روزنامه‌نگار نابینا به دنبال فریاد فراموش‌شده فلسطینی‌ها

شفقنا رسانه– نابینا به دنیا آمد. تجربه چیزهای جدید یا بازدید از مکان‌های جدید، اعتمادبه‌نفس «بودُر حسن» را به‌عنوان کودک از او می‌گرفت، حتی بیرون‌رفتن از خانه نیز چالش و کشمکشی بزرگ برای او محسوب می‌شد، اما حالا دنیای او در ۲۷سالگی، هزاران کهکشان با دنیای کودکی‌اش در ناصریه فاصله دارد.
«در زمان برپایی تظاهرات وقتی که پلیسِ اسراییل مردم را کتک می‌زد و با گاز اشک‌آور حمله می‌کرد، مردم برای این‌که از من محافظت کنند، فریاد می‌زدند: نمی‌تونه ببینه، نمی‌تونه ببینه.» بودُر این صحبت‌ها را به خبرنگار الجزیره می‌گفت و دابل اسپرسو را جرعه‌جرعه می‌نوشید. «ببینید! من می‌تونم درک کنم که چرا آن افراد چنین حرفی می‌زدند، اما راستش را بخواهید، اصلا این رفتار را دوست نداشتم و ندارم.»
پوشش تظاهرات و درگیری‌ها به جزیی از وجود و ماهیت بودُر حسن تبدیل شده است؛ بانوی روزنامه‌نگار فلسطینی که برای رسانه‌ها و وب‌سایت‌های مختلف به زبان‌های عربی و انگلیسی گزارش تهیه می‌کند. در تظاهرات‌ها از سوی سربازان اسراییلی کتک خورده است و حتی یک‌بار پس از استنشاق گاز اشک‌آور از هوش رفت، اما بودُر حسن، همچنان در عرصه روزنامه‌نگاری می‌تازد. «مردم از این تعجب می‌کنند که فردی نابینا می‌تواند روزنامه‌نگار هم باشد.» لبخندی پهن، صورتش را پوشاند که به من هم سرایت کرد.
روزنامه‌نگاری برای بودُر در ۲۱سالگی و با نوشتن اخبار ورزشی برای وب‌سایتی آمریکایی شروع شد؛ قبل از آن‌که قلمش برای فلسطین بنویسد. نقل‌مکان از ناصریه به خیابان‌های شلوغ اورشلیم در ۱۹سالگی دلهره‌آور بود، اما به گفته بودُر، او کم‌کم یاد گرفت که از کوچه پس کوچه‌های باریک بخش قدیمی شهر بربیاید و این شد عامل تقویت اعتمادبه‌نفس او. با خنده ادامه داد: «حتی کسانی هم که بینایی عالی دارند، برای یافتن مسیر در مناطق فلسطینی‌‌نشین اورشلیم و همچنین کرانه باختری به مشکل برمی‌خورند.»
وقتی که بودُر به سمت دروازه دمشق می‌رفت، جمعیت از همه طرف حرکت می‌کرد، دستفروشان فریاد می‌زدند، بوق ماشین‌ها گوش را کر می‌کرد اما او همچنان آرام و استوار به نظر می‌رسید.
حسن که مطالبش را با لپ‌تاپی مجهز به صفحه کلید بریل می‌نویسد، می‌داند که مسیری طولانی را از گذشته‌ای درونگرا طی کرده است. او خود را وقف احیای روایت‌ها و داستان‌های فلسطین کرده است؛ داستان‌هایی که گاه و بیگاه فراموش می‌شوند، مانند عواقب تخریب خانه‌ها یا رنج بی‌پایان خانواده‌هایی که فرزندی را از دست داده‌اند.
«آنچه که برای من اهمیت دارد، این است که زاویه دید انسان‌ها نسبت به مسائل را درک کنم. تلاش می‌کنم که فقط راوی باشم و همه چیز را در زمینه‌ای سیاسی قرار دهم.»
حسن ادامه داد: «روزنامه‌نگاران با سبک‌های کلیشه‌ای و پیش‌پاافتاده درباره فلسطین می‌نویسند، به‌خصوص درباره مادران فلسطینی. این کلیشه‌ها اصلا درباره مادران فلسطینی صدق نمی‌کنند. هرکس با اندوه و مرگ عزیزانش به شیوه خاص خود دست‌وپنجه نرم می‌کند. قبول دارم! بعضی موارد نیز مشترک هستند اما ساخت کلیشه‌ای از زنان، مردان، مادران و پدران فلسطینی ایده‌ای قابل قبول نیست. باید به این افراد مجال و حق صحبت داد تا هر آنچه که در ذهن و دلشان می‌گذرد را بر زبان بیاورند.»
بودُر اعتراف می‌کند که نابینایی و روزنامه‌نگاری برابر است با چالش و مبارزه. او اغلب به هنگام پوشش روایت‌ها، مسیر را گم می‌کند، به‌ویژه در کرانه باختری. در این شرایط از غریبه‌ها کمک می‌خواهد. او کاملا آگاه است که به هنگام تهیه گزارش، جزییات را به دلیل نابینایی از دست می‌دهد. جزییاتی مانند واکنش چهره افراد یا حرکات دست‌ها؛ اما می‌گوید: «من یاد گرفته‌ام که شنونده‌ای بسیار خوب و قوی باشم. تمرکزم را بر صدا، کلمات و آهنگ صدا می‌گذارم. کوچکترین جزییات را تصور می‌کنم؛ جزییاتی که اگر شما هم بشدت بر چهره یک فرد تمرکز کنید، باز هم ممکن است آنها را از دست بدهید.»
حسن وقتی به پوشش روایت‌ها و داستان‌ها مشغول است، اظهارنظرهایی منفی درباره خود می‌شنود؛ مردمی که به او پیشنهاد می‌کنند: «برای تو بهتر این است که در خانه بمانی.» با این‌که چنین حرف‌هایی ناراحت‌کننده و آزاردهنده است اما او امیدوار است که ادامه این مسیر موجب تغییر در آگاهی و درک مردم شود.
بودُر برای اثبات توانایی‌های خود مجبور است بسیار بیشتر از دیگر همتایانش کار کند. «وقتی که شما معلول هستید، به‌ویژه زنی معلول، آیا خوب‌بودن کافی نیست؟ نه! مجبورید که عالی باشید.» حسن ادامه داد: «و وقتی زن عرب معلولی هستید، صدها برابر بیشتر باید برای اثبات خود زحمت بکشید. مردم به روزنامه‌نگار مرد بینای غربی سریع‌تر بها می‌دهند تا به من.»
با وجود همه مشکلات و درگیری‌ها، بودُر نسبت به آینده خوشبین است و امید دارد که روزی برای کار به آمریکای لاتین سفر کند.
«شما دو چشم و دو گوش دارید. خب، من چهار گوش برای کارم دارم. واقعا شگفت‌انگیز است. به این فکر می‌کنم که اگر به خوبی و با دقت گوش نسپاریم، چه چیزهای فراوانی را از دست خواهیم داد.»
http: //www.aljazeera.com/news/۲۰۱۶/۰۲/blind-journalist-seeks-palestine-forgotten-voices-۱۶۰۲۱۱۰۹۵۵۰۵۱۹۷.html

منبع: روزنامه شهروند

انتهای پیام

آخرین اخبار