زمان انتشار : ۲۳ فروردین ,۱۳۹۶ | ساعت : ۰۶:۱۱ | کد خبر : 453816 |

مسئولان برای کاهش شایعات انتخاباتی به رسانه‌ها کمک کنند؛ در نشست شفقنا رسانه مطرح شد

شفقنا رسانه شاید وقتی رسانه‌ها مثل امروز، تا این حد متکثر، شخصی و در دسترس افراد نبودند، صحبت کردن از تأثیر رسانه‌های مکتوب و نقش آنها در اطلاع‌رسانی انتخاباتی ساده‌تر بود. جواد دلیری، سردبیر «اعتماد»؛ علی عمادی، معاون سردبیر «همشهری» و ابراهیم بهشتی، دبیر سیاسی «ایران» در میزگرد «رسانه و انتخابات» شفقنا رسانه همین  تفاوت‌های نقش رسانه‌ها را در دوره‌های مختلف بررسی کرده‌اند؛ این که میزان اعتماد مخاطبان به رسانه‌ها، خط قرمزها، احزاب و ضعف و قوت آنها تا چه حد می تواند از جمله عوامل تأثیرگذار بر تحلیل شرایط رسانه‌ای در ایام انتخابات باشد. مهمانان این نشست درباره‌ی ثبت‌نام روزنامه‌نگاران و کسانی که فعالیت رسانه‌ای آنها مقدم بر فعالیت سیاسی آنها است، اظهار نظر کردند و معتقد بودند «روزنامه‌نگار، فعال سیاسی نیست» اگر چه یکی از آنها نظر و تصمیم مردم را درباره‌ی این افراد مهم‌ترین ارزیابی درست یا نادرست بودن این کار می‌دانست.

+ با توجه به این که آگاهی‌رسانی درست از وعده‌ها و سابقه‌ی کاندیداها یکی از رسالت‌های رسانه در ایام انتخابات است؛ به نظر شما رسانه‌ها چگونه می‌تواند در ایام انتخابات به نحو احسن این کار را انجام دهند و دچار تبلیغ صرف نشوند؟

عمادی: من فکر می‌کنم قبل از این که درباره‌ی فضای کلی انتخابات و رسانه صحبت کنیم، مقداری دقیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم و بگوییم انتخابات به‌عنوان یک مقوله مدرن در یک جامعه (جامعه‌ای که به یک سطح از آگاهی رسیده است و می‌خواهد انتخابات برگزار کند) چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارد و ما درباره‌ی کدام جامعه صحبت می‌کنیم و انتخابات را در کدام جامعه بررسی می‌کنیم؟ گاهی در جامعه‌ای رأی‌ها قابل‌واگذاری است و صاحبان زر و زور رأی‌ها را به‌گونه‌ای تصاحب می‌کنند یا جامعه به سطحی از آگاهی رسیده است که رأی‌ها قابل‌واگذاری نیست و رأی‌ها، رأی مردم است. قاعدتاً رویکرد رسانه‌ها در هرکدام از این جوامع متفاوت است.

درباره‌ی رسانه‌ها بین انواع رسانه تفاوت بسیار زیادی داریم. در حقیقت مخاطب، رسانه، محتوا، فضا و فرهنگی که در آن درباره انتخابات صحبت می‌کنیم، خاص است. همه این موارد شرایط را به این حالت می‌رساند که به ماجرا جزئی‌تر نگاه کنیم و بگوییم اگر ما رسانه‌ای مثل رسانه ملی داریم چه وضعیتی دارد و چه جایگاهی باید داشته باشد. همین‌طور مطبوعات یا رسانه‌های سنتی ما باید چه وضعیتی داشته باشند و دارند، خبرگزاری‌ها هم همین‌طور و از همه مهم‌تر شبکه‌های اجتماعی که در این چند سال اخیر توسعه زیادی پیداکرده‌اند. در حقیقت این تأثیر چگونه می‌تواند در فضای انتخابات مؤثر باشد؟ به نظر من هرکدام از این‌ها در کنار نوع جامعه‌ای که درباره آن صحبت می‌کنیم، بحث را دقیق‌تر می‌کند.

+شما جامعه ما را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ فکر می‌کنید چه ویژگی‌هایی دارد؟

عمادی: این نکته‌ای است که باید بررسی شود. به‌عنوان‌مثال فرض کنید در حال حاضر در سوئیس یک همه‌پرسی برگزار می‌شود و از مردم می‌پرسند آیا دوست دارند دولت به آن‌ها یارانه دهد یا خیر؟ رفراندوم برگزار می‌شود و مردم می‌گویند، نمی‌خواهیم. اما در جامعه ما می‌بینیم از سال ۸۴ تا الان به ‌عنوان شعار انتخاباتی خیلی از نامزدهای ریاست جمهوری بر روی این مسئله دست گذاشته می‌شود. ممکن است بگوییم در ایران رفراندومی برگزار نشده است و شاید همه مثل سوئیس بگویند‌ یارانه نمی‌خواهیم. بنابراین چون بررسی انجام‌نشده است من هم نمی‌توانم نظری دهم. اما وقتی‌می‌گوییم بسیاری از نامزدها بر روی آن دست می‌گذارند، از سال ۸۴ از ۵۰ هزار تومان شروع‌شده تا الان یعنی سال ۹۶ به ۲۵۰ هزار تومان می‌رسد، ظاهراً مزایده‌ای است. در حقیقت این نشان‌دهنده بازتابی از جامعه است که از زبان نامزدهای انتخابات خود را نشان می‌دهد.

کما این که فرض کنید در انتخاباتی مثل آمریکا، یا انتخابات جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا باز شکل دیگری از رسانه  را می‌بینیم. مردم به آنچه رسانه‌ها می‌گویند، پشت می‌کنند. این‌ها همه معنی دارد و باید در جایگاه خود بررسی شود. به عقیده من اگر مسئله را خردتر و ریزتر کنیم شاید بتوانیم به یک جمع‌بندی بهتری برسیم.

+درباره‌ی همین یارانه‌ها، آیا رسانه‌ها می‌توانند به مردم آگاهی بدهند که یارانه برای آن‌ها مهم باشد یا خیر؟

عمادی: زمانی بر اساس نظریه‌ی تزریقی تأثیر رسانه بر اذهان مردم را مطرح می‌کردند. واقعیت این است که در حال حاضر نقش رسانه‌ها صرفاً برجسته‌سازی است و ما نمی‌توانیم بگوییم مردم چگونه فکر کنند ولی می‌توانیم بگوییم رسانه‌ها کمک می‌کنند تا مردم به چه چیزی فکر کنند. مردم قبلاً انتخاب کرده‌اند که روزنامه اعتماد را انتخاب کنند یا کیهان و … . یعنی در حقیقت آن پایگاه‌های رهبری عقیدتی مردم قبلاً تأثیرگذاری خود را داشته‌اند. رسانه نمی‌تواند به مردم بگوید آنچه تابه‌حال فکر می‌کردید غلط است، پس الآن این کار را انجام دهید. در حقیقت آنچه ما از آن به فرهنگ‌سازی تعبیر می‌کنیم و شاید تعبیر درستی هم نباشد، در حقیقت همان بحث برجسته‌سازی است. به عبارتی چیزهایی را برجسته کنیم تا حداقل مردم در مورد آن‌ها فکر کنند.

+ولی فکر می‌کنید رسانه بتواند شاخص‌های بهتر را به مردم معرفی کند؟

عمادی: قطعاً می‌تواند این کار را بکند، ولی این به ‌صورت آموزش مستقیم نیست، که رسانه‌ها باید این کار را بکنند یا رسانه‌ها بوق‌های تبلیغاتی باشند. گذر زمان نشان داده است که رسانه‌ها هیچ‌کدام نتوانستند در این زمینه موفق باشند.

+آقای دلیری شما چه‌قدر با آقای عمادی موافق هستید؟

دلیری: من فکر می‌کنم قبل از این که به وظایف رسانه‌ها توجه کنیم حتماً باید تفاوت بین رسانه‌ها را مدنظر قرار دهیم. آقای عمادی به‌درستی اشاره کردند، در واقع مخاطب، محتوا، نوع رسانه و حتی فضایی که آن رسانه سیر می‌کند و مخاطبش حول آن می‌چرخد، با هم متفاوت هستند. به عقیده من این‌ها خیلی مهم‌تر از این است که ما بخواهیم نسخه‌ای کامل برای همه رسانه‌ها بپیچیم.

نکته بعدی این است که آیا اساساً مردم ما به رسانه‌ها اعتماد دارند یا خیر؟ و این نکته بسیار مهمی است. آیا به مطبوعات و رسانه ملی اعتماد گذشته را دارند؟ یک نظرسنجی انجام‌شده و گفته‌ در نوروز ۴۴ درصد مردم اصلاً تلویزیون ندیده بودند، ۵۶ درصد دیده بودند که از آن‌ها حدود ۴۸ درصد ناراضی بودند. آیا با این رسانه ملی ما می‌توانیم در انتخابات نقش تأثیرگذاری داشته باشیم؟ رسانه منبع اصلی مردم ما کجا است؟ همچنان فرهنگ شفاهی و فضای مجازی که نشأت‌گرفته از فرهنگ شفاهی است.

بنابراین قبل از این که ما بخواهیم درباره‌ی وظایف رسانه‌های رسمی بگوییم، باید به این معضلاتشان توجه کنیم و به‌این‌علت می‌خواهم بگویم شاید رسانه‌ها در انتخابات تأثیر آن‌چنانی نداشته باشند، به این معنا که بتوانند جهت‌گیری درستی داشته باشند. شاید در شور انتخاباتی و تلاش برای حفظ امنیت ملی کشور، اعتدال، مدارا و مباحث کلان کشورمان نقش داشته باشند ولی در جهت‌گیری به نظر من مردم از جاهای دیگری تغذیه می‌شوند. اینها می‌تواند فضای مجازی یا اشخاص باشد، چون در کشور ما برند شخصی مهم‌تر از رسانه و احزاب است. به همین دلیل رسانه‌ها قبل از اینکه بتوانند جهت‌گیری کنند و یک موضوع خاص را برجسته‌سازی کنند، فقط می‌توانند در مباحث کلان نقش داشته باشند. در مسائل خرد برای این که بتوانند تمایزی بین کاندیداها داشته باشند و برنامه‌ها را به ریز برای مردم بیان کنند، چون آن مبانی دچار اشکال است، به عقیده من دچار نقص هستند.

+یعنی به نظر شما این امکان وجود ندارد که در بحث شورای شهر تهران یا انتخابات ریاست جمهوری رسانه‌ها نقش مؤثری داشته باشند؟

دلیری: من فکر می‌کنم رسانه‌ها خیلی مخاطب عامی ندارند که بتوانند. یعنی فرض را بر این می‌گیریم که آیا مخاطب انبوه طبقه پایین جامعه ما روزنامه می‌خواند تا من بخواهم برای این افراد تفکیکی قائل شوم. به عبارتی هر چه قدر تلاش کنم صدای من به این طبقه نمی‌رسد. طبقه بالای جامعه هم این‌گونه است. انتخاب خود را کرده و گرایش او از قبل مشخص است. من فقط می‌توانم به او جهت بدهم. از الان برای این فرد مشخص است که در ۲۹ اردیبهشت می‌خواهد چه گرایشی را انتخاب کند. بین X و Y فرق آن‌چنانی ندارد. شاید در جاهایی فرق داشته باشد ولی به‌ صورت کلان برایش فرق آن‌چنانی ندارد. فقط می‌توانیم در افزایش رأی‌دهندگان و مشارکت‌کنندگان تلاش کنیم.

به عقیده من در این که ما بتوانیم برنامه‌هایی را به گوش مردم برسانیم، خیلی ضعف داریم. این ضعف هم، برای امروز، این هفته و یک سال گذشته نیست بلکه یک ضعف ساختاری است که متأسفانه رسانه‌های ما به‌ویژه رسانه‌های مکتوب و تلویزیون این ضعف را دارند.

بهشتی: من هم با کلیت صحبت دوستان به‌خصوص آقای دلیری که به ساختار در حوزه رسانه اشاره کردند، موافق هستم. نشانه‌ها و شواهد و قرائن هم این را نشان می‌دهد که ما در ارتباط برقرار کردن با مخاطب به‌خصوص تأثیرگذاری در سطح کلان خیلی موفق نبوده‌ایم. نشانه بارز این است که در جامعه ۸۰ میلیونی شاید تیراژ روزنامه‌های معتبر و اصلی هم مجموعاً به یک‌میلیون نرسد. اگر از روزنامه فراتر برویم و کلاً رسانه را در نظر بگیریم درباره‌ی کتاب و سینما (به‌عنوان یک رسانه هنری اگرچه رشدهای مقطعی دارد) هم همین وضعیت وجود دارد. اگر از این وضعیت ساختاری بگذریم، این که الآن آیا رسانه‌ها می‌توانند در جهت‌گیری مردم یا نشان دادن و معرفی نامزدها مؤثر باشند یا خیر، به عقیده من باز هم در حد مقدورات خود این کار را انجام می‌دهند.

رسانه‌های ما با وجود همان مشکلات و ضعف‌ها به‌نوعی مجبور هستند با توجه به شرایط حاکم در جامعه و محدودیت‌ها و فشارها خود را به‌روز کنند. می‌بینیم روزنامه‌های خصوصی با وجود فشارها و توقیف‌ها باز دوباره به چرخه کار خود برگشته‌اند و به‌نوعی سعی می‌کنند حداقل یا میزانی از ارتباط‌گیری با مخاطبان را حفظ کنند. الآن فضای مجازی به‌عنوان یک رقیب یا یک همکار وارد حوزه رسانه شده است و می‌بینیم همین رسانه‌های اصلیِ سنتی به‌نوعی سعی می‌کنند تا از این فضای مجازی استفاده کنند و با مخاطبان خود ارتباط بیشتری برقرار کنند.

اگر ما در ارائه برنامه‌های نامزدهای ریاست جمهوری یا شوراها خیلی موفق نیستیم، بخشی از آن به این مسئله برمی‌گردد که ما اساساً برنامه‌ای از طرفین نمی‌بینیم. مشکلات ساختاری در حوزه رسانه را می‌توانیم به حوزه‌ی سیاست یا حوزه‌های دیگر هم تعمیم دهیم. به‌عنوان‌ مثال الآن که داریم صحبت می‌کنیم و چند روز به انتخابات ریاست جمهوری باقی‌مانده است هنوز تکلیف نامزدها مشخص نیست. این نامزد چه برنامه‌ای دارد، می‌خواهد در حوزه اقتصادی، فرهنگی و… چه کار کند. الآن همه درگیر پیچ اول هستند و اساساً به برنامه فکر نمی‌کنند.

با این‌حال با توجه به این شرایط موجود من معتقد هستم رسانه‌ها در حد مقدورات خود تلاش می‌کنند تا این ارتباط را با مخاطب داشته باشند و بتوانند برنامه‌های جریان‌های مختلف را نقد کنند و کارشان قابل دفاع است.

+در انتخابات مجلس هم این موضوع تجربه شد که اخبار ضدونقیض بسیاری در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. با توجه به این که رسانه‌های رسمی در این فضا بیش از تولیدکننده بودن اطلاعات، اغلب مصرف‌کننده هستند؛ باید تلاش کنند تا اتفاقات فضای مجازی را کنترل کنند. فکر می‌کنید چگونه می‌توان فضا را تا حدی معکوس کرد؟ یا چگونه می‌توان اخبار را زودتر به مخاطب رساند تا مشکلات این چنینی کمتر شود؟

عمادی: بحث سرعت اخبار تقریباً از عهده روزنامه خارج است. اما بحث اخبار دروغین (Fake NEWS) در حقیقت آسیب کلی به رسانه‌های دنیا است. ما در مقایسه با تیراژ روزنامه‌ها، فعالیت تلویزیونی و ماهواره‌ای نسبت به خیلی از جاهای دنیا عقب‌تر هستیم. وقتی این مسئله رسانه‌های دنیا را تکان می‌دهد، رسانه‌های ما که جای خود دارند. بحث اساسی این است که ادمین های روسی انتخابات آمریکا و بعد انتخابات فرانسه را تکان می‌دهند. به عبارتی درباره‌ی ترامپ، کلینتون و … جریان سازی می‌کنند. ممکن است ما درنهایت بگوییم این فضای بد به خاطر نبودن مسئولیت اجتماعی است و پس از مدتی این اخبار جعلی در شبکه‌های اجتماعی به مرحله‌ی دیگری می‌رود و به‌هرحال به یک ساحل آرامشی می‌رسد.

در کشور ما اعتماد به رسانه‌ها از بین رفته است و مردم آنچه در تلگرام می‌بینند، قطعی و درست تعبیر می‌کنند. فاصله‌ی نخبگانی جامعه و توده مردم زیاد شده است، نه‌تنها حرف مردم بلکه نقل‌قول‌ها از زبان کارشناس، افراد موجه و چهره‌ها که در رسانه‌ها منتقل می‌شود، برای مردم قابل‌اعتماد نیست. یعنی حتی جامعه نخبگانی هم فاصله خود را با توده از دست ‌داده است. در این شرایط قطعاً رسانه‌ها قافیه را به شبکه‌های اجتماعی باخته‌اند. وقتی رسانه‌ای مطلبی را بیان می‌کند، تکذیب آن فایده‌ای ندارد. می‌خواهم بگویم این ماجرا در حال آسیب زدن به رسانه‌های دنیا است و ما در این قضیه کاملاً از قافله عقب هستیم.

+فکر می‌کنید چه کار می‌توان کرد تا فضای اخبار جعلی مقداری کنترل شود؟ مثلا داشتن کانال‌های فعال می‌تواند یکی از این راه‌ها باشد؟

عمادی: وقتی در کشور ما احزاب فعال نیستند، رسانه‌ها جای آنها را پر می‌کنند. همان نکته‌ای که آقای دلیری فرمودند، یعنی بحث انتخاب حزب، گرایش و انتخاب رسانه قبلاً اتفاق افتاده است. وقتی کسی رویکرد همشهری را انتخاب می‌کند، قاعدتاً این چه در کانال من باشد یا روزنامه یا هر جای دیگر قبلاً آن تأثیر را گذاشته است و خیلی سخت می‌توان آن افراد را از آن باور و جایگاه‌شان تغییر داد. من می‌توانم بگویم کانال و سایت من هم باید فعال باشد ولی وقتی درباره شهرداری تصوری از قبل وجود دارد، هر اتفاقی هم بیفتد در راستای این تعبیر می‌شود.

 

الان ما جریان اصولگرایی و جریان اصلاح‌طلب داریم، و فضای پیش‌ران سیاسی انتخابات این دو جریان هستند. هرچه ‌قدر این فضای دوقطبی شدیدتر شود، این پیش‌ران سیاسی هم افزایش پیدا می‌کند. هرچقدر این دو کمتر باشد، پیش‌ران سیاسی کندتر می‌شود. در انتخاب‌های مختلف هم می‌بینیم، در انتخاباتی که این فضای سیاسی کاملاً دوقطبی شده، مشارکت مردم افزایش پیداکرده است و رسانه‌ها دنبال آن دویده‌اند. به عبارتی این‌گونه نبوده که رسانه باعث شود تا این اتفاق بیفتد. به همین خاطر من معتقد هستم رسانه‌ها اگرچه زحمت می‌کشند ولی بیش از این، توان ندارند.

+آقای دلیری شما چه قدر موافق هستید؟ با توجه به این که ما احزاب قوی نداریم، آیا همه‌ی مردم تصمیم خود را گرفته‌اند؟ به‌هرحال آرای خاکستری در انتخابات وجود دارد و گروهی هنوز نمی‌دانند کدام رسانه به آرای آن‌ها نزدیک است؟

دلیری: بگذارید من بحث قبلی را کامل کنم. همت ملی می‌طلبد تا مردم توجه جدی به رسانه‌های رسمی داشته باشند. چند سال پیش که مقام معظم رهبری بیمارستان رفتند مثال خوبی برای همه رسانه‌ها، فعالان سیاسی و … بود. از لحظه‌ای که رهبری خبر را اعلام کردند و تا لحظه‌ای که از بیمارستان بیرون آمدند، دریغ از یک شایعه که به وجود بیاید. همه رسانه‌های داخلی و خارجی دنباله‌رو این خبر بودند و منبع همه صداوسیما بود. یا رهبری صحبت می‌کرد یا پزشکان ایشان. این نمونه‌ای است که ما می‌توانیم در کشورمان آن را نشر دهیم و در مقاطع خیلی مهم از این روش استفاده کنیم.

چه اتفاقی افتاد که مردم فقط منتظر بودند تا خبر را از رسانه رسمی ببینند؟ چون اعتماد لازم به‌دست‌آمده بود. در اتفاقات مهمی مثل انتخابات به عقیده من باید این نمونه را برای جلوگیری از هر نوع اتفاق مدنظر قرار دهیم. شاید بعضی اخبار جعلی غیرمهم چاشنی‌ها و مزه‌ی فضای مجازی است و خیلی هم نمی‌توان برای آن کاری کرد. ولی در رویدادهای حساس باید جلوی این شایعات را گرفت. چون تبعاتی دارد که بعداً کسی نمی‌تواند آن را جمع کند. بنابراین همت ملی لازم است. چون یک چرخه است و این چرخه همه باید دست‌به‌دست هم دهند. به عبارتی از آن شخص گرفته تا رسانه ملی، مطبوعات، مردم، صاحبان کانال‌ها و … همه باید دست‌به‌دست هم دهند.

اگر ما این فضا را فراهم نکنیم تا همه طیف‌ها و گروه‌ها و جریان‌ها در تلویزیون حرف خود را بزنند، بدیهی است مردم اعتماد نمی‌کنند. چرا در همه مناظره‌ها می‌بینیم همه پای تلویزیون می‌نشینند؟ چون می‌بینند همه صداها پخش می‌شود. اگر در همه ی رسانه‌ها این اتفاق بیفتد، اجازه صحبت به همه صداها داده شود و این تعامل صورت گیرد، مردم به رسانه‌ها اعتماد می‌کنند و رسانه منبع اخبار مردم می‌شود. لزوماً هم نیازی به ارسال سریع اخبار و داشتن کانال ۲۴ ساعته نیست. اگر ما بتوانیم کمک کنیم تا مردم به تلویزیون، روزنامه و رسانه‌های رسمی توجه کنند، نیازی به‌سرعت نیست.

+یعنی معتقدید اگر اطلاعات کامل‌تری در رسانه‌ها وجود داشته باشد، مردم به سمت رسانه می‌روند؟

دلیری: حتماً اگر مردم صدای ما را بشنوند و برنامه‌های ما را ببینند، می‌توانند در مدت باقی‌مانده انتخاب بکنند یا آن را اصلاح کنند. درباره‌ی احزاب هم به نظر من آنها هم مشکلات ساختاری رسانه‌ها را دارند. به عبارتی احزاب ما همه ‌شب انتخاباتی شده‌اند. یک ماه مانده به انتخابات شکل می‌گیرند و بعد از انتخابات هم فعالیت آن‌ها تمام می‌شود. بنابراین مردم ما هم توجهی به احزاب ندارند و دنباله‌رو آن‌ها نیستند.

به نظر من در کشور ما درست یا غلط بیشتر مردم به دنبال شخص هستند تا دنبال حزب و گروه یا یک طیف خاص. حال این شخص می‌تواند یک مرجع روحانیت، دانشگاهی یا رسانه باشد. از این زاویه به نظر من احزاب خیلی نتوانستند گام مناسبی را بردارند و برنامه درستی ارائه کنند تا مردم بر اساس آن برنامه رأی دهند. الان می‌بینیم برنامه تمام احزاب ما این است که پشت سر کدام چهره قرار بگیرند. حال این چهره احتمال دارد بیاید یا خیر، همه بلاتکلیف هستند.

+اگر براساس گفته‌هایتان نتیجه‌ بگیریم رسانه‌ها با مردم عادی جامعه ارتباط کمتر و با قشر نخبه ارتباط بیشتری دارند؛ آیا رسانه می‌تواند در فاصله‌ی یک انتخابات تا انتخابات بعدی به نوعی بر روند کار احزاب نظارت کند و این پدیده‌ی شب انتخاباتی بودن احزاب کمتر شود؟

دلیری: به عقیده من اگر در محتوای رسانه‌ها دقت کنید، می‌بینید این مطالبه وجود داشته است. نه‌تنها از احزاب بلکه از بخش‌های نهادهای مدنی جامعه هم این خواسته شده است تا برنامه داشته باشند. به‌عنوان‌مثال همیشه درباره‌ی شهرداری مطالبه وجود داشته است که برای شهر چه برنامه‌ای دارد. این مطالبه از وزرا وجود داشته است که چه برنامه‌ای دارند. اما مثل بقیه بخش‌های دیگر جامعه نظارت صورت نگرفته است.

به‌عنوان‌مثال آقای روحانی وقتی رئیس‌جمهور شد، یک برنامه داد ولی هیچ‌کدام از ما رسانه‌ها به دلیل روزمرگی، عدم امکانات و همین ضعف‌هایی که داشتیم، بر روی حوزه نظارتی خود کار نکردیم و از ایشان مطالبه نکردیم. جا نیفتاده است وقتی کسی برنامه می‌دهد یک نظارت عمومی وجود داشته باشد تا بتوانند بگویند شما که این برنامه را دادید به کجا رساندید؟ به نظر من مطالبه صورت می‌گیرد و در مقاطع مختلف این اتفاق می‌افتد اما چون پیگیری نمی‌شود خیلی به چشم نمی‌آید یا به فراموشی سپرده می‌شود و تا رویداد بعدی دچار روزمرگی می‌شود. به نظر من در مقاطع انتخابات هم شاید مطبوعات و رسانه‌ها بتوانند به‌جای نامزدها به مردم جهت برنامه‌ای بدهند و از مردم بخواهند این مطالبه را داشته باشند. به‌عنوان‌مثال وظیفه ما رسانه‌ای‌ها است که وعده یارانه را تحلیل کنیم و ببینیم کدام اجرایی‌تر و درست‌تر است.

+آقای بهشتی شما چه قدر موافق هستید؟ فکر می‌کنید رسانه‌ها می‌توانند این فضای شایعه را کنترل کنند؟

بهشتی: همه حوزه‌ها در کنار خود آسیب‌هایی دارند که درصدی از آن را می‌توان طبیعی پنداشت. ما نباید فراموش کنیم از یک‌ طرف این فضا با استقبال مخاطب مواجه شده است و شاید دلیل آن ضعف رسانه‌های سنتی و موجود باشد و از طرفی شاید ابتکارهایی باشد که کاربران در این فضا به خرج می‌دهند. به‌هرحال ما باید بپذیریم استقبال مردم از این فضا وجود دارد. به نظر من نباید فقط نگران آسیب‌ها باشیم یا این که درگیر شدن به این آسیب‌ها ما را از فواید این حوزه غافل کند. به‌خصوص در شرایطی که فضای رسانه‌ای مطلوب در جامعه ما وجود ندارد. به‌عنوان‌مثال در انتخابات مجلس دهم شما شاهد بودید. وقتی برخی رسانه‌ها که باید جایگاه ملی و فراجناحی داشته باشند و صدای همه جامعه باشند، این کار را انجام نمی‌دهند فضای مجازی جای خالی آن رسانه را پر می‌کند و تأثیرگذاری خود را هم می‌گذارد.

این وسط دغدغه آقای عمادی هم درست است و ممکن است این فضا آسیب‌هایی هم داشته باشد. چگونه جلوی این آسیب‌ها و معایب را بگیریم؟ به عقیده من می‌توان بخشی از آن ابتکارها و خلاقیت‌هایی که در آن فضا انجام می‌شود و مورد استقبال مردم هم قرار می‌گیرد، در رسانه خود استفاده کنیم. به‌عنوان‌مثال رسانه‌ها در کنار رسانه اصلی خود کانال یا توییتر داشته باشند تا اطلاع‌رسانی سریع را به‌صورت موسع‌تر انجام دهند ولی از این هم غافل نشویم در این فضای مجازی به لحاظ شکلی، اخبار یا تحلیل‌های موجود خلاصه و مختصر به مخاطب ارائه می‌شود ولی در رسانه‌های سنتی تمرکز و تأکید بر گزارش‌ها و تحلیل‌های معتبرتر و گفتگوهای طولانی‌تر است.

نکته مهم این است که ما باید فضای مجازی را یک دغدغه نگران‌کننده یا آسیبی اساسی قلمداد نکنیم و بر این که باید جلوی این فضا گرفته و فیلتر شود، ندمیم. باید رسانه‌های خودمان را هم تکانی دهیم و بخشی از این تکان دادن رسانه به ما رسانه‌ای‌ها برمی‌گردد که باید در کیفیت و شکل کارمان تغییراتی انجام دهیم و بخشی هم به محدودیت‌های موجود برمی‌گردد. الان خیلی اتفاقات در جامعه می‌افتد که نه صداوسیما آن‌ها را پوشش می‌دهد نه روزنامه‌های اعتماد، همشهری یا ایران. به خاطر محدودیت‌های موجود امکان حتی پوشش هم وجود ندارد ولی در فضای مجازی این امکان به هر نحوی وجود دارد. مخاطب هم صرفاً دنبال خبرهای رسمی و تشریفاتی نیست.

به خاطر همین محدودیت‌ها، آن فضای نقادی موجود در کشور ما متوجه دولت است. این که دولت به‌عنوان قوه اجرایی بخش زیادی از کارهای اجرایی کشور را بر عهده دارد و می‌طلبد سهم بیشتری از بررسی‌ها و ارزیابی‌ها را داشته باشد، در جای خود درست است ولی ما نمی‌توانیم بگوییم کشور همین دولت است. صداوسیما می‌خواهد نقادی خود را نشان دهد و سریع سراغ دولت می‌آید. روزنامه‌های دیگر هم که می‌خواهند ادعای نقادی داشته باشند سریع به سراغ دولت می‌آیند. درحالی‌که خیلی معضلات و مسائل وجود دارد که مربوط به حوزه‌های دیگر و قوه‌های دیگر است. ولی چون فضای موجود، اجازه ورود به آن‌ها را نمی‌دهد، همه نقدها بر روی دولت سرریز می‌شود.

+این که نقدها همه بر دولت متمرکز می‌شود به خاطر فضای سیاسی است یا نقش سنتی که برای رسانه‌ها تعریف کرده ایم که وظیفه‌ی رسانه نقد و نظارت بر دولت است؟

بهشتی: این مسئله خیلی ربطی به سنتی بودن یا نبودن رسانه‌ها ندارد. منظور من آن محدودیت‌هایی است که وقتی احساس می‌کنم این خبر به بخشی از بعضی نهادها مربوط است، باعث می‌شود من خبرنگار ترجیح بدهم به آن بخش ورود نکنم. این خبر برای مخاطب من مهم است و من به این خبر ورود نمی‌کنم ولی کسی در کانال تلگرامی یا در شبکه‌ای ماهواره‌ای خارج از کشور به‌راحتی به آن می‌پردازد. مخاطب ما هم خالی از ذهن نیست که ما هر چه بگوییم بپذیرد. مخاطب در رصد رسانه‌ای خود، خبرهایی را می‌بیند که اگر در رسانه‌های رسمی ما وجود نداشته باشد، شاید بتوان حق داد تا ارتباط خود را با این رسانه کم کند.

+فکر می‌کنید در انتشار دیدگاه‌های کاندیداها این خط قرمزها تأثیر می‌گذارد؟ یا وقتی کاندیداها درباره موضوعاتی بحث می‌کنند فضا برای رسانه‌ها بازتر می‌شود تا به موضوعاتی بپردازند که قبلاً نمی‌توانستند.

بهشتی: آقای عمادی و آقای دلیری فرمودند رسانه‌ها گاهی پیرو شخصیت‌ها یا نامزدها می‌شوند. در ایام انتخابات به‌واسطه نامزدها بحث‌هایی مطرح می‌شود که شاید مقداری آن محدودیت‌ها از سر رسانه‌ها کمتر شود.

+آقای دلیری، شما چه طور فکر می‌کنید؟ به‌واسطه این که کاندیداها از برخی ناگفته‌ها صحبت کنند خطوط قرمز کمتر می‌شود یا بیشتر؟

دلیری: من بر اساس تجربه معتقد هستم در ایام انتخابات خطوط قرمز کمرنگ‌تر هم می‌شود. چه‌بسا در انتخابات کسانی که خود خطوط قرمز وضع کرده بودند، این خطوط قرمز را کنار گذاشتند و خیلی از حرف‌ها را زدند و فرصت مناسبی بود که رسانه‌ها آن‌ها را منتشر کنند. در همان مناظرات قبلی، اگر حرف‌هایی که نامزدها زدند، رسانه‌ها می‌زدند دچار چالش یا محدودیت می‌شدند. ولی می‌بینیم نامزدها این حرف‌ها را به‌راحتی زدند و رسانه‌ها آن را منتشر کردند. بعد از انتخابات یکی از نقدهای رسانه‌ها این بود که همین فضا را برای رسانه‌ها فراهم کنند تا همین حرف‌ها چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن زده شود.

+آقای عمادی، شما چه قدر با سایرین موافق هستید و فکر می‌کنید رسانه‌ها چه طور می‌توانند تا حدی این فضا را برای بعد از انتخابات هم حفظ کنند؟

عمادی: همان بحث نیروی پیش‌ران سیاسی است که عرض کردم. یعنی در حقیقت اول باید بررسی کنیم که این خطوط قرمز چگونه ایجاد شده‌اند؟ چرا وقتی انتخابات برگزار می‌شود، این خطوط قرمز کم‌رنگ می‌شود؟ و چرا بعد از انتخابات دوباره سرجای خود برمی‌گردند و حتی محکم‌تر می‌شوند؟ این موضوع به کجا برمی‌گردد؟ آیا رسانه‌ها قدرت این را دارند که این خطوط قرمز را جابه‌جا کنند؟ چگونه در زمان‌های دیگر نمی‌توانند این کار را انجام دهند؟ در حقیقت ما خیلی نمی‌توانیم به رسانه بپردازیم. ازاین‌جهت که رسانه دیدگاهی دارد و در حقیقت می‌تواند خیلی از این اتفاقات را رقم بزند. این که رسانه از کجا تغذیه می‌کند، باعث می‌شود تا رسانه در فضای اجتماعی ما چه جایگاهی پیدا کند و چه مقبولیتی داشته باشد و چه تأثیرگذاری پیدا کند.

در حقیقت تمام اتفاقات همان است که برای جامعه رقم می‌خورد. نمی‌توان آن را تفکیک کرد و برای رسانه‌ها یک نقش مستقل درنظر گرفت و بگوییم حالا در این شرایط می‌توانند مطالبه کنند آیا خطوط قرمز اتفاق بیفتد یا خیر.

بهشتی: آقای عمادی این که فرمودید رسانه‌ها وابسته‌اند یا متمایل به یک گرایش سیاسی هستند، از نظر شما یک آسیب است؟

عمادی: حتماً این‌گونه است. از بعضی جهات می‌تواند مثبت و از بعضی جهات می‌تواند منفی باشد. مثبت به این دلیل در فضایی که بخش خصوصی تقریباً وجود ندارد، آن رسانه در حقیقت می‌تواند پایگاه مطمئنی باشد برای افرادی که در آنجا کار می‌کنند. وقتی جایگاه احزاب مشخص نیست، رسانه جایگاه حزب را پر می‌کند. اما مهم‌ترین نکته در رسانه به‌عنوان رسالت روزنامه‌نگاری و رسالت حرفه‌ای این است که ما بتوانیم آزادانه صحبت‌های خود را بیان کنیم. قاعدتاً وقتی وابستگی وجود داشته باشد، حتماً جلوی این آزادی بیان گرفته می‌شود.

بهشتی: من فکر می‌کنم بین اعتقاد به آزادی بیان و تمایل رسانه‌ها به یک گرایش سیاسی منافاتی وجود ندارد. کما اینکه تجربه خارجی آن عیان است و وجود دارد. به لحاظ فلسفی، سیاسی و اندیشه سیاسی ما نمی‌توانیم بگوییم رسانه‌ای مثل اعتماد یا ایران همه طیف‌های جامعه را نمایندگی کند. اگر بخواهد در یک نگاه حرفه‌ای تلاش کند، طیف‌های مختلف را ببیند و خبرهای آن‌ها را کار کند، یک بحث است ولی این که بخواهد همه طیف‌های مختلف را نمایندگی کند قاعدتاً ما ۲۰ روزنامه خواهیم داشت که هر روز همه یک تیتر و یک تحلیل دارند و مثل صداوسیما می‌شوند که خبرهای رسمی و تشریفاتی را منتشر می‌کنند. اینکه یک جناح سیاسی رسانه‌ای متعلق به خود داشته باشد، اندیشه و برنامه خود را به مخاطب ارائه دهد، اتفاقاً باید تشویق شود.

مرحله بالاتر از این، ما به‌عنوان رسانه باید این مطالبه را هم از احزاب داشته باشیم. وقتی می‌گوییم در جامعه حزب داشته باشیم، به معنی این نیست که همه حزب‌ها یک حرف داشته باشند یا یک حزب واحد داشته باشیم. احزاب مختلف هستند که بر اساس دیدگاه‌های خود برای اداره کشور برنامه می‌دهند. حالا این احزاب ممکن است ارگان‌هایی داشته باشند که بخواهند با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند. رسانه می‌تواند این کار را انجام دهد، مضاف بر اینکه ما حتی می‌توانیم بین رسانه‌ها هم تقسیم‌بندی داشته باشیم. مثلاً صداوسیما ادعا می‌کند رسانه ملی هستم و تعریف آن مشخص است. ما از صداوسیما به‌عنوان رسانه ملی انتظار نداریم گرایش سیاسی داشته باشد ولی نمی‌توانیم به روزنامه اعتماد به‌عنوان روزنامه بخش خصوصی -که همه می‌دانیم یک گرایش سیاسی را دنبال می‌کند-  خرده بگیریم چرا از یک گرایش سیاسی حمایت، و از گرایش سیاسی دیگر انتقاد می‌کنید.

مهم این است که همه این دیدگاه‌ها و طیف‌های مختلف در جامعه این امکان را داشته باشند تا رسانه داشته باشند و حرف خود را آزادانه و در چارچوب موازین قانونی بیان کنند. آن‌وقت مخاطب از بین این صداهای مختلف ممکن است از یکی خوشش بیاید و از دیگری نه. به عقیده من این که روزنامه‌ها وابسته به یک گرایش سیاسی یا متمایل به یک گرایش سیاسی هستند، آسیبی برای روزنامه‌ها نیست.

عمادی: شاید نتوانستم حرفم را درست بیان کنم. وابستگی قاعدتاً نکات مثبتی دارد ولی نکته منفی آن سدی می‌شود تا شما همه واقعیت را بیان نکنید. به‌عنوان‌مثال الان شورای شهر جلسه دارد، حرف‌هایی در شورای شهر زده می‌شود و قرار است در روزنامه‌ها بازتاب دهند. هرکدام از ما سه رسانه می‌خواهیم بازتاب جلسه شورای شهر را داشته باشیم. حال رویکرد همشهری، اعتماد و ایران چیست؟ من حرف‌های شما را می‌پذیرم، و هرکدام از ما یک رویکرد خاصی داریم. اما من می‌گویم این آسیب کجاست؟ آنجاست که اتفاقی می‌افتد و کاملاً بازگو نمی‌شود. کما اینکه درباره‌ی دولت این اتفاق می‌افتد و روزنامه ایران اصلاً بیان نمی‌کند و روزنامه‌های دیگر آن را تیتر یک می‌کنند. اینکه ما می‌گوییم جایگاه اعتماد به رسانه از دست ‌رفته است، مقداری از آن به خاطر وابستگی رسانه‌ها به قدرت است. هر چه قدر این وابستگی کمتر باشد، اعتماد مردم بیشتر می‌شود. چرا مردم به حرف کانال تلگرامی که صاحب آن را نمی‌شناسند، بیشتر اعتماد می‌کنند تا به حرف منِ روزنامه‌نگار. چون می‌گوید این روزنامه وابسته به فلان جا است و حرف این فرد را می‌زند.

+اگر بخواهیم یک سری شاخص برای ارزیابی عملکرد رسانه‌ها در زمان انتخابات در نظر بگیریم، شما به چه نکاتی اشاره می‌کنید؟

عمادی: میزان اخلاق حرفه‌ای شاید قیاس راحت‌تری برای سنجش باشد. در حقیقت موازین آن مشخص است. دروغ نگفتن، انصاف به خرج دادن یا پارامترهای مشابه که برای رعایت اخلاق کاملاً قابل قیاس است. اما درباره‌ی مقیاس کار حرفه‌ای، باز باید به همان شرایط برگردیم که برای چه مخاطب، شرایط، فرهنگ، رسانه‌ و بحثی آن را مطرح می‌کنیم؟ آیا برای حضور و مشارکت بیشتر مردم است؟ برای تبلیغ یک جناح خاص یا انتقاد از جناح مقابل است؟ چون رویکردها و شکل‌های متفاوت پیدا می‌کند نمی‌دانم می‌توان این‌ها را در یک سنجه با هم مقایسه کنیم یا خیر.

دلیری: من فکر می‌کنم شاخص خیلی مشخصی نباشد، شاید به‌صورت کلی بگوییم این رسانه در این انتخابات خوب عمل کرده است و به این نکاتی که آقای عمادی فرمودند، اشاره‌کنیم مثلاً یک رسانه اخلاق حرفه‌ای را رعایت کرده، تخریب نکرده، اخبار کذب منتشر نکرده، به همه طیف‌ها توجه کرده است و … . اما بعضی موارد برای همه قابل‌سنجش نیست. به‌عنوان‌مثال، چون روزنامه همشهری یک روزنامه عمومی است نمی‌تواند به خیلی چیزها توجه کند و اصلاً نمی‌تواند وارد فضای انتخابات شود و خودبه‌خود آن رسانه در آن مقیاس قرار نمی‌گیرد.

اگر اجازه دهید به بحث قبلی آقای بهشتی و عمادی نکته‌ای اضافه کنم. من فکر می‌کنم بین رسانه وابسته با رسانه جهت‌دار باید تفاوتی قائل شویم. مثل واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز که هر دو این‌ها جهت‌دار هستند و هر دو گرایش دارند. در ادوار مختلف در کشور آمریکا فعالیت کرده‌اند و هر رئیس‌جمهوری هم آمده، دیدگاه‌ها و رفتار حرفه‌ای خاص خود را داشته‌اند. اما در کشور ما چون احزاب جایگاه خود را نداشتند همیشه پشت سر لوگوی رسانه‌ها یا چهره روزنامه‌نگار (روزنامه‌نگار سیاسی) قایم شدند. گاهی می‌بینیم صدای یک حزب از یک مطلب نشریه درمی‌آید. اگر بتوانیم دست‌به‌دست هم دهیم و احزاب هم به‌نوعی پای خود را از رسانه‌ها بیرون بکشند و اگر رسانه‌ای می‌خواهند زیر تابلوی یک رسانه حزبی فعالیت کنند، به نظر من این‌گونه مشکلات حل می‌شود. طبیعی است هر رسانه‌ای گرایش خاص خود را دارد. این گرایش در تحلیل، یادداشت و مصاحبه‌هایش دیده می‌شود و رفتارهای حرفه‌ای خود را هم می‌تواند داشته باشد.

بهشتی: به نظر من این شاخص‌ها کمی نیستند تا بتوانیم بگوییم این روزنامه اخلاقی بوده یا غیراخلاقی. ولی در ادامه بحث قبلی اگر اجازه دهید به نکته‌ای اشاره‌کنم. شاید اعتمادی که مخاطب به رسانه داشته مقداری کم شده است اما بخشی از این شاید به محدودیت‌ها و فشارها بر رسانه‌ها برمی‌گردد. به همین خاطر می‌بینیم رسانه‌های ما حتی نسبت به رسانه‌های برخی کشورهای منطقه هم وضعیت قابل دفاعی ندارند. بخشی از آن به این برمی‌گردد که متأسفانه بخش‌هایی از حاکمیت، اعتماد لازم به رسانه‌ها را ندارد. رسانه هم از سمت مخاطب دچار بی‌اعتمادی است و هم از سمت بخش‌هایی از حاکمیت.

اگر بخواهم مقداری مصداقی‌تر صحبت کنم. همیشه نزدیک انتخابات بحث نفوذ در رسانه‌ها به شکل جدی تری مورد توجه قرار می‌گیرد اما ممکن است نفوذی‌ها بیشتر به دنبال برخی نهادها و ارگان‌های دیگر باشند. با این وجود این مسئله همیشه درباره خبرنگاران پررنگ می‌شود و متأسفانه به نظر می‌رسد حتی بخشی از رسانه‌ها از چنین خبرهایی خوشحال می‌شوند. آیا این رسانه‌ها اگر معلوم شود در فلان نهاد چنین اتفاقی افتاده است، جزئیات ارتباط فلان فرد با فلان سرویس بیگانه را نیز بررسی و منتشر می‌کنند؟

فکر می‌کنم اشتراک بحث شما با آقای عمادی در بحث وابسته بودن رسانه‌ها همین بخش است

بهشتی: بله. متنها بعد تفکیک رسانه‌ها که چه رسانه‌هایی این اقدامات را انجام می‌دهند. نمی‌خواهم بگویم این حق را به این نهادها نمی‌دهیم که رسانه داشته باشند. حرف من چیز دیگری است. چرا بخش‌هایی از حاکمیت نسبت به رسانه نگاه بدبینانه‌ای دارند؟ اخیراً همه شاهد این هستیم که مدیران کانال‌های تلگرامی بازداشت می‌شوند بدون این که توضیحی داده شود و اتهام آن‌ها گفته شود. می‌خواهم بگویم آن عدم اعتماد به رسانه باعث می‌شود بر کار ما هم تأثیر داشته باشد و ما هم نتوانیم به‌گونه‌ای مطلوب کارکنیم.

عمادی: من فکر می‌کنم این به دو دلیل است. اول این که رسانه‌ها جای احزاب نشسته‌اند. پس در نتیجه این افرادی که در رسانه هستند بیشتر ازآنچه وجه رسانه‌ای داشته باشند وجه سیاسی پیدا می‌کنند و در مقابل‌ قاعدتاً آن‌ها قربانی می‌شوند (چه به‌حق چه ناحق). در حقیقت رسانه‌ها مرغ عزا و عروسی شدند، چون ما حزبی نداریم تا قرار باشد در آن حزب تقابلی صورت گیرد. دلیل دوم آن به برخورد ما اهالی رسانه برمی‌گردد که یک سری برخوردهای غیرحرفه‌ای داشته‌ایم و این اتفاق باعث شده تا این عدم اعتماد شکل بگیرد.

علی‌رغم این که اکثر افراد فعال در رسانه‌ها افراد شریف و نجیبی هستند، عده‌ای به‌قصد کاسبی وارد رسانه شده‌اند. این کاسبی چه شکل مادی داشته باشد چه شکل سیاسی باعث شده است تا این عدم اعتماد شکل بگیرد. فرد نیامده تا رسالت حرفه‌ای خود را انجام دهد بلکه آمده تا یک پست سیاسی بگیرد یا یک فعالیت اقتصادی انجام دهد، به همین خاطر دو طرف به هم بی‌اعتماد می‌شوند.

بهشتی: این اصل در همه حوزه‌ها هم می‌تواند باشد. یعنی افرادی برای چاپلوسی، پست گرفتن یا امتیاز گرفتن کاری را انجام دهند.

عمادی: اینها در رسانه نمایان‌تر است و نمی‌توان منکر آن شد. کسی که در نهادی کاری می‌کند، در قالب همان نهاد دیده می‌شود. ولی رسانه جایی است که بیشترین نمود را دارد. به عقیده من این عدم اعتماد در اینجاها شکل می‌گیرد. چون در رسانه‌های ما برخورد حرفه‌ای نشده است. چه قدر از کسی که وارد رسانه می‌شود، مهارت و قابلیت می‌خواهیم؟

متأسفانه خبرنگارهایی داریم که حتی کمترین اطلاعات را در حوزه خود ندارند. افراد را با هم اشتباه می‌گیرند و … . همه این مسائل باعث شده تا این عدم اعتماد بین مردم و رسانه، مسئولان و رسانه و حاکمیت و رسانه شکل بگیرد و به نظر من اتفاق طبیعی است.

دلیری: فکر می‌کنم بخشی از آن به خودمان برگردد. به‌هرحال ما نقش خود را به‌درستی ایفا نکرده‌ایم. بخش دیگر آن، به حاکمیت که طبیعی است. چون همیشه کسی که قدرت را در دست دارد، خیلی اجازه نمی‌دهد رسانه به‌عنوان ناظر پیگیر کارش باشد. حاکمیت نقش طبیعی خود را انجام می‌دهد و ما هم که نقش خود را به‌درستی انجام نداده‌ایم، باعث می‌شویم ضعیف‌تر شویم. من فکر می‌کنم رسانه‌ها باید از خود شروع کنند و پالایشی از خود داشته باشند و درجاهایی که لازم است کمک بگیرند. البته منظورم از کمک، مالی نیست بلکه آموزش نیرو، تفکیک بین فعالیت حرفه‌ای با فعالیت سیاسی و فعالیت روزمره، دور شدن از فضای روزمره، توجه به خواسته‌ی مخاطب و تلاش برای جذب او و.. است. من فکر می‌کنم تا حدودی اعتماد دوطرفه برمی‌گردد. در کشور ما متأسفانه دو طرف به هم بی‌اعتماد هستند. هم رسانه به حاکمیت و هم حاکمیت به رسانه.

آیا به این دلیل نیست که نظارت رسانه‌ها بر حاکمیت و دولت به‌صورت تقابلی تعریف‌شده است؟ و این به خاطر وابستگی رسانه‌ها به احزاب و فعالان سیاسی بیشتر نمود دارد؟

دلیری: دقیقاً این‌گونه است. درواقع ما رسانه‌ای‌ها به‌جای اینکه نظارت حرفه‌ای داشته باشیم و طرف مقابل را به‌درستی به‌نقد بکشیم، سخنگوی احزاب شدیم و فعالیت سیاسی می‌کنیم. یا می‌خواهیم به دلایل واهی طرف را از صندلی قدرت پایین بکشیم. این مسئله که رسانه‌ها نقش اصلی دارند، ماجرای آقای ترامپ یکی از نمونه‌های آن است. نیویورک‌تایمز با آن عقبه خود وقتی رئیس‌جمهور را به چالش می‌کشد، نشان می‌دهد به‌درستی توانسته است بر رئیس‌جمهور نظارت کند. هدف این نیست که این فرد را از قدرت پایین بکشد بلکه می خواهد او را در منظر عمومی به نمایش بگذارد، به مردم آگاهی بدهد و وظیفه خود را انجام دهد. وظیفه احزاب یا فعالان سیاسی است که بخواهد رئیس‌جمهور را از قدرت پایین بیاورد.

در حالی که در ایران جدیدترین عضو تحریریه فکر می‌کند می‌تواند چنین کاری را انجام بدهد. وظیفه‌ی این پالایش هم همه دست منِ مسئول تحریریه نیست که بخواهم پالایشی انجام دهم. به‌هرحال من هم مشکلات خاصی دارم که ناچار می‌شوم از خط قرمزهای خود در انتخاب اعضای تحریریه کوتاه بیایم. این باعث می‌شود نیروی آموزش ندیده، نیروی فعال سیاسی و مشابه آن وارد تحریریه‌ها شود و این ضعف‌ها به وجود بیاید.

در روزهای اخیر گروهی از خبرنگاران در شورای شهر ثبت‌نام کردند. نظر شما در این زمینه چیست و آیا با این کار موافق هستید یا مخالف؟

دلیری: من یک جمله بیشتر ندارم. روزنامه‌نگار فعال سیاسی نیست. بلکه روزنامه‌نگار باید روزنامه‌نگار باشد. بر این اساس با هرکسی که از دریچه روزنامه‌نگاری فعالیت سیاسی کند، مخالف هستم.

عمادی: من این نظر را دارم که آمدن این افراد در رسانه صرفاً برای طی کردن یک سری پله‌های ترقی است. قاعدتاً نیامده‌اند کار رسانه، روزنامه‌نگاری و کار حرفه‌ای انجام دهند، بلکه آمده‌اند تا در مقطعی خود را در میان چهره‌ها بیاورند و بعد از آن استفاده دیگری کنند. اگر این افراد واقعاً قابلیت این را دارند که بتوانند در پستی مثل شورای شهر تأثیرگذار باشند باید از جایگاه خود وارد شوند، نه از جایگاه رسانه. اگر از جایگاه رسانه وارد شدند در حقیقت یک‌جور اجحاف در حق رسانه انجام دادند و رسانه را به‌عنوان نهاد قابل اعتماد برای مردم با خطر بی‌اعتمادی مواجه کرده‌اند.

بهشتی: من خیلی سلبی نگاه نمی‌کنم. فکر می‌کنم انتخاب و قضاوت را بر عهده مردم بگذاریم، بهتر است و آن‌ها انتخاب‌گر خوبی هستند که آیا حضور همکاران ما در انتخابات شورای شهر را به صلاح می‌دانند یا خیر. همکاران ما قاعدتاً احساس کرده‌اند حق‌شان است و احساس کرده‌اند در آنجا بهتر می‌توانند کار کنند. بنابراین خیلی بدبینانه نگاه نمی‌کنم.

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here