زمان انتشار : ۱۷ فروردین ,۱۳۹۶ | ساعت : ۰۹:۵۵ | کد خبر : 453859 |

شبکه های اجتماعی پیام‌رسان، فرصت یا تهدید

شفقنا رسانه- روزنامه شهروند نوشت:

اسماعیل آزادی: زمانی که کسی از ابنای بشر نخستین «چوب خط» را بر دیواره غاری حک کرد، هزاران ‌سال می‌گذرد. بی‌شک او نمی‌دانست که با این نگارش ساده، پدیده‌ای به نام رسانه را کلید زده است. این ناشناس باستانی را می‌توان خالق و پدر جد رسانه‌های امروز دانست.
از زمانی که انسان‌ها برای انتقال پیام، خط را ساختند نیز روزگار زیادی سپری شده است. ثبت و انتشار خط و نوشتار که با اختراع چاپ صورت گرفت، دنیا را دگرگون کرد تا روزگار ما که با آمدن اینترنت و شبکه‌های مجازی، جهانی دیگر خلق شد که قلم و رسانه را از انحصار نویسندگان و کاتبان و صاحبان قدرت و ثروت به درآورد و دقیقا در همین‌جاست که انفجار اطلاعات، انسان امروزی را در معرض جهش و بیگ‌بنگی بزرگ به سوی آینده قرار داده است.
شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های اندرویدی چه جایگاهی در عرصه رسانه‌ها دارند و این شبکه‌ها چه نقش‌هایی را در عرصه‌های اجتماعی زمانه ما ایفا می‌کنند؟ مسئولان برای ورود به آینده، با این ابزار بی‌همتا چگونه برخورد می‌کنند؟
این فضای گفت‌وگوی ما با دکتر حسن نمکدوست، استاد دانشگاه و کارشناس برجسته رسانه است. کسی که نزدیک به ۴٠‌سال فعالیت رسانه‌ای و تدریس رسانه را در کارنامه خود دارد. این گفت‌وگو از نظرتان می‌گذرد.

آقای دکتر نمکدوست برای ورود به بحث بفرمایید جایگاه شبکه‌های مجازی در نظام اجتماعی کلان امروز ما کجاست؟
البته این مفهوم مجازی را که شما اشاره کردید نه‌تنها من بلکه بسیاری از کسانی که در جهان روی این موضوعات کار می‌کنند، با مقداری تسامح به کار می‌برند و اکنون کسی دیگر به آن معنای  ٢٠-١۵‌سال پیش قائل به معنای مجازی نیست. این فرآیند مظهری از تحولات جدید ارتباطی رسانه‌ای در دنیای امروز است. در واقع به این اعتبار می‌توان گفت این پدیده ارتباطی هم یک اتفاق قدیم است و هم یک اتفاق جدید.
اتفاق قدیم به چه معنا؟
به این معنا که رسانه‌ها سوای این‌که خودشان همیشه یک نهاد مهم اجتماعی بودند و نقش لولا را بین بخش‌های مختلف نظام اجتماعی بازی می‌کردند. در حقیقت جامعه در سطوح کلان هم بخشی از مناسبات بین خود را از طریق رسانه‌ها انجام می‌داد که اکنون هم این را می‌بینیم. مثلا گفته می‌شود که چرا رئیس قوه مجریه با رئیس قوه قضائیه از طریق رسانه‌ها صحبت می‌کند. این حرف که چرا می‌روید از طریق رسانه صحبت می‌کنید، حرف دقیقی نیست، چون همواره این‌طور بوده است. وقتی در سطوح کلان اجتماعی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که بخش قابل‌توجهی از مناسبات بین نهادهای اجتماعی از طریق رسانه‌ها سامان می‌یافته است، چه درون کشورها، چه میان کشورها. میان کشورها هم می‌بینید رسانه‌های کشورها خیلی وقت‌ها گفت‌وگو می‌کردند.
زمان باستان هم با نامه که رسانه به شمار می‌رود این اتفاق می‌افتاد…
بله! از یک جهت دیگری هم مهم بود که اگر نهادهای قدرت می‌خواستند با جامعه صحبت کنند و بالعکس جامعه هم می‌خواست با نهادهای قدرت صحبت کند، باز هم بخش قابل‌ملاحظه‌ای از آن ازطریق رسانه‌ها صورت می‌گرفت، به همین خاطر مثلا شعار روزنامه ایران این بود که روزنامه دولت، صدای ملت. در حقیقت روزنامه دولت بازتاب همین رابطه دوطرفه بود. اگر جامعه می‌خواهد با خودش هم صحبت کند، باز رسانه‌ها به‌عنوان یک لولا، یک امکان، یک تصویرگر و یک نهاد عمل می‌کنند. به این اعتبار اگر نگاه کنیم، رسانه‌ها همواره یک امکان ارتباطی بین بخش‌های مختلف جامعه در سطوح متفاوت بوده‌اند.
خب جدید بودنش به چه معناست؟
جدید است به خاطر این‌که طبعا شبکه‌های اطلاع‌رسانی اینترنتی در سال‌های اخیر پدیدار شدند. این اتفاق یک پیشینه تاریخی و همیشگی داشته است، شما در تمام طول تاریخ می‌بینید که رسانه‌ها نقش میانجی ارتباطی را برای همه نهادها در همه سطوح اجتماعی ایفا کرده‌اند، شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و پیام‌رسان‌های موبایل مثل تلگرام اتفاق جدید هستند. طبعا اینها به این نقش، قدرت و وسعت بیشتری بخشیده‌اند و این ارتباط را عمیق‌تر و آسان‌تر کرده‌اند. قبل‌تر مثلا رئیس‌جمهوری می‌خواست صحبت کند، فقط در یک مصاحبه مطبوعاتی یا تلویزیونی شرکت می‌کرد و باید صبر می‌کرد که این پخت‌وپز رسانه‌ای صورت بگیرد و ماحصل در اختیار مردم قرار بگیرد. اما الان ایشان توئیتر دارد. وزیر امور خارجه ما توئیتر دارد. مستقیما آن چیزی را که می‌خواهد در لحظه توئیت و با جمع وسیعی از مردم ارتباط برقرار می‌کند.
عرصه اینترنت در ایران را باید به دو دوره تقسیم کنیم، زمانی که سایت و وبلاگ و حتی فیس‌بوک در ایران خیلی موضوعیت داشت و یک طبقه، قشر و عده خاصی از طریق این رسانه‌ها حرف‌شان را می‌زدند. اما با آمدن شبکه‌های اندرویدی اتفاق دیگری رخ داد که همه بدنه اجتماعی درگیر اخبار و بحث رسانه شدند.
کاملا درست است اما طبیعی است وقتی یک نوآوری وارد یک جامعه می‌شود، فرمول طبیعی این است که ابتدا تعدادی از افراد جامعه سراغ آن می‌روند. فی‌البداهه همه جامعه درگیر آن نمی‌شود. آنها پیشتاز و پیش‌قراولان هر نوآوری هستند و پدیده جدید را در لایه‌های دیگر جامعه نشر می‌دهند. این‌جا هم همین اتفاق افتاده است. اکنون این‌که شما در گوشی موبایل‌تان یک اپلیکیشن نصب می‌کنید، کافی است وصل شوید تا ببینید چه کسانی برای شما پیغام فرستاده‌اند، خیلی آسان‌تر است تا این‌که کامپیوتر را روشن کنید،browser  را باز کنید وارد فیس‌بوک شوید، پسورد وارد کنید، قاعده‌های فیس‌بوک را باید بلد باشید. این ساده‌تربودن است. یک اتفاق دیگری هم رخ داد که آن هم طبیعی بود ولی ما کمتر به آن فکر کردیم.
چه اتفاقی؟
این که جریان طبیعی زندگی، مردم را هل داد که با این فناوری آشنا شوند. به‌هرحال مردم بخش قابل‌ملاحظه‌ای از کارهایی که با نظام بانکی دارند، با نظام دستمزد، دریافت و پرداخت حقوق، ثبت‌نام، دریافت گواهینامه و کارت کنکور همه را مجبور هستند از طریق این امکانات انجام دهند. این فرآیند هم کمک کرد که این اتفاق بیفتد.
…..تا این‌که نوبت به تلگرام رسید!
البته تلگرام چه گروه‌ها و سوپرگروه‌ها و کانال‌های تلگرامی هیچ‌یک شبکه نیستند. پیام‌رسان‌های گروهی هستند. اتفاقی که در توئیتر و فیس‌بوک می‌افتد این است که شبکه‌ای در آن‌جا سامان پیدا می‌کند، اما وقتی از تلگرام صحبت می‌کنید، کماکان در ادبیات گروه هستید، حتی اگر اسمش را بگذارید سوپرگروه، رسانه‌ها همواره نقش منجی بین بخش‌های مختلف اجتماعی در همه سطوح را داشته‌اند. اتفاقی که با تلگرام افتاده این است که این نقش خیلی در دسترس، وسیع‌تر، سریع‌تر، عمیق‌تر و ارزان‌تر شده است. این تحول خیلی بزرگی است که آدم‌ها را در موقعیت‌های جدیدی نشانده است. این تغییر یک تغییر ساده نیست. همراه با خودش خیلی اتفاقات را می‌آورد.
این رسانه‌ها تاثیرات زیادی را هم بر نظام اجتماعی می‌گذارد.
بزرگترین تاثیری که می‌گذارد این است که من به‌عنوان کسی که در معرض پیام بودم تبدیل می‌شوم به انسانی که می‌توانم پیام تولید کنم. این تحولی به اهمیت صفر و یک جهان دیجیتال است. البته باز در تاریخ نگاه کنید، هیچ‌وقت نبوده است که مطلق شنونده باشیم، مخاطبان همواره حضور داشتند. به همین خاطر است که قبل از اینترنت بحث مخاطب و شناخت مخاطب همیشه مطرح بوده است. تاثیر مخاطب بر من رسانه این است که من را نمی‌خرد.
یعنی الان مخاطب، خودش شده است گوینده!
دقیقا! تفاوتی که ایجاد شده این است که مخاطب از نقش عمدتا پسیو و کسی که عمدتا شنونده بوده تبدیل شده به کسی که اگر اراده و میل داشته باشد می‌تواند خود تولیدکننده و فرستنده باشد. این یک تحول بسیار شگرف است. البته ما همیشه این اتفاق را داشته‌ایم اما سطحی که الان داریم با سطحی که در گذشته داشته‌ایم، خیلی متفاوت است. من اگر محرمانه‌ترین اطلاعاتی را که در جهان وجود دارد به شما بدهم، شما برای این‌که جهان را از این اطلاعات آگاه کنید، فقط احتیاج به اراده دارید. کافی است به گوشی همراه‌تان دسترسی پیدا کنید، می‌توانید جهان را از آن باخبر کنید. دیگر بین مخاطب و تولیدکننده و فرستنده مرزی وجود ندارد.
نظام‌های سیاسی در جهان سوم معمولا خیلی با برقراری این ارتباط دوسویه موافقتی ندارند، در ایران هم فکرها و تلاش‌هایی شد که حتی جلوی اینترنت گرفته شود.
بگذارید به گذشته برگردم. تاریخ رسانه را نگاه کنید. عجیب است وقتی یک رسانه جدید می‌آید همیشه حکومت‌ها اول از همه نسبت به آن موضع می‌گیرند که مردم را از آن محروم کنند. فکر می‌کنید وقتی صنعت چاپ آمد چه اتفاقی افتاد؟ نخستین فهرست کتاب‌های ممنوعه‌ای که کلیسا منتشر کرد، جزو نخستین کاتالوگ‌های تاریخ بشری است.
چرا؟
چون به‌محض این‌که چاپ آمد، ملت خودشان شروع کردند به انتشار کتاب‌، کلیسا آمد تا مانع بگذارد که هر کتابی منتشر نشود. راه دور نرویم. همین رادیو وقتی آمد شما باید با مجوز شهربانی آن را می‌خریدید. برای داشتن فاکس باید از مخابرات اجازه می‌گرفتید. اما اکنون از خاطرمان رفته است.
حتی مدیران در ابتدا فاکس را در دفتر خودشان می‌گذاشتند!
بله، باید مجوز می‌گرفتند. به قول امرالله فرهادی، باید حتما مارک ریکو می‌خریدید، نمی‌توانستید شارپ بخرید، حتی مدل را هم حکومت تعیین می‌کرد. این رویکردی است که همواره حکومت‌ها دارند. در حقیقت حکومت فکر می‌کند اگر مجرای اطلاعات و ارتباطات را در دست داشته باشد، بخش قابل‌ملاحظه‌ای از قدرت نرم را در اختیار دارد و به همین خاطر خواهان آن است که آن را در چنته خود نگه دارد، البته این رفتار طبیعی است. اما نکته بامزه این است که خود حکومت‌ها دوست دارند از این فناوری‌ها استفاده کنند.
درعین‌حال می‌خواهند مردم را محروم کنند!
بله! اما چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ اتفاقی رخ می‌دهد که در تاریخ رسانه‌ها به آن می‌گویند دوراهی حکومت‌ها. حکومت از یک طرف دوست دارد از تلویزیون استفاده کند، از طرف دیگر می‌خواهد مردم را محروم نگه دارد.
اتفاقی که می‌افتد چیست؟
مردم می‌فهمند چیزی به اسم تلویزیون وجود دارد. یک چیزی به نام چاپ وجود دارد، چیزی به اسم ماهواره وجود دارد که می‌شود از آنها استفاده کرد. چیزی به اسم اینترنت وجود دارد که می‌شود از آن استفاده کرد. حکومت ما دوست دارد از اینترنت استفاده کند، چون شما اگر از اینترنت استفاده کنید، مراجعه‌تان به بانک‌ها و ادارات کم می‌شود، در وقت و سوخت صرفه‌جویی می‌شود. هزار تا ادله برای خودش می‌آورد. درعین‌حال می‌تواند در اینترنت تبلیغات هم بکند و… همین کارهایی که می‌کند به ملت نشان می‌دهد که استفاده از اینترنت چیز خوبی است، بنابراین یک دوراهی‌ای داریم…..
… که بحث ممنوعیت‌ها آغاز می‌شود.
بله! اما نتیجه عکس دارد. ببینید. حکومت می‌گوید این کتاب‌ها و این سایت‌ها، این ماهواره‌ها و… ممنوعه هستند. خب آیا بهتر از این می‌شود برای اینها تبلیغ کرد؟ وقتی می‌گویید ممنوعه است معلوم است ملت می‌روند نگاه می‌کنند، درواقع شما خودبه‌خود به نوعی تشویق می‌کنید.
مثل فیلم‌هایی که در قبل از انقلاب می‌گفتند زیر ١٨‌سال نبینند.
بله، اما همه نگاه می‌کردند. این نکته مهمی است چیزی را که به روی ملت می‌بندید، ملت دوست دارند باز کنند. این هیچ ربطی هم به حکومت ما ندارد، در همه‌جای دنیا این‌طور است. به‌محض این‌که حکومت می‌گوید ممنوع، ملت تحریک می‌شوند ببینند آنچه ممنوع است از چه قرار است. حکومت می‌گوید شبکه‌های اجتماعی و فیس‌بوک ممنوع، می‌بینید ملت میلیونی می‌روند سراغ آنها. کما این‌که حکومت می‌گوید ماهواره نبینید، شما پشت‌بامی نمی‌بینید که ماهواره نداشته باشد.
حتی عشایر هم در کنار چادرشان ماهواره دارند.
بله. این طبیعت انسان است که بخواهد بداند دوروبرش چه خبر است. کتاب عناصر روزنامه‌نگاری که دفتر مطالعات رسانه‌ها ترجمه کردند، در صفحه نخست نوشته است؛ انسان‌شناس‌هایی که رفتند دورافتاده‌ترین قبایل را مطالعه کردند، دیدند نزد آن دورافتاده‌ترین و منزوی‌ترین قبایل خبر همان معنی را دارد که الان برای ما در تهران و در نیویورک دارد و جالب است آن‌جا هم کسانی مسئولیت خبررسانی را دارند که خصوصیاتی شبیه خبرنگاران دارند. سریع می‌دوند، خوش‌صدا و خوش‌صحبت هستند، حافظه خوبی دارند. این تکاپوی درونی انسان‌ها برای این‌که بدانند چه خبر، بر همه موانع غلبه می‌کند، چون ذات انسان دنبال این است که چه خبر است.
شما به نوعی به ریشه‌های محبوبیت رسانه‌های تلگرامی اشاره کردید، این رسانه‌ها چه تاثیراتی بر نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر جامعه دارند؟
با وجود همه تلاطم‌ها و چالش‌ها و همه موانعی که بر سر راه رسانه‌ها ایجاد می‌شود، اساسا نقش تاریخی ارتباطات و رسانه‌ها گشایش است. این‌که شما بپذیرید در عرصه سیاست تنها قدرت نیستید. بپذیرید که قدرت فقط عبارت از شکل‌های کلاسیک تعریف‌شده نیست. در اقتصاد نیز باید بپذیرید که نمی‌توانید با انحصار بفروشید و با انحصار تحمیل کنید. متوجه می‌شوید که تنها صدا  و تنها قدرت نه هستید، نه می‌توانید باشید و نه باید باشید. اینها اتفاقاتی است که رسانه‌ها در ٧٠٠-۶٠٠‌سال گذشته به روشنی نشان داده‌اند. از روزگار چاپ تا امروز در شبکه‌های اینترنتی می‌بینیم که قدرت متعال در جامعه وجود ندارد. ممکن است در کوتاه‌مدت به ضرب‌وزور قدرتی را متعال کرد اما در بلندمدت هیچ فایده‌ای ندارد.
شاهد بودیم که بدنه اجتماعی از طریق همین شبکه‌های اجتماعی توانستند یک سروگردن از نظام سیاسی بالاتر قرار بگیرند و به نوعی بر دولت و ساختار حکومت تاثیر بگذارند.
من خیلی با ادبیات یک سطح بالاتر، یک سطح پایین‌تر موافق نیستم، چون ما هنوز در مرحله شدنیم، هنوز به قطعیت‌ها نرسیده‌ایم.
ببینید، یک جوان ١٩-١٨ ساله در عرصه‌های مجازی چنان ابتکار عملی در اختیار دارد که سطوح حکومتی که از سن‌و‌سال بالایی برخوردارند، از این توانایی بی‌خبرند. خب این توانایی، دست بالا را به آنان می‌دهد.
در این زمینه درست می‌گویید. آنها هم چیزهای زیادی را می‌دانند که او نمی‌داند. متقابل است. الزاما معنایش این نیست که کسی که این را می‌داند ارجح است.
نه! می‌خواهم بگویم مسیر این است و جامعه ما و جهان، همه به این سمت می‌روند و لازم است که سطوح حکومتی با فناوری‌های جدید ارتباطی و اطلاعاتی مأنوس‌تر شوند و سهل‌تر بگیرند.
این سخن شما کاملا درست است. چرا راه دور برویم؟ اساسا تحولات فناوری از ١۵-١٠‌سال پیش که وبلاگ به وجود آمد، روزنامه‌نگاری شهروندی بود، شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های اینترنتی بودند، همه اینها نه‌تنها روی بخش‌های مختلف جامعه بلکه روی خود ما روزنامه‌نگاران تاثیر مثبت گذاشتند. فشار مثبتی به ما وارد کردند که عمیق‌تر، دقیق‌تر و سریع‌تر در مورد مسائل صحبت کنیم. ما دیگر نمی‌توانیم برخی چیزهایی را که قبلا می‌دانستیم، ضعف‌مان بود اما به روی خودمان نمی‌آوردیم، الان هم نگوییم. به‌محض این‌که این موضوع را نمی‌گوییم در شهر پرمی‌شود، بعد از ما می‌پرسند تو که روزنامه‌نگاری چرا نگفتی؟ مردم می‌توانند از پلاسکو عکس بگیرند، تو که روزنامه‌نگاری چه‌کاره‌ای پس؟ مردم می‌توانند از طبقات پلاسکو فیلم بگیرند، تو که روزنامه‌نگاری چه؟ مردم می‌توانند از تظاهرات در شهرهای دیگر عکس بگیرند، چطور شما که روزنامه‌نگاری نمی‌توانی؟ این یک فشار مثبت بر مااست.
درواقع بدنه اجتماعی وارد کار رسانه شده‌اند، شهروندان خبرنگار……
بله! البته شهروندان در قالب مردم وارد عرصه شده‌اند. طبعا وقتی این فرآیند روی کار ما تاثیر مثبت دارد، روی حکومت هم فشار مثبت می‌آورد که بگو، چرا پنهان می‌کنی، چرا نمی‌گویی؟ دیگر پنهان‌کاری فایده‌ای ندارد. اگر نگویی، بد می‌شود…
خب! در شرایط کنونی و با وجود شبکه‌های مجازی  اگر به جامعه اطلاعات لازم داده نشود، چه اتفاقی می‌افتد؟
تا دل‌تان بخواهد شایعه درست می‌شود که برای یک حکومت خطرناک‌تر است. درواقع جامعه می‌گوید یا بگو یا خودم درمی‌آورم. خودم هم نتوانستم دربیاورم تخیلاتم را به میدان می‌آورم و حال تو بیا با تخیلات من بجنگ. ببینید! یک نفر درست یا غلط و به‌زعم من غلط، مدعی شده است که در ساختمان پلاسکو بمب گذاشته‌اند. کدام عقلی این را باور می‌کند. اما رئیس قوه هم می‌گوید اگر کسانی شایعه منتشر کنند، فلان و فلان می‌کنیم. اگر به مردم اطلاعات دقیق برسد، شایعه ساخته نمی‌شود. این یک کفه ترازو است. اگر اطلاعات ندهید، میزان شایعات  بالا می‌رود. اطلاعات بدهید شایعه پایین می‌آید. نمی‌شود اطلاعات ندهیم، شایعه هم پدید نیاید. البته این در بدترین حالت است. در حالت‌های آرمانی و ایده‌آل این است که شما اطلاعات ندهید، ملت اطلاعات را پیدا می‌کنند. در این حد باشد خوب است، اما اگر اطلاعات وجود نداشته باشد این خطر وجود دارد که مردم شایعه بسازند. آنگاه باید جواب شایعه را بدهید که سخت‌تر است. بنابراین شرط نخست ارایه اطلاعات است. اگر کسی می‌بیند مردم شایعه می‌سازند اول از همه باید به خودش نگاه کند. ببیند که آیا کار اطلاع‌رسانی را درست انجام داده است یا نه. اگر اطلاعات نداده باشد با چه توجیهی به مردم می‌گوید این کار را نکنید. شایعه‌سازی اشتباه است، اما نمی‌شود به مردم گفت چرا این کار را می‌کنید. به این اعتبار شبکه‌های اجتماعی تلگرام و… روی حکومت‌ها حتما تاثیر دارند و تاثیرشان در جهت گشودگی است، البته روی ما روزنامه‌نگاران هم تاثیر دارند، فشار مثبت وارد می‌کنند.
نظام‌های سیاسی همیشه در مقابل رسانه‌ها گارد دارند، درحالی‌که آیین زندگی اجتماعی می‌گوید که این خبررسانی‌ها موجب همبستگی یک ملت می‌شود. آیا شبکه‌های تلگرامی می‌توانند به همبستگی اجتماعی کمک کنند؟
اولا در تایید حرف شما تاکید کنم که ایجاد همبستگی یکی از سه کارکرد کلاسیکی است که برای رسانه‌ها برمی‌شمارند، آگاهی‌دهی، و سرگرم‌کردن هم دوتای دیگر است. ایجاد همبستگی یکی از موضوعات کلاسیک این حوزه است. این‌که آیا شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به همبستگی اجتماعی کمک کنند، حتما می‌توانند. اصولا نقش تاریخی که برعهده ارتباطات و رسانه‌ها گذاشته‌شده، نقش ایجاد همبستگی است.
اما متاسفانه گیروگرفت نسبت به این شبکه‌ها زیاد است…
در این قصه برخی موارد پیش می‌آید که به دلیل عدم‌دسترسی اطلاعات، فضا برای پخش ضداطلاعات، شبه‌اطلاعات، شایعه و چیزهای دیگر آماده می‌شود. اگر اساس جامعه به این سمت باشد که شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های پیام‌رسان به سمت شایعه و شبه‌اطلاعات و ضداطلاعات می‌روند، قبل از گیردادن به این شبکه‌ها باید به مدیریت سیاسی جامعه گیر دهید که چه شرایطی ایجاد کرده است که مردم در زندگی طبیعی خودشان شایعه را بر خبرهایی که حکومت می‌دهد، ترجیح می‌دهند. شبکه‌های اجتماعی امتداد طبیعی زندگی خودمان هستند. من هستم، شما هستید که در فیس‌بوک و توئیتر و در کانال‌های تلگرامی هستیم.
شاید همبستگی اجتماعی از نظرشان مطلوب نیست
آن دیگر می‌شود موضوع دیگری. عرض من این است که کار رسانه این است که همبستگی ایجاد کند. اگر در جامعه مفروضی به صورت ارگانیک و سازمان‌یافته ایجاد همبستگی نمی‌کند، شما نباید به رسانه ایرادی بگیرید. ایراد را باید در مدیریت خودتان بگردید و بیابید.
یک مثالی بزنم؛ براساس یک قرار در یک شبکه مجازی برخی بچه‌ها و جوان‌ها جمع شدند و به همدیگر آب پاشیدند و آن قصه درست شد. این قضیه را چگونه باید تعریف یا توجیه کرد؟
این‌که خیلی طبیعی است. خودتان می‌گویید جوان. جوان یعنی کسی که دنبال این‌جور کارهاست. اگر جوانی دنبال چنین اجتماعاتی نباشد، دنبال این‌که ساعات خودش را با هیجان و خوشی بگذراند، نباشد باید ببریدش پیش دکتر، این دیگر جوان نمی‌شود. این طبیعت جوان است و حالا رسانه مناسب با این کار هم به دستش رسیده است. به شیوه خیلی مدنی هم این کار را کرده است. اسلحه برنداشته‌اند که همدیگر را بکشند. جوان‌ها  یک روز گفته‌اند جمع شویم به روی همدیگر آب بپاشیم. یک روز هم نسل دهه هفتادی‌ها گفته‌اند در پردیس کوروش جمع شویم. این سرشت طبیعی جوان‌هاست. زندگی این‌گونه برای جوان‌ها معنا پیدا می‌کند. آنها دنبال همسالان خودشان و خاطرات بامزه مشترک می‌گردند. دنبال این‌که دوست پیدا کنند، دنبال این‌که جهان را تغییر دهند، اعتراض کنند و این‌که خودشان باشند. اینها در طبیعت جوان‌هاست و چیز عجیبی نیست. من رفتم دانشگاه فرانکفورت. خیلی جالب بود، می‌خواستند دانشگاه را از محل سابق به یک محل جدید منتقل کنند. من رفتم محل جدید را دیدم. جای بسیار بزرگی بود. بسیار سبز و خرم. فقط یک نکته بود، می‌گفتند این ساختمان جدید در دوران جنگ جهانی دوم محل استقرار حکومت رایش بوده است، بعد هم متفقان این ساختمان را گرفته‌اند. حالا می‌خواستند دانشگاه فرانکفورت را به آن‌جا منتقل کنند. دانشجویان و استادان معترض بودند. می‌گفتند معماری و تاریخی که بر آن ساختمان حاکم بوده، رویکرد توتالیتر داشته و ما نمی‌خواهیم از این دانشگاه که سابقه انقلابی داشته، کوچ کنیم و در چنین موقعیتی مستقر شویم. اعتصاب کرده بودند. روز دانشگاه نمی‌آمدند اما شب ساعت ١٠-٩ می‌آمدند تا ۵-۴ صبح می‌زدند و می‌رقصیدند. اعتراض‌شان این شکلی بود؛ روز نیا دانشگاه، شب بزن و برقص. طبیعت جوان این است.
متأسفانه یک نگاه امنیتی نسبت به رسانه‌های تلگرامی وجود دارد و شاهد این هستیم که شبکه‌های جایگزینی هم برای اینها طراحی شده اما اصلا مورد استقبال جامعه قرار نگرفته است. چرا؟
طبیعی است. ما همیشه در چیزی که خودمان خلق می‌کنیم خودمان را بهتر می‌دانیم. در چیزی که مشارکت می‌کنیم، احساس تعلق بیشتری می‌کنیم. احساس امنیت بیشتری به ما دست می‌دهد.
در مورد جایگزینی شبکه‌های داخلی این‌طور نشد؟
این شبکه داخلی برای شما تجویز می‌شود اما آن دیگری را مختارید که بروید یا نه. طبیعت ما آدم‌ها این است که چیزی که برای ما می‌پسندند را نمی‌پسندیم. شما می‌روید بیمارستان مگر غذایی که در بیمارستان برای شما تجویز می‌کنند، می‌پسندید؟ تجویز در مسائل اجتماعی به‌ویژه در ساحت ارتباطات رسانه‌ای که عمیق‌ترین، زیباترین و ظریف‌ترین نوع مناسبات اجتماعی و ارتباطات انسانی است، مناسبات شغلی و کاری شما هیچ‌گاه جای مناسبات ارتباطی شما را نمی‌گیرد، در این مناسبات شما دوست دارید تاحدامکان متکی به آن چیزی باشید که خودتان چارچوبش را تعیین کرده‌اید.
نگاه امنیتی به این شبکه‌ها چه دستاوردی می‌تواند داشته باشد؟
هیچ! فقط مدتی شما را با این دردسر مواجه می‌کند که کندی خط دارید، نویز دارید، احتمالا باید نگران باشید که مانیتور می‌شوید، احتمالا نگران این خواهید بود که مچ‌تان را سر بزنگاه خواهند گرفت، اما بعد از مدتی تمام می‌شود.
مدتی در مورد تلگرام این صحبت بود که سرورها را بیاورند داخل کشور، اما جامعه نسبت به این هم واکنش خوبی نشان نداد.
قطعا همین‌طور است. اما می‌خواهم بگویم حتی اگر بیاورند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ما در این مملکت قانونی داریم که داشتن ماهواره را جرم تلقی می‌کند، کدام یک از ما نداریم. یکی از مشکلات همین است. وقتی شما قانونی را وضع می‌کنید که بخش بزرگی از مردم آن را نقض می‌کنند، خودتان اساسا علیه قانون رفتار می‌کنید. مردم نباید به قانون‌شکنی عادت کنند، بنابراین از گذاشتن قانون‌هایی که می‌دانیم مردم نقض‌شان می‌کنند باید پرهیز کنیم. این‌که سرور را بیاوریم داخل ایران، بنابراین  می‌توانیم مردم را کنترل کنیم، اما در عمل آوردن سرور هم کمکی به حل مسأله نمی‌کند، تنها حاصلی که دارد این است که برای مردم بی‌تفاوت می‌شود.
فیلترینگ چطور؟
آن‌که دیگر بد در بدتر است.
اما هنوز گزینه فیلترینگ روی میز است.
نخستین علامتی که فیلتر به جامعه می‌دهد این است که بدان و آگاه باش که چیزی هست که من می‌خواهم تو نبینی، تو ندانی، تو نخوانی و تو نفهمی. این نخستین نشانه ترغیب‌کننده‌ترین نشانه برای دور زدن فیلترینگ است.
خودشان هم می‌دانند که فیلترینگ در همان ساعات اولیه شکست می‌خورد.
بله! یک مثال خیلی ساده؛ شما جعبه‌ای را ببرید در خانه و به بچه‌ها بگویید کسی به این بسته دست نزند. شاید به‌خاطر علاقه‌ای که به شما دارند دست نزنند اما شب تا صبح فکرشان آن بسته است که آن چیست که بابا گفته دست نزنید. شاید به‌خاطر علاقه و احترام به شما دست نزند، اما فکر و ذکرش آن است. به‌هرحال ما باید بدانیم که مردم نیاز به اطلاعات درست و بهنگام و روابط اجتماعی از نوع امروزی‌اش دارند. اگر به خواست مردم احترام بگذاریم و فضای مناسب و اطلاعات مورد نیاز را به آنها بدهیم، اعتماد بین بدنه اجتماعی و نظام مدیریتی کشور افزایش می‌یابد اما در غیراین صورت علاوه بر از بین رفتن این اعتماد روزگار اوج شبه خبر و شایعه و فیترشکن‌ها فرا خواهد رسید که بیشترین ضرر متوجه نظام مدیریتی کشور خواهد شد.

انتهای پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here