زمان انتشار : ۲۱ شهریور ,۱۳۹۶ | ساعت : ۰۸:۱۳ | کد خبر : 452906 |

دوران جدیدی از سیاستگذاری رسانه‌ای آغاز شده است/ گزارشی از نشست نقد «قدرت ارتباطات»

شفقنا رسانه– کتاب «قدرت ارتباطات»، اثر مانوئل کاستلز، نظریه پرداز مشهور علوم ارتباطات با حضور هادی خانیکی، حسینعلی افخمی و مسعود کوثری به همراه مترجم کتاب، حسین بصیریان جهرمی در پژوهشگاه فرهنگ،‌ هنر و ارتباطات نقد و بررسی شد.

به گزارش شفقنا رسانه، حسین بصیریان جهرمی، مترجم کتاب «قدرت ارتباطات» بعد از معرفی نویسنده کتاب به بیان پیامی از او به مناسبت رونمایی از نسخه فارسی آن پرداخت و گفت: مانوئل کاستلز در پیامش مهم‌ترین اثرش را کتاب قدرت ارتباطات معرفی کرده است.

بصیریان جهرمی در ادامه به معرفی فصل‌های کتاب پرداخت و عنوان کرد: این کتاب دارای پنج فصل است. فصل اول قدرت در جامعه شبکه ای، فصل دوم ارتباطات در عصر دیجیتال با تأکید بر کلیدواژه ارتباطات خودانگیز، فصل سوم به نام شبکه های ذهن قدرت است که رویکرد نوینی به پیوند میان ارتباطات و روانشناسی دارد، فصل چهارم تا پنجم هم به گونه ای در امتداد هم نوشته شده اند و شامل برنامه ریزی شبکه های ارتباطی و برنامه ریزی مجدد شبکه های ارتباطی می شود.

او ادامه داد: در فصل چهارم به نوعی  واکاوی سیاستگذاری شبکه‌های ارتباطی را مطرح می کند و در ادامه سیاست‌های رسواسازی و بحران دموکراسی را مطرح می کند که برخی از کشورهای جهان در دهه های اخیر با آن روبه رو شده اند. در فصل پنجم هم جنبش های اجتماعی و سیاست های نافرمانی حوزه جدید را توضیح می دهد و سرآغازی برای تألیف کتاب دیگری به نام شبکه های خشم و امید می شود.

این مترجم کتاب کاستلز به معرفی مفاهیم کلیدی کتاب مذکور پرداخت و گفت: این کتاب در چاپ اخیرش بیش از ۷۰۰ صفحه بود و شاید هر یک از فصل‌های کتاب کاستلز زمانی طولانی بطلبد. تعریف واحدی که کاستلز از قدرت ارائه می‌دهد، مبنی بر سه کلید واژه اصلی است. در درجه اول قدرت را یک رابطه می‌داند. رابطه به این مفهوم که الاکلنگی وجود دارد و یک کنشگر اجتماعی را به گونه‌ای ناهمسنگ قادر می‌سازد تا بر تصمیم سایر بازیگران و کنشگران اجتماعی تأثیر بگذارد.

او افزود: فهم این گزاره از قدرت، این امکان را به ما می‌دهد که نگاه کاستلز را به قدرت و ارزشی که برای قدرت قائل می‌شود، متوجه شویم. درک این که کنشگران می توانند فردی، سازمانی، گروهی و … باشند، بسیار مهم است. نکته بعد ناهمسنگی در این تعریف است یعنی این که اگرچه قدرت در دست بعضی از کنشگران به صورت اثرگذارتر می‌تواند اعمال شود ولی همواره این پاد قدرت می‌تواند تأثیر متقابل و ناموزونی را در روند عمودی ایجاد کند.

بصیریان ادامه داد: در نظریه نظام جهانی که ریشه در تفکر مارکسیسم دارد، کاستلز خود را متعلق به این جریان می‌داند و شاید تا حدی بر این اساس مفاهیم بعدی خود را درباره فضای جریان‌ها، زمان بی زمان، فضای مکان ها که در کتاب های قبلی خود به آنها پرداخته بود، تشریح کرد.

او به توضیح مفاهیم فصل دوم این کتاب اشاره کرد و گفت: در فصل دوم کاستلز با توجه به ویژگی‌هایی که عصر ارتباطات و دیجیتال برای ما متصور است مفاهیمی را مطرح می کند و نظر ما را به واژه (Mass self-communication)جلب می کند. این واژه را همان انقلابی می‌داند که در دهه اخیر ماحصل وب دو در دسترس همه کنشگران و کاربران فضای مجازی است. کاستلز تغییر در  فناوری را صورت‌بندی جدیدی از لحاظ تاریخی برشمرده که آن را جدای از (Mass communication) نمی‌داند ولی یک خود درگیراننده وارد کرده و بهترین ترجمه‌ای که توانستم برای آن درنظربگیرم ارتباط جمعی خودانگیز بود چراکه خود را درگیر می‌کند و خود تولیدی دارد و به لحاظ توزیع خودمان آن را مدیریت می‌کنیم که از لحاظ دریافت هم self  select است که برخی آن را ارتباطات خودگزین ترجمه کردند.

لزوم سیاستگذاری جدید رسانه ای در ورود به دوران و پارادایم جدید

مسعود کوثری، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هم در ادامه این جلسه به بیان نکات متفاوت در کتاب نقد ارتباطات پرداخت و گفت: در این کتاب چند نکته متفاوت وجود دارد. یکی از آنها بحث‌های (Mass self-communication ) است که در واقع می‌توان گفت الهامی از گیدنز است که در بحث خود-اندیشه‌گر در کتاب مدرنیته مطرح کرده بود. خود جدیدی که دچار اندیشه است و این اندیشه را با تغییر جهان درگیر می‌کند.

او ادامه داد: البته پیش از کاستلز مفاهیمی چون narrowcasting، یا خود اندیشه‌گر گیدنز زمینه‌ای برای مفهوم جدید  (Mass self-communication) است که مطرح می‌کند. نکته دوم که در کتاب شبکه‌های خشم امید به آن پرداخته است، بحث تأثیر شبکه‌های ارتباطی جدید در جنبش‌های اجتماعی جدید و انواع نافرمانی های مدنی، انقلاب ها و جنبش های توده ای است که اتفاق می افتد.

این پژوهشگر ارتباطات اضافه کرد: فصل آخر این کتاب بحث سیاستگذاری است این که آیا ما وارد دوران جدید و پارادایم جدید از سیاستگذاری شده‌ایم یا خیر؟ به عقیده من پاسخ آن آری است و همه این شرایط ما را وادار به سیاست‌گذاری جدید رسانه‌ای می‌کند و در جامعه خودمان هم –حالا نه به این شدت- با چنین وضعی مواجه هستیم؛ به عنوان مثال وضعیت صداوسیما در مقابل شبکه‌های اجتماعی جدید.

او با اشاره به کتاب امپراطوری گفت: اگر این کتاب را به  (Mass self-communication ) وصل کنید یک تصویری به وجود می آید که در این تصویر نشان می دهد جریان ها چگونه ساخته می شود و چگونه گردش پیدا می کند.

فهم «کاستلز» به فهم تغییرات جامعه امروز کمک می‌کند

به گزارش شفقنا رسانه، هادی خانیکی هم در جلسه نقد کتاب «قدرت ارتباطات» به بیان فرایند دسترسی به منبع و اندیشه‌های کاستلز پرداخت و با اشاره به تجربیات خود در این زمینه گفت: کاستلز اندیشمندی است که در یک عرصه متوقف نشده و خود را محدود به چارچوب‌های بسته یک تفکر نکرده است. او متفکری سیاسی است که در جستجوی آزادی و مبارزه با دیکتاتوری از اسپانیا به فرانسه فرار می‌کند و مدت زیادی تحت تأثیر اندیشه‌های چپ به‌خصوص آلتوسر و مورن در فرانسه قرار می‌گیرد اما از عناصر موجود در جهان جدید هم تأثیر می‌پذیرد، به گونه‌ای که او را از نظریه‌پردازان سیاست‌گذاری در ارتباطات ولی در فضای سیال می‌دانند.

خانیکی با اشاره به جایگاه کاستلز در مباحث مرتبط به تحولات حوزه اجتماعی و ارتباطی بیان کرد: به همین دلیل نمی‌توان از کنار مفاهیم مطرح شده بگذریم. او به کتاب «قدرت ارتباطات» اشاره کرد و گفت: این کتاب مکمل سه‌گانه مربوط به کاستلز است؛ قدرت ارتباطات از این نظر مهم است که خود مترجم (آقای دکتر بصیریان) هم در مقدمه کتاب به آن اشاره کرده است. ایشان هم در پژوهش‌های کارشناسی ارشد به این مسئله پرداخت و هم در رساله‌ی دکتری به دنبال این بود که آیا می‌توان برای مصرف رسانه‌های اجتماعی نوعی سیاست‌گذاری کرد؟ یا خود رسانه‌های اجتماعی اساسا سیاست‌گریز هستند و به عصیان علیه سیاست‌گذاری رسیده‌اند؟ یعنی قدرت در شبکه‌ها به گونه‌ای است که راه را بر هر نوع مداخله‌ای از سوی قدرت سیاسی یا حتی جامعه مدنی بسته است.

این مدرس ارتباطات با محوری دانستن تحول در ارتباط بین فناوری و فرهنگ در این کتاب گفت: او قدرت را به عنوان یک ظرفیت رابطه‌ای تعریف می‌کند و این یک مفهوم سیال است که بین کنشگر و محیط او برقرار می‌شود. این قدرت سیال را در چارچوب ظرفیت‌های رابطه‌ای تعریف می‌کند. در واقع براساس رابطه‌ها از ذات نامتغیر قدرت به مفهوم تغییرپذیر قدرت برمی‌گردد که این رابطه‌ها تبدیل ارتباطات عمودی به افقی است. به عبارتی ارتباطات متمرکز «از بالا به پایین» به موازی تبدیل می‌شود. در اینجاست که کنشگران، مخاطبان فعال می‌شوند. با این حال من با آقای بصیریان در ترجمه مفهوم (Mass self-communication) به توافق نرسیدم؛ من از ارتباطات خودگزین استفاده کردم و آقای بصیریان از ارتباطات خودانگیز. مفهوم کنشگری در اینجا شکل می‌گیرد و این مفهوم همه را تحت تأثیر ناموازی ارتباطات قدرت قرار می‌دهد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: کاستلز در این کتاب قدرت ارتباطات را دارای سه جنبه می‌داند: اول این که چند بعدی است و بعد شبکه‌ها شکل می‌گیرد که این شبکه‌ها همه حوزه‌های انسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. دوم شبکه‌های قدرت، خود در حوزه‌های مختلف شبکه‌سازی می‌کنند و به صورت رقیب و مشارکتی وارد فعالیت می‌شوند. سوم این که شبکه‌ی قدرت، حول محور نهادهای سیاسی یا سیستم سیاسی شکل می‌گیرد و در نتیجه سیاست نقش بنیادی در شبکه‌سازی کلی قدرت دارد. از اینجاست که سیاست‌گذاری در حوزه‌ی شبکه‌ها را امری ممکن ولی متغیر می‌داند.

خانیکی همچنین تصریح کرد: به نظر من فهم کاستلز به فهم تغییرات در جامعه امروز خیلی کمک می‌کند. تغییراتی همچون شبکه‌ای شدن، منعطف شدن و چند ضلعی شدن، تغییر در نقش‌ها و کارکردها را به دنبال دارد. البته در بحث‌های بعدی او همین ذهنیت به دلیل حضورش در سطوح مختلف از شهر و معماری و برنامه‌ریزی و … وجود دارد و به اینجا می‌رسد که ربط بین شبکه‌ها و توسعه و ربط بین شبکه‌ها و انقلاب موبایلی را ببیند. کارهای کاستلز کمک می‌کند تا بفهمیم شبکه، یک معیار جدی برایکارکرد مناسب همه شبکه‌های دیگر قدرت است. دامنه مباحث کاستلز به گونه‌ای گسترده شده است که فراتر از ارتباطات در حوزه‌های دیگر هم نظریات او مطرح شده است.

ارتباطات گروهی در ایران تدریس نمی‌شود

حسین افخمی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی هم در ادامه این نشست گفت: کتابی که ما با آن سروکار داریم بخشی از ادبیاتی است که در طول ۲۰ سال گذشته در ایران تولید شده است. ای کاش دکتر بصیریان پیش از این، کتاب شناسی کاستلز را اضافه می‌کردند چراکه این می‌تواند به خواننده‌ی ایرانی کمک کند.

او در ادامه به توضیح معنی «قدرت» پرداخت و بیان کرد: در درجه اول همه دنبال قدرت مشروع هستند تا آن را به دست بیاورند و هر جا قدرت نامشروع ‌شود، مقاومت در مقابل آن صورت می‌گیرد. قدرتی که در این بین وجود دارد و ما از گذشته تا به حال سرمایه سنگینی برای آن پرداخت کرده‌ایم، قدرت نفوذ و اقناع است که تکنیک آن در حوزه‌ی بلاغت بیشتر تدریس می‌شود. بعد به self communication می‌رسیم. در ارتباطاتی که ما از آن استفاده می‌کنیم تا چه حد از نفوذ استفاده می‌شود؟ قدرت دیگری که در جهان معاصر وجود دارد. در کتاب فیلترهای خبری این بحث مطرح است که یکی از فیلترهای کمک کننده در خبر، درباره‌ی قدرت کارشناس است. در اینجاست که فرد کارشناس نظری را مطرح می‌کند و ما به او ارجاع می‌دهیم.

افخمی ادامه داد: قدرت دیگر از طریق پاداش دادن کسب می‌شود و این پاداش می‌تواند تعریف، تمجید و … باشد. بدترین و ملموس‌ترین قدرت از طریق زور و اجبار است و شکل‌های مختلفی دارد.

او افزود: با در نظر گرفتن این مفاهیم قدرت باید ببینیم که کاستلز کدام قدرت را مطرح می‌کند، او در این کتاب مفهوم شبکه را مطرح می‌کند و این مربوط به امروز و دیروز نیست. گفته می‌شود اولین بار مردم‌شناس‌ها در حوزه اجتماعی شبکه را مطرح کرده‌اند. بنابراین در حوزه سیاست، ریاضیات و علوم کامپیوتری شبکه تعریف مخصوص خود را دارد و با این ابعادی که برای شبکه در نظر گرفته می‌شود، ما با ارتباطات و اطلاع‌رسانی سر و کار داریم.

این مدرس ارتباطات با بیان یکی از مشکلات حوزه ارتباطات در ایران گفت: دانش ارتباطات در کشور ما در جاهایی صفر و در جاهای دیگری خیلی جلو است. بحثی از ارتباطات که در کشور ما سال‌ها مرده است، ارتباطات گروهی است و در هیچ دانشگاهی در ایران تدریس نمی‌شود. این ارتباطات گروهی رابطه نزدیکی با مشارکت سیاسی، کار جمعی، سازمان‌ها و … دارد. عنوان ارتباطات گروهی مقداری درک ارتباطات را برای ما مشکل می‌کند اگرچه وقتی از ارتباطات صحبت می کنیم یک بعد آن mass self-communication است.

او خاطرنشان کرد: در حقیقت کاستلز به صورت جدی می‌خواهد بگوید که انواع مختلف ارتباطات –فردی، میان فردی و …-  با این تکنولوژی جدید وارد جای دیگری شده و بیشتر بر رسانه‌های اجتماعی تأکید می‌کند. به عبارتی در فضای جمعی چگونه ارتباط برقرار می‌کنند؟ در واقع یک نوع ارتباطات جدید به ارتباطات قبلی اضافه می‌شود.

افخمی گفت: شاید بخشی از عدم درک صحیح ارتباط در گروه به جامعه‌شناسی و بخش دیگری به روان‌شناسی برگردد. شاید بخشی از آن به دلیل فقدان این ادبیات و جریان حاکم بر ذهن ما در حوزه تفسیر مفاهیم ارتباطی، یعنی جبرگرایی مک لوهان در حوزه ارتباطات است. به عبارتی بحث من این است که چرا ما در ایران کاستلز را بیشتر از دیگران می‌شناسیم و یکی از دلایل آن شاید این باشد که جریان حاکم بر ذهن ما جریان جبرگرایی مک لوهان است و چون کاستلز به مک لوهان نزدیک است، ما بیشتر با این دو ارتباط برقرار می‌کنیم. اگرچه ترجمه این کتاب افتخار بزرگی است و نشان می‌دهد دنیای آکادمیک دانشگاه‌های ایران پر از ادبیات جهانی است ولی ما به عنوان کسی که خواننده کتاب هستیم، نباید فکر کنیم این بحث به این کتاب محدود می‌شود یا آنچه در این کتاب آمده غیرقابل تغییر است.

او با بیان انتقاداتی درباره‌ی نظریات کاستلز گفت: یکی از ایرادهایی که به او گرفته می‌شود، درباره‌ی انقلاب عربی است چون کاستلز در این زمینه نقش اینترنت را خیلی جدی گرفت و اصطلاح انقلاب اینترنتی را مطرح کرد. در حالی که ضریب نفوذ اینترنت در کشورهایی که انقلاب عربی رخ داد، در مقایسه با خیلی از کشورهای دیگر از جمله عربستان رقم پایینی بود. بنابراین باید به دنبال عاملی فراتر از فضای مجازی باشیم.

افخمی ادامه داد: من فکر نمی کنم mass self_communicationخود انگیزنده یا خودگزین باشد. به عبارتی کاستلز می‌خواهد چیزی درباره ارتباطات جمعی بگوید. به عقیده من کاستلز با مطرح کردن این مفهوم می‌خواهد آن ارتباط جمعی موجود در گذشته را زیر سؤال ببرد. در آخر توصیه می‌کنم این کتاب بار دیگر به صورت جداگانه ویراستاری شود تا از آنچه هست بهتر شود.

انتهای پیام

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here