مدت به دستاوردهای بزرگی برسیم و باید واقع‌نگرتر باشیم، چون قسمتی از آن به خصلت‌های شخصی و اخلاقیات ما برمی‌گردد و این را هم نمی‌توان به سادگی تغییر داد. باید الزامات و چارچوب‌های اخلاقی توسط رسانه‌ها شکل بگیرد و گردانندگان رسانه‌ها خود را ملزم به اجرای آن بدانند. ابلاغ دستوری، بخشنامه و … چنانچه در طول این سالها نشان داده است در هیچ حوزه‌ای اثرگذار نبوده است. جلب مشارکت گردانندگان رسانه‌ها باید به گونه‌ای باشد که حتی اگر قرار است محکمه‌ای هم باشد- نه یک محکمه رسمی و قضایی- باید بتواند بررسی‌ و تحلیل کند و براساس مصادیق بروندادهایی به رسانه‌ها بدهد تا آنها خود قضاوت کنند که اینها درست است یا نه. این کارها به‌تدریج می‌تواند بر وضعیت تأثیر داشته باشد.

بختیاری: به نظر من اگر قرار باشد تغییری در این سیستم اتفاق بیفتد، لازم است اهالی این صنف موضوع را از حالت سیاسی خارج کنند که بخشی از این مسئله کوتاه مدت است و بخشی هم میان مدت و بلندمدت. آن بخشی که بلند مدت است و باید بر روی آن فکر اساسی کرد، اصلاح و بازنگری قانون مطبوعات است که آقای قربان‌زاده هم به این موضوع اشاره کردند. وقتی در شرکتی یا سازمانی تولیدکننده‌ای تخلفی انجام دهد با متخلف فقط برخورد می‌کنند. در رسانه هم باید این اتفاق بیفتد تا بتوان به صورت پایدار و بلندمدت برای آن تصمیم گرفت. این درست نیست که به خاطر یک تخلف کل رسانه را حذف کرد. به این موضوع اگر سیاسی نگاه کنیم حل نمی‌شود ولی اگر به صورت صنفی نگاه شود، با رایزنی‌های لازم با دولت و مجلس و جاهای مختلف می‌توان این آسیب را حل کرد. در این هنگام امکان سرمایه‌گذاری و فکر بلندمدت برای همه بخش‌ها در این زمینه فراهم می‌شود.

img_7791

در زمینه بخش کوتاه مدت و میان مدت بحث آموزش جدی است. به عبارتی به صورت جدی بر روی آموزش‌های دوره‌ای، فصلی، کاربردی و کلاسیک کار کرد تا افرادی تربیت شوند که وقتی وارد رسانه می‌شوند با اصول اولیه آشنا باشند. در بحث اخلاق حرفه‌ای هم من معتقد هستم اگر دولت می‌خواهد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم کاری انجام دهد باید انجمن‌های صنفی اخلاق حرفه‌ای را تدوین کنند که هم باعث آرامش خود و هم اطراف ذی‌نفع اعم از دولت، حاکمیت و مخاطب می‌شود.

قربان زاده: پیشنهاد اصلاح سرطان قبل از سرماخوردگی باید در اولویت قرارگیرد. به عبارتی اصلاح موارد حاد است در اولویت قرار گیرد. این اتفاق به صورت ریشه‌ای باید اصلاح شود و لازم است اهل فن وارد شوند و نظام صنفی شکل بگیرد. قانون گذاری هم باید درست عمل کند. به عبارتی نگاهی به موضوعات اخیر که رسانه‌ها را درگیر کرده بود، نشان می‌دهد آنها در یک تقاطع مانده‌اند که چگونه اخلاقی و قانونی عمل کنند. یعنی طرف آزادی مطبوعات به عنوان یک حق باشند یا طرف دادرسی منصفانه تا قبل از قطعی شدن حکم چیزی را اعلام نکنند. این درگیری‌ها همیشه وجود داشته است و بخشی از راه رسیدن به این‌ها به تنظیم مقررات و نظام نامه صنفی برمی‌گردد تا کسانی وارد فضای رسانه شوند که نسبت به عملکرد خود حساس هستند. اگر قانون مطبوعات اصلاح شود مشکلات بعدی هم اصلاح می‌شود.

انتهای پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here