زمان انتشار : ۱۲ بهمن ,۱۳۹۵ | ساعت : ۱۱:۰۴ | کد خبر : 454248 |

مدیریت افکار عمومی نمی‌تواند پچ‌پچ‌های پلاسکو را نبیند

شفقنا رسانه– عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان بیان کرد: در بحث پلاسکو پچ پچ هایی در شبکه‌های اجتماعی به کرات دیده شد و به هر گروهی که در فضای مجازی سر می‌زدم، حرف و حدیث‌هایی بود و مدیریت افکار عمومی نمی‌تواند اینها را نبیند. متأسفانه ما در خبررسانی درباره‌ی تفسیر این حادثه شاهد سکوت هستیم.

به گزارش شفقنا رسانه، فردین علیخواه در نشست پیامدهای روانی-اجتماعی پوشش اخبار بحران در فضای مجازی گفت: اتفاقات دهه اخیر در فضای مجازی و در ساختار جوامع این بوده که ما از رسانه‌های توده‌ای (mass media) به رسانه من (my media) پیش می‌رویم. این تغییر، تفاوت ظریفی را در دل خود نشان می‌دهد؛ وسیله‌ای به نام تلفن همراه ساخته شده که قابلیت حمل را دارد و ما به کمک آن به راحتی می‌توانیم وارد شبکه‌های اجتماعی شویم. معادلاتی در رسانه‌های سنتی وجود داشت که به هم خورده و نگاه دو تکه‌ی فرستنده و گیرنده‌ی پیام زیر سؤال رفته است. مدل‌ها و تأثیرات بهتری الآن در فضای مجازی شکل گرفته و دیگر دو موقعیت مصرف کننده پیام و فرستنده پیام ضعیف شده است.

او ادامه داد: در جامعه‌شناسی سیاسی همان طور که از قبل به تأثیر گروه همسالان زیاد اشاره می‌شد، در حال حاضر این گروه برای دانش‌آموزان به هم خورده و دیگر به نقش این گروه‌ها در جامعه‌پذیری نوجوانان زیاد اشاره‌ای نمی‌شود. در حال حاضر رسانه‌های جایگزین- اصطلاحی که دکتر خانیکی در مقاله شهروند خبرنگار آن را به کار برده‌اند- باعث شده تا روایت‌های جایگزین شکل بگیرد. در واقع اگر بخواهیم نظریات لاسول درباره «چه کسی؟ چه پیامی را؟ و از چه کانالی را؟ و به چه کسی؟ می‌فرستد» در سال ۲۰۱۶ بررسی کنیم، پی می‌بریم «چه کسی» مدنظر این اندیشمند، سازمان‌های تخصصی بوده‌اند. اما امروزه «چه کسی‌»ها زیاد شده‌اند و در اکثر جوامع با یک پلورالیسم رسانه‌ای روبه‌رو شده‌ایم. در انعکاس مطالب حادثه پلاسکو بنده حدود ۵۰ تا ۶۰ پیام در شبکه های مجازی دریافت کردم که در حال حاضر به شش مقوله از این پیام‌ها می‌پردازم.

این عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان ادامه داد: مقوله‌ی اول تمرکز بسیار زیاد جان‌فشانی آتش‌نشان‌ها است. من در نوشته‌هایم به این مطلب خیلی اشاره کردم که آتش‌نشانان کار انسانی انجام داده‌اند و شبکه‌های اجتماعی به وفور این زحمات را انعکاس داده‌اند. اما با نگاه ارتباطی به این قضیه متوجه می‌شویم گاهی اوقات برجسته‌سازی پیام می‌تواند به ضعیف شدن بسیاری از مسائل دیگر منجر شود که در عالم سیاست این مورد زیاد دیده می‌شود. نگرانی من به عنوان یک شهروند همین مسئله بود. مقوله‌ی دوم سرزنش سلفی بگیرانی بود که بخش زیادی از پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی به آنها اختصاص یافته بود. این که عده‌ای از نوجوانان را به خاطر عکس‌هایشان مورد هجوم ناسزا و فحش قرار می‌دادند.

علیخواه ادامه داد: من به عنوان پژوهشگر رسانه‌ای این مشکل و این مسئله را صرفا در ایران نمی‌بینم.  مثلا در هواپیمایی که از قاهره به قبرس می‌رفت، وقتی هواپیما دزدیده شد، دو جوان انگلیسی تلاش کردند با هواپیماربا عکس سلفی بگیرند. این عکس به سرعت در فضای مجازی منتشر شد. خب این پدیده نشان می‌دهد این مسأله فقط مختص جوامع در حال توسعه نیست و در خیلی از کشورهای دیگر عالمان ارتباطات درباره‌ی این موضوع بحث می‌کنند.

او اظهار کرد: مقوله سوم نقد مسئولان و تصمیم گیران بود. در این بحث‌ها حرف‌های جدی خیلی کم دیدم. فقط یک یا دو نفر از شورای شهر را مدام سرزنش می‌کردند. اگر اینها نبودند واقعا شبکه‌های اجتماعی کم رونق می‌شدند. من فکر می‌کنم سایر مسئولان باید قدردان این دو نفر باشند. اگر شبکه‌های اجتماعی را جست‌وجو کنیم، می‌بینیم آنجا یک حیات خلوتی ایجاد شده بود که شهروندان مدام ایشان را سرزنش می‌کردند و آدم‌های دیگر پنهان شده بودند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان گفت: مقوله بعدی مقایسه امکانات در ایران و غرب بود. انعکاس رفتار مثبت هم نکته‌ی دیگری در این بحث بود مثل عکس‌هایی از اتوبان که مردم تلاش کردند آنها را به سرعت باز کنند یا خدمت رسانی که مردم به امدادگران می‌کردند. مقوله ششم، پچ پچ کردن بود. برای ما علوم اجتماعی‌ها حادثه، خود یک بحث است و تفاسیر به جامانده از حادثه بحث دیگری است. در بحث پلاسکو پچ پچ هایی در شبکه‌های اجتماعی به کرات دیده شد و به هر گروهی که در فضای مجازی سر می‌زدم، حرف و حدیث‌هایی بود و مدیریت افکار عمومی نمی‌تواند اینها را نبیند. متأسفانه ما در خبررسانی درباره‌ی تفسیر این حادثه شاهد سکوت هستیم.

علیخواه بیان کرد: در فضای رسانه‌ای درباره آثار اجتماعی پس از حادثه تحقیقات زیادی انجام داده‌ام. من به عنوان یک محقق علوم اجتماعی پی بردم حادثه وقتی رخ می‌دهد هر رسانه می‌تواند نقش‌های زیادی از جمله از لحاظ روان‌شناسانه در جامعه داشته باشد چون شیوه‌ی انعکاس خبر در روان آدم و بر رفتار آدم بسیار تأثیر می‌گذارد. تعابیر موجود در اینجا این است که مردم تا چه اندازه از حوادث می‌ترسند. وقتی پدیده‌ای را بررسی می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم این نوع از مخاطبان در حوزه‌ی رسانه پرمصرف هستند یا کم مصرف و این که چه قدر بیننده اخبار حوادث هستند.

او گفت: همچنین طی تحقیقات خودم متوجه شدم خبرنگارانی که در محل حادثه خبررسانی می‌کنند و در آنجا حضور پیدا می‌کنند، گرایش بیشتری به افسردگی دارند. خواندن بیش از حد حوادث بد و در معرض اخبار بد قرار گرفتن می‌تواند چند نتیجه نگران‌کننده داشته باشد؛ از جمله دلزدگی از جهان. آنچه زیمن می‌گوید، وقتی افراد در معرض محرک‌های کلان شهری قرار می‌گیرند، گویا حساسیت خود را از دست می‌دهند. به نظرم در فضای مجازی این ابراز نگرانی وجود دارد که افراد دچار حساسیت زدایی می‌شوند و همه چیز به نوعی برایشان عادی می‌شود.

علیخواه با اشاره به بعضی از مهمترین حوادث امسال مثل اتوبوس سربازان، فوت عباس کیارستمی و آیت الله هاشمی، حادثه پلاسکو، سیستان و بلوچستان و کولبران گفت: طوفان‌های زیادی در فضای مجازی ایجاد شد و از این لحاظ من واقعا نگران جامعه هستم چون همه‌ی اینها بر هویت جامعه تأثیرگذار خواهد بود. آنچه در شبکه‌های اجتماعی بازنمایی شد، یکی خودترمیمی و دیگری خودتخریبگری بود. گاهی اوقات انعکاس حوادث در جامعه کمک می‌کند، افراد و جامعه خود را سرپا نگه دارند و به راهکارهای خوبی برسند؛ در شبکه‌های اجتماعی ما این اتفاق کمتر افتاد و به نظرم بیشتر طیفی ایجاد شد که یک سر آن تنفر و سر دیگر آن تمسخر بود. گویا جامعه دیالوگ منطقی خود را از دست داده است.

این عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان اظهار کرد: نکته نگران‌کننده‌ی دیگر، همان پیام‌های مقایسه ایران با غرب بود. موجی از یأس و ناامیدی در میان کاربران شاهد هستیم که هیچ امیدی به بهتر شدن جامعه ندارند و طبق تفسیر داخلی خودم به نظرم یک جور هراس از زندگی در ایران ایجاد شده است و اینکه آن طرف آب یک جامعه توانگر وجود دارد. اما مدیریت کلان باید به فکر حال آدم‌هایی باشد که آنجا را ندیدند و فقط شاهد پیام‌ها و تصاویر بودند. اینکه این مردم روان‌شان صدمه دیده، باید برای اینها چه کرد. در بحث شهری هم اگر افسردگی به وجود می‌آید، باید ببینیم چقدر در فضای شهری جشنواره و جشن‌هایی برای شاد کردن مردم برگزار می‌شود؟ به همین خاطر باید یک پنل کلان وجود داشته باشد تا این روان صدمه دیده، مثبت‌تر و متعادل‌تر شود. برخی از مسئولان درباره‌ی کنسرت‌ها حساسیت زیادی دارند اما من فکر می‌کنم این هم می‌تواند جزئی از برنامه‌هایی باشد که باعث دلخوشی برای شهروندان باشد. به عنوان یک نقطه مثبت باید به آن برای ایران نگاه کرد که می‌تواند هراس از ایران را تعدیل کند.

علیخواه در ادامه خاطرنشان کرد: در این حادثه مسئولان کمک کردند در فضای مجازی خود تخریب‌گری اتفاق بیفتد و ما در این حادثه مسئولیت پذیری را ندیدیم. همه گفتند ما قبلا اخطارها را داده‌ایم و کسی مسئولیت این حادثه را بر عهده نگرفت. نکته مهم دیگر، سواد رسانه‌ای کاربران است. هر چند ما کتاب سواد رسانه‌ای را برای دانش آموزان پایه دهم داریم اما بسیاری از این کاربران دیگر در این مقطع نیستند و به نظرم لزوم چنین سواد و مهارتی برایشان ضروری به نظر می‌رسد و باید بدانند با همین موبایل در دست‌شان چه اثراتی بر روی مخاطب می‌گذارند لذا باید همه‌ی اینها را مدیریت کنیم.

او ادامه داد: بعد از حادثه تحقیقات ضعیف و بی‌رونقی انجام گرفت، در حالی که می‌توان به این موضوع پرداخت و کاوش کرد منبع کسب خبر در این حادثه برای مردم چه بوده است؟ امیدوارم مسئولان برنامه‌هایی را برای شادی هر چه بیشتر مردم داشته باشند؟ هر چند در بین جوانان گویا یک تقدیرگرایی کور شکل گرفته که دیگر نمی‌توان کاری کرد و باید کاری کنیم تا امید اجتماعی در کشور به جریان بیفتد.

نشست اینترنت و جامعه با موضوع پیامدهای روانی و اجتماعی پوشش اخبار بحران در فضای مجازی با نگاهی به حادثه پلاسکو سه شنبه بعدازظهر در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران به همت انجمن ایرانی ارتباطات و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

انتهای پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here